جستجو فارسی / English

در حوزه زن و خانواده، گاهی در بحث‌های سیاسی با مسائل اجتماعی دچار خلط می‌شویم

تاریخ انتشار: 1404/09/07     
در حوزه زن و خانواده، گاهی در بحث‌های سیاسی با مسائل اجتماعی دچار خلط می‌شویم
چهارمین جلسه از سلسله نشست‌های محفل پژوهش، تحت عنوان حکمرانی‌پذیری مسائل زنان؛ ضرورت‌های گفتمان سازی از سوی پژوهشکده زن و خانواده با ارائه دکتر ناهید سلیمی عضو هیئت‌علمی پژوهشکده زن و خانواده برگزار شد
در نشست علمی "حکمرانی‌پذیری مسائل زنان؛ ضرورت‌های گفتمان سازی" مطرح شد:
در حوزه زن و خانواده، گاهی در بحث‌های سیاسی با مسائل اجتماعی دچار خلط می‌شویم/ حکمرانی‌پذیری موضوع جدیدی است که به ظرفیت‌های حکمرانی و سیاست‌گذاری برمی‌گردد.
چهارمین جلسه از سلسله نشست‌های محفل پژوهش، تحت عنوان حکمرانی‌پذیری مسائل زنان؛ ضرورت‌های گفتمان سازی از سوی پژوهشکده زن و خانواده با ارائه دکتر ناهید سلیمی عضو هیئت‌علمی پژوهشکده زن و خانواده برگزار شد.
به گزارش روابط عمومی پژوهشکده زن و خانواده، دکتر سلیمی در نشست علمی "حکمرانی‌پذیری مسائل زنان؛ ضرورت‌های گفتمان سازی" با ارائه دیدگاه علمی و پژوهشی خود اظهار داشت: بحث حکمرانی‌پذیری موضوع جدیدی به شمار می‌رود و این مساله به ظرفیت‌های حکمرانی و سیاست‌گذاری برمی‌گردد.
وی بیان کرد: وقتی در مورد حکمرانی و حکمرانی‌پذیری صحبت می‌شود در یک فضای تعاملی بین دولت، حکومت و مخاطب قرار است قدم برداریم که البته این بیشتر در مورد حمکرانی‌پذیری صادق است.
وی تصریح کرد: حکمرانی‌پذیری، حامل مجموعه‌ای از ارزش‌ها و هنجارهایی است که دولت و اقتدار مرکزی در فرایند حکمرانی بر مخاطبان خود اعمال و عرضه می‌کند؛ و مخاطب، جمعیتی است که قرار است در عین حل‌وفصل مسائلش، در چارچوب نظمی اخلاقی و هنجاری سامان یافته و اداره شود. 
عضو هیئت‌علمی پژوهشکده زن و خانواده عنوان کرد: اما بحث حکومت پذیری همیشه از یک مبنای فلسفی متنفاوت و از تعریف دولت شروع می‌شود.
این استاد در مورد منشاء گاورمنتالیتی یا حکومت‌مندی در آراء فوکو خاطرنشان کرد: شاید در خیلی از مباحثی که در مورد حکمرانی‌پذیری مطرح است این قدر بازگشت واژگانی به عقب لازم نباشد، اما همیشه بحث‌های جامعه‌پذیر کردن ارزش ها و اهداف حکمرانی در مخاطب و بحث اداره براساس دانش دولت و درونی کردن خواست دولت در جمعیت مخاطب با یک تکنینک‌هایی همانند گفتمان و گفتمان سازی در آراء فوکو نه در اشتراک مبنایی بلکه در استفاده از ابزارهای این اندیشه همراه بوده است.
وی اظهار داشت: هر چند وقتی با این واژه‌ها مواجه می شوم، تبارشناسی این واژه‌ها را زیاد نمی‌شناسیم، اگر می‌گوییم حکمرانی پذیری و ظرفیت سیاسی حکمرانی و یا خط مشی گذاری و تعامل و نوع تعامل به کجا برمی‌گردد؛ یکی از مهم‌ترین مبانی این بحث ها چه در تشابهات مبنایی و حتی در نقطه آغاز بحث از تعارضات مبنایی و عملکردی، حکومت‌مندی و یا حکومت‌گری فوکو است.
سلیمی گفت: اینکه در تعریف فوکو، حکومت مندی چه تعریفی دارد و ما را چه قدر به حکمرانی پذیری می رساند ، پشتوانه هستی‌شناسی در این بحث دارد، در واقع فوکو مبنای حکومت گری را یک مبنای بی‌دولتی یا دولت تخیلی قلمداد می‌کند.
گفتمان‌ها با یک سری شیوه‌ها نهادینه می‌شود
وی افزود: فوکو در فلسفه سیاسی خود معتقد است که دولت یک موجود ازپیش‌داده و ماهوی نیست؛ بلکه آنچه ما دولت می‌نامیم، محصول تاریخیِ مجموعه‌ای از ایده‌های مرکزی، عقلانیت‌ها و گفتمان‌هایی است که از طریق شیوه‌ها و سازوکارهای نهادینه‌شده و با بهره‌گیری از فناوری‌های اجتماعی و تکنیک‌های حکمرانی، تکوین یافته و به‌تدریج «دولت» پدیدار و تثبیت می شود.
عضو هیئت‌علمی پژوهشکده زن و خانواده بیان کرد: از نظر فوکو، دولت محصول شبکه‌ای از روابط قدرت و عقلانیت‌های حکمرانی است؛ حکومت فقط یکی از گره‌های این شبکه است. سوژه‌ها در این فرایند ساخته می‌شوند و با بازتولید رژیم حقیقت، به‌گونه‌ای عمل می‌کنند که خودِ دولت نیز به‌عنوان یک اثر تاریخی از دل همین سازوکارها پدید می‌آید و تقویت می شود.
وی اظهار داشت: بنابراین در نگاه فوکو، دولت یک شخصیت مستقل ندارد، بلکه محصول شبکه‌ روابط قدرت و تعامل دائمی میان دانش و قدرت است؛ شبکه‌ای که در نهادهای رسمی و غیررسمی امتداد می‌یابد. در این بحث گویا فوکو در دادن عاملیت به دولت در اداره دارای تعارض می شود اما در هر دو رویکرد فوکو، دولت فاعل نیست؛ قدرت است که از طریق دولت عمل می‌کند. در حکومتمندی فوکو در امتداد بحث های دولت او هم اگرچه ظاهر امر این است که دولت اراده می‌کند، اما در واقع این عقلانیت‌های حکمرانی‌اند که خود را در قالب دولت متجسد کرده و عمل می‌کنند و تکنیک‌های حکمرانی از طریق ظرفی به نام دولت اجرا می‌شوند.
این استاد ادامه داد: ما در این بحث فسلفه هستی‌شناسی فوکو با مبانی خیلی کار نداریم، اما تحلیل عقلانیت ها و استراتژی های قدرت توسط فوکو تا جایی به ما کمک می کند این مبانی را سوار یک سری استراتژی‌هایی کنیم که ما را به بحث حکمرانی می‌رساند که برای ما نیز رهیافت دارد.
وی عنوان کرد: این تکنیک ها و توجهات به خصوص در بحث سیاست گذاری و خط مشی‌گذاری، مخصوص در جایی که اعمال اراده ها توسط دولت می خواهد عینی شود به ما کمک می کنند.
کلیات این رهیافت‌های فوکو در حکومت‌مندی براساس تخاصم گفتمانی اتفاق می‌افتد
سلیمی تصریح کرد: کلیت رهیافت فوکو در حکومت‌مندی بر این بناست که میدان قدرت همواره صحنه کشمکشِ عقلانیت‌ها، استراتژی‌ها و گفتمان‌های رقیب است؛ ازاین‌رو، حکمرانی همواره در بستری از تقابل‌ها، مقاومت‌ها و تضادهای گفتمانی شکل می‌گیرد و هیچ‌گاه بر یک وحدت یا انسجام کامل استوار نیست. این مشابه وضعیت در حکمرانیست که در حکمرانی هم، همواره با نوعی تضاد و مقاومت ساختاری روبه‌رو هستیم.
وی گفت: فوکو برای نشان دادن نحوه عمل شبکه‌های قدرت و عقلانیت‌های حکمرانی، بر تکنیک‌ها و فناوری‌هایی تمرکز می‌کند که گفتمان‌ها را در میدان عمل عینیت می‌بخشند. در مرحله نخست، این فرآیند از طریق نهادسازی تحقق می‌یابد و با مجموعه‌ای از نهادهای مداخله‌گر مواجه هستیم که کارکردشان اعمال و نهادینه‌سازی تکنیک‌های حکمرانی است.
این استاد افزود: در این نقطه در مدل ذهنی من، در مدل حکمرانی و اداره عمومی در بوم ایران که با دولت پیشینی و صاحب مشروعیت و اقتدار مرکزی مواجه هستیم می توانیم از مدل تلفیقی یعنی کنش در یک دولتِ واقعیِ دارای اقتدار (اقتدار قانونی–عقلانی، بوروکراسی، توان اعمال اراده) با استفاده از ابزارهای بسط قدرت فوکویی (گفتمان، تکنیک‌ها، نهادینه‌سازی، سوژه‌سازی) یاد کنیم.
درین رویکرد، دولت به عنوان نهاد واقعی و دارای اقتدار، اراده سیاسی دارد و می‌تواند تصمیم‌گیری و اعمال قدرت مشروع کند. اما در اجرای این اراده، از ابزارهای عملیاتی فوکویی بهره می برد. دولت برای تحقق اهداف خود از گفتمان‌ها، نهادسازی و تکنیک‌های حکمرانی استفاده می‌کند، و سوژه‌ها با پذیرش و بازتولید گفتمان، نقش عملیاتی در اجرای سیاست‌ها ایفا می‌کنند. به این ترتیب، اراده دولت واقعی با ابزارهای فوکویی تحقق می‌یابد و قدرت هم‌زمان در نهادها، تکنیک‌ها و سوژه‌ها جریان می‌یابد.
سلیمی افزود: یک گفتمان بدون نهادسازی و نهادینه‌شدن، امکان عمل در میدان اجتماعی را ندارد و خود به خود نمی‌تواند دولت یا حکمرانی را بازتولید یا تقویت کند. در این چارچوب، او به تعبیری از «شهروند فاضل» اشاره کرد؛ سوژه‌ای که دانش حکمرانی را در خود درونی کرده و به بازتولید گفتمان و عقلانیت‌های حاکم می‌پردازد.
سلیمی اظهار داشت: محورهای عملیاتی و تکنیکی که پیش‌تر نام بردیم، می‌توانند هم به صورت خطی و هم به صورت چرخه‌ای تحلیل شوند. در این مسیر، گفتمان نقش تولید دانش اصلی و شکل‌دهنده هنجارها و ایده‌های محوری را دارد که اداره عمومی بر اساس آن‌ها سامان می‌یابد؛ این ایده‌ها باید از طریق فرآیند نهادسازی و نهادینه‌سازی تثبیت شوند.
وی خاطرنشان کرد: به این معنا که هم ساختارسازی حول گفتمان اتفاق می‌افتد و هم آن گفتمان به هنجار غالب، فرهنگ و چارچوب اجتماعی تبدیل می‌شود؛ نهادها با بازتولید تکنیک‌ها و گفتمان‌ها، آن را رسوب می‌دهند و تثبیت می‌کنند. این نهادینه‌سازی، علاوه بر تثبیت گفتمان، تولید سیاست و قدرت را ممکن می‌سازد و زمینه‌ساز شکل‌گیری سوژه‌ای مانند شهروند فاضل است که خود بازتولیدکننده عقلانیت‌ها و هنجارهای حاکم است.
عضو هیئت‌علمی پژوهشکده زن و خانواده بیان کرد: در فرآیند نهادینه‌سازی، تکنیک‌های حکمرانی و نهادسازی، سوژه‌سازی را ممکن می‌کنند. به این معنا که سیاست‌ها، قوانین و ساختارهای اجتماعی و اداری، با برچسب‌گذاری، قواعد و ابزارهای کنترل، زمینه را برای شکل‌گیری سوژه‌هایی فراهم می‌کنند که مطابق هنجارها و اهداف گفتمان عمل می‌کنند. در ادامه این سوژه‌ها خود به بازتولید گفتمان و قواعد نهادینه‌شده کمک می‌کنند. برای مثال، در سیاست‌های حجاب و عفاف، قوانین و مقررات، سوژه‌هایی با هنجارهای مشخص تولید و تثبیت می‌کنند،. در سیاست حجاب سوژه مشخصی تولید میشود و بر اساس آن قوانین حجاب و عفاف را مصوب می‌کنیم و قواعد و ابزارهای کنترلی برای آن تعیین می‌کنیم.
وی تصریح کرد: در بحث نهادینه کردن گفتمان‌ها، طبق نظر فوکو ما با سوژه‌سازی، برای افراد چارچوب عمل تعیین میکنیم، سوژه‌ها چارچوب عمل را می‌پذیرند و بازتولید می‌کنند. در واقع سوژه‌ای که ذیل نهادسازی ساخته می‌شود خودش دوباره گفتمان را تقویت می‌کند؛ هرچند گویی در این فرآیند فوکو مقاومت و عاملیت را نادیده می‌گیرد، اما در حکمرانی پذیری باید متوجه کانال های دیگر سوژه سازی مانند مقاومت و کنش های مخاطب خارج از شبکه قدرت هم باشیم. یکی از ایراداتی که حکومتمندی با تحلیل فوکو وارد می شود هم بر این محور استوار است که فوکو با بحث سوژه‌سازی به کنشگر و عاملیت مقاومتی فرد در شبکه اصالت نمی‌دهد.
وی ادامه داد: نهادهایی که خلق سوژه می‌کنند، قواعد را پشتیبانی می‌کنند، صرفا دولتی نیستند و نهادهای رسمی و قانون و دادگاه و شورای سیاست‌گذاری از آن جمله است، ما در بحث‌های حکمرانی از این شبکه غفلت می‌کنیم، در حالی که رهیافت بسیار مهمی در بحث‌های حکمرانی دارد.
این استاد اظهار داشت: این امر، نهادهای متکثر و توسعه یافته‌ای را درگیر این شبکه می‌کند، یعنی فقط دولت نیست که نقش آفرینی می‌کند، خانواده و تربیت نظام آموزش و پروتکل‌های سازمانی و قواعد سازمانی و قواعد اجتماعی و بحث رسانه و هنر به عنوان فناوری های حکمرانی نیز ایفای نقش می‌کند.
وی ادامه داد: گاهی از این رهیافت‌ها عبور می‌کنیم و تغافل بین این نهادها و حکمرانی و دولت اتفاق می‌افتد، از یک جایی به بعد دولت یا حکمران باید متوجه این ادغام نهادها باشد اما ادغام اتفاق نمی‌افتد.
وی تصریح کرد: گاهی ما نظام‌سازی‌ها را با برچسب‌ها کنترل می‌کنیم، این ها، نهادینه سازی را رقم می‌زند و اقداماتی را هنجاری می‌کند و برچسب ماحصل آن است، اما این سوژه‌ها دوباره قاعده گذاری می‌کند، مثلا در موضوع حجاب، من نمیخواستم تولید زن مجرم کنم، اما در قانون گذاری سوژه زن مجرم را خلق کردم و خود این سوژه در حمکرانی فرهنگی و تقنینی دوباره نقش آفرینی می‌کند و این ایده دولتی را تثبیت و تقویت می‌کند، اندازه ای که من نمی‌توانم از آن سوژه عبور کنم.
سلیمی اظهار داشت: توجه به تحلیل های حکومتمندی در حکمرانی پذیری برای ما دستاوردها و ایده‌های مثبتی دارد؛ ادبیات جدید علوم سیاسی می‌گوید اتفاقا فضای بین‌الملل به سمت حکومت مندی بین‌المللی می‌رود، یعنی دارای یک گفتمان مسلط است که پروگاندای سیاستی تولید می‌کند و یک سری قواعدی را خلق و از یک سری فناوری‌ها استفاده می‌کند که توسط این‌ها بتواند کشورهای دیگر را از راه دور کنترل کند.
سلیمی در ادامه افزود: ادبیات حکمرانی اسلامی‌ما هم در بحث حکمرانی پذیری بسیار لاغر است؛ بسیاری از مسائل در نظامات بخشی و میان سیست ها را باید ابتدا در حکمرانی کلان خود را حل کنیم تا بتوانیم اتفاقات خوبی رقم بخورد.
وی بیان کرد: برای مثال یکی از این بحث‌ها، پیگیری موضوعاتی مانند توسعه و امنیت و حقوق بشر و هنجارها حول و هوش جنسیت است؛ که عموما بدون در نظر گرفتن مبانی و استراتژی های سوار بر آن ها در گفتمان مبدا اتفاق افتاده است. یعنی گفتمانی در داخل می‌خواسته هژمونیک شود یا حل مساله کند، اما فرایند سیاستی بین المللی و فناوری های قدرت در انتقال ایده ها به کشورهای مقصد را نادیده گرفته است و در نهایت برخلاف رویکرد خانواده محور و دینی داخلی بیش تر خلق مساله ای جدید با عنوان سوژه همچون زن آزاد و مدرن و شهروند آزاد ساخته است که دیگر حول نظم اخلاقی ثابتی کنش نخواهد کرد.
این استاد و عضو هیات علمی پژوهشکده زن و خانواده عنوان کرد: بنابراین مساله شناسی را در این ایده تلفیقی با رویکرد فوکویی و آنچه در میدان است اگر بخواهیم حل کنیم، در بحث‌های حکمرانی با مساله‌هایی مواجه هستیم که بسیاری از این مسائل برساختهایی ذیل حکومت‌مندی بین المللی هستند.
ایراد دیگری که بر این مدل از حکومتمندی وارد است در تلفیق با حکمرانی پذیری، عدم توجه به محیط و امکانات و اقتضائات محیطی است که خود را بیشتر در نهادسازی، و اجرا نشان می دهد و استنسون با عنوان حکومتمندی واقع گرا آن را به حکومتمندی فوکو اضافه می کند و در عمل پلی به حکمرانی و حکمرانی پذیری می شود. وی تصریح کرد: در ادامه مثال قبلی ما نمی‌توانیم قاعده‌ای برای حجاب بیاوریم و مسئول گشت ارشاد، کار دیگری انجام دهد، در نهادینه‌سازی و خلق سوژه، ایراداتی محیطی مانند بی توجهی به اقتضائات بومی، فرهنگی و ظرفیت های اجرایی وجود دارد. این توجه به عاملیت مخاطب، اقتضائات هنجاری و فرهنگی و ظرفیت های محیطی مارا به سمت نوعی از حکمرانی اکوسیستمی و بین بخشی میبرد که سوژه های متنوع با اقتضائات مختلف خلق میکند و جامعه پذیری ایده مرکزی در حل مساله و اداره عمومی را نیز ممکن تر می سازد.
سلیمی اظهار داشت: ما می‌توانستیم طیفی را برای حجاب در نظر بگیریم که در آن بی‌حجاب کامل مجرم شناخته شود و با حجاب ستیز برخورد شود، اما شل حجاب را نیازمند مداخله فرهنگی بدانیم که متناسب با سن و موقعیت اجتماعی مداخلات متفاوتی را به خود اختصاص می دهد، در نهایت هم برای اینکه سیاست قانون را جامعه پذیر و اجرایی کنیم، باید به سمت بحث گفتمان سازی برویم و از نهاد گفتمانی استفاده کنیم.
ادبیات حکمرانی اسلامی ما بسیار لاغر است
این پژوهشگر بیان کرد: حکمرانی در ایران، ادبیاتی جدید و مبهم دارد و ادبیات حکمرانی اسلامی ما بسیار لاغر است؛ وقتی در مورد مشارکت یا حکمرانی شبکه ای حرف می‌زنیم در منابع دینی و بومی مکانیزم‌های جذابی داریم؛ اما در بحث‌های حکمرانی و در ادبیات کلان آن نیامده.
وی افزود: در ادامه تلاش های نظری تطبیقی برای بومی سازی رویکردهای موجود و درس آموزی از شیوه های مفید هم باید اتفاق بیافتد. در این تلاش بنده هم سعی بر این بود مدل تلفیقی ارائه شود که دولت، هم به عنوان نهاد دارای اقتدار و اراده سیاسی عمل می‌کند و هم از ابزارهای شبکه‌ای فوکویی (گفتمان، نهادسازی و سوژه‌سازی) برای عملیاتی کردن اهداف خود بهره ‌گیرد. در این چارچوب، سیاست‌ها و قوانین نه تنها چارچوب هنجاری و عقلانیت را تثبیت می‌کنند، بلکه سوژه‌هایی تولید می‌کنند که خود بازتولیدکننده گفتمان و قواعد حاکم هستند پس باید با دقت تدوین و نصویب شوند. این رویکرد نشان می‌دهد چگونه ترکیب اقتدار دولت و فناوری‌های حکمرانی می‌تواند ایده‌های مرکزی سیاستگذاری، به ویژه در حوزه مسائل زنان، در جامعه پذیرفته، نهادینه و بازتولید شود.
این تلفیق، امکان تحلیل همزمان قدرت متمرکز دولت و جریان شبکه‌ای تکنیک‌ها و گفتمان‌ها را فراهم می‌کند و نشان می‌دهد چگونه حکمرانی می‌تواند هم مشروعیت و اقتدار داشته باشد و هم ظرفیت تثبیت هنجارها و عقلانیت‌ها را در جامعه ایجاد کند.
این مدل برای مسائل زنان در جمهوری اسلامی ایران که با مثال هایی در حوزه مشارکت و مسائل فرهنگی زنان در جلسه پیگیری شد، دستاوردهای عملی و تحلیلی بسیاری دارد؛ تمرکز این رویکرد در حکمرانی پذیری مسائل زنان بر نهادینه‌سازی گفتمان‌های حاکم بر خانواده، زنان و نقش اجتماعی آن‌هاست، و معتقد است در مسیر تولید سیاست‌ها و قوانین باید با بهره‌گیری از نهادها، رسانه، آموزش و فناوری‌های حکمرانی، سوژه‌هایی متناسب با اهداف سیاست‌گذاری تولید شوند. سوژه‌های ساخته‌شده، نه تنها رفتارهای فردی و اجتماعی را هماهنگ می‌سازند، بلکه گفتمان‌های رسمی و هنجارهای حاکم را بازتولید می‌کنند و این چرخه بازخوردی، امکان حکمرانی‌پذیر کردن مسائل زنان را فراهم می‌آورد.
 
 
اشتراک گذاری:
نظرات
اطلاعات تماس

مرکز قم: بلوار غدیر ، کوچه 10 ، پلاک 5
 تلفـن:  58-32603357 (025)
 فکس:  32602879 (025)
دفتر تهران: بلوار کشاورز ، خ نادری ، ک حجت دوست ، پ 56
 تلفـن:  88983944 (021)
 فکس:  88983944 (021)
دسترسی سریع

فروشگاه اینترنتی
سامانه آموزش مجازی
کتابخانه
بانک محتوای علمی
کتابخانه دیجیتال
فصلنامه مطالعات جنسیت‌وخانواده
شبکه های اجتماعی

ایتا بله آپارات