جستجو فارسی / English

واسطه گری نظم جدید جنسیتی برای گذار جامعه سنتی به جامعه مدرن، به عهده جریان روشنفکری بوده است

تاریخ انتشار: 1404/10/17     
واسطه گری نظم جدید جنسیتی برای گذار جامعه سنتی به جامعه مدرن، به عهده جریان روشنفکری بوده است
عضو هیئت علمی پژوهشکده زن و خانواده با ارائه مقاله‌ای با عنوان «از اقتدار مردانه تا انتخاب زنانه؛ مطالعه‌ای دیرینه‌شناسانه در چرخش‌های گفتمانی در الهیات معاصر حجاب»، به بررسی سه گفتمان تاریخی درباره زن و مسئله حجاب پرداخت.

حجت‌الاسلام والمسلمین امیر مهاجرمیلانی در این نشست که در پژوهشکده زن و خانواده برگزار شد، اظهار کرد: رویکرد کلی این مقاله بر این فرض استوار است که هم‌زمان با ورود مفاهیم و مقولات دنیای جدید به ایران، که مقارن با نهضت مشروطه بود، زیست‌جهان جامعه ایرانی در معرض تعارض میان عناصر پیشین و این مفاهیم وارداتی قرار گرفت. در این میان، یکی از مهم‌ترین عرصه‌هایی که به‌تدریج به کانون نزاع و تقابل گفتمانی بدل شد، مسئله زنان با تمرکز بر موضوع حجاب بود. وی افزود: این روند کاملاً هدفمند بود و جریان منورالفکری، تجددخواه و تحول‌طلب به‌خوبی از ظرفیتی که حوزه زنان برای هموارسازی مسیر جامعه ایرانی به سوی تجدد داشت، آگاه بود. چنان‌که میرزا ملکم‌خان تصریح می‌کند: «تربیت یک زن بهتر از تربیت صد مرد است». در این مجال قصد تکرار ادبیات این حوزه را نداریم که نشان می‌دهد چگونه جریان تحول‌خواه دریافت که بدون دگرگونی در نظم جنسیتی و مناسبات مربوط به زنان، امکان متجدد شدن جامعه ایران فراهم نخواهد شد.
این عضو هیئت علمی با اشاره به ادبیات موجود درباره نقش زنان در جابه‌جایی نظم سنتی به نظم تجددی تصریح کرد: متون و شواهد فراوانی در این زمینه وجود دارد که همگی بر این نکته تأکید دارند که زنان، از طریق ایجاد تغییر در نظم سنتی جنسیت، می‌توانند زمینه گذار از جهان قدیم به جهان جدید را تسهیل کنند. از این‌رو، دور از انتظار نیست که حوزه زنان، به‌ویژه با محوریت مسئله پوشش، به یکی از اصلی‌ترین کانون‌های منازعه و کشمکش گفتمانی تبدیل شود.

حجت‌الاسلام والمسلمین مهاجرمیلانی بیان کرد: در گفتمان تجددخواه، بیش از آنکه دغدغه اصلی ارتقای جایگاه زنان یا پرداختن به مسئله حقوق زنان مطرح باشد، آنچه اهمیت دارد نقش زنان در واسطه‌گری برای عبور از نظم جنسیتی سنتی و در نتیجه، گذار جامعه از وضعیت سنتی به وضعیت مدرن است. به بیان دیگر، مسئله اصلی جابه‌جایی مناسبات قدرت است؛ جابه‌جایی‌ای که در آن جریان روشنفکری نقشی محوری ایفا می‌کند. روح حاکم بر این مقاله نیز بر این نکته تأکید دارد که با دگرگونی زیست‌جهان جامعه ایرانی و تحول در گفتمان اجتماعی، تبیین‌های مربوط به حجاب نیز در حال تغییر است. وی در ادامه تصریح کرد: جامعه پیشامدرن ایران، متناسب با مناسبات خاص خود، جامعه‌ای است که اگرچه زنان در آن نقشی مهم و اثرگذار ـ هرچند غیرمستقیم ـ ایفا می‌کنند، اما در عرصه عمومی صدای بلندی ندارند و به تعبیری، صدای آنان در فضای عمومی غایب است. این غیبت را باید محصول نظم جنسیتی حاکم دانست، نه نتیجه زن‌ستیز بودن فرهنگ دینی. این عضو هیئت علمی پژوهشکده زن و خانواده افزود: اگر این غیبت را با کلیشه‌های رایج و در عین حال سرکوبگر فمینیستی تحلیل کنیم، ناگزیر به این نتیجه می‌رسیم که فرهنگ و گفتمان دینی زن‌ستیز بوده است؛ حال آنکه این برداشت نادرست است. غیبت صدای زنان پیامد نظمی جنسیتی خاص است که روایتی پیچیده دارد و تاکنون آن‌گونه که شایسته بوده، به‌درستی و به‌صورت عالمانه تبیین نشده است. اساساً دغدغه جدی برای روایت علمی این نظم وجود نداشته، زیرا همواره از منظر انتقادی و با اتکا به ادبیات قدرت و ادبیات فمینیستی به آن نگریسته شده و در نتیجه تصویری مخدوش و ناصواب از آن ارائه شده است.

وی خاطرنشان کرد: فارغ از چرایی و چگونگی این غیبت، واقعیت آن است که زنان در عرصه عمومی دارای صدایی غایب‌اند و به یک معنا در گفتمان سنت از خودآئینی برخوردار نیستند. حال آنکه خودآئینی مرز میان دنیای سنت و دنیای مدرن را رقم می‌زند؛ جایی که انسان با عبور از وضعیت دگرتنظیم به سوی خودتنظیمی و خودسَروری، نظمی تازه پدید می‌آورد که از آن به نظم تجددی یا مدرنیته یاد می‌شود.وی در ادامه تأکید کرد که تمایز میان دنیای مدرن و دنیای سنت را می‌توان در مفهوم «خودآئینی» جست‌وجو کرد. حتی آیزنشتات، با وجود باور به مدرنیته‌های چندگانه و تأکید بر اینکه مدرنیته غربی لزوماً مدرنیته اصلی نیست و اشکال مدرنیته در جوامع مختلف متفاوت‌اند، و با وجود نقد روایت کلاسیک جامعه‌شناسانی چون مارکس و رد این تلقی که مدرنیته دارای ذاتی واحد و منحصراً متبلور در غرب است، در نهایت هنگامی که می‌خواهد حداقل‌های مدرنیته را توضیح دهد، خودآئینی را معیار اصلی قرار می‌دهد. به بیان دیگر، بدون خودآئینی نمی‌توان از مدرنیته سخن گفت؛ هرچند خودآئینی مفهومی پیچیده است و درباره آن دیدگاه‌های متنوعی وجود دارد. حجت‌الاسلام والمسلمین مهاجرمیلانی افزود: اگر بخواهم از خودآئینی سخن بگویم، مقصود نوعی پذیرش مسئولانه و متاملانه، همراه با مواجهه، درگیری فکری و توان دفاع از موضع شخصی است که می‌توان آن را در تعریفی حداقلی چنین فهم کرد. بر همین اساس، مفهوم محوری این مقاله «خودآئینی» است؛ مفهومی که نشان می‌دهد با تحول سطح خودآئینی در جامعه ایرانی، تبیین‌های مربوط به حجاب نیز متناسب با آن دگرگون می‌شوند. هرچه خودآئینی افزایش می‌یابد، این تبیین‌ها از قرائت‌های مردانه، اقتدارگرایانه و تهدیدمحور فاصله می‌گیرند و به سوی رویکردهایی حرکت می‌کنند که زن را مخاطب قرار می‌دهند، نگاهی همدلانه‌تر با زنان دارند و از ادبیاتی که شأن زن را نادیده می‌گیرد، جدا می‌شوند.

این استاد حوزه علمیه
ادامه داد: انسان، و به‌ویژه زنان، در دنیای سنت فاقد خودآئینی‌اند؛ ازاین‌رو، هنگامی که حجاب به مسئله‌ای اجتماعی تبدیل می‌شود و نیازمند تبیین است، طبیعی است که این تبیین‌ها با اقتضائات همان دوره هماهنگ باشند. به بیان دیگر، در جهانی که زنان فاقد صدای مستقل در عرصه عمومی‌اند و گاه به‌مثابه تهدیدی برای حوزه عمومی تلقی می‌شوند، و در عین حال نظم و ساختار اجتماعی در اختیار مردان است، انتظار می‌رود تبیین‌های دینی حجاب نیز همسو با روح حاکم بر آن دوران شکل بگیرند. وی در ادامه تصریح کرد: هر اندازه این روح زمانه دگرگون می‌شود و جامعه مسیر تازه‌ای را در عرصه نوین می‌پیماید، تبیین‌ها نیز دستخوش تحول می‌شوند. با جدی‌تر شدن حضور زنان در عرصه عمومی و مشروط شدن گفتمان اجتماعی به این حضور، ساختار دینی و آگاهی دینی نیز به این ضرورت واقف می‌شود که بدون توجه به این تغییرات، تبیین‌های حجاب توان اقناع لازم را نخواهند داشت. به تعبیر فوکویی، با تغییر قواعد گفتار، گزاره‌های جدیدی تولید می‌شوند و تبیین‌های پیشین از قلمرو دانش دینی کنار می‌روند.
حجت‌الاسلام والمسلمین مهاجرمیلانی تأکید کرد: روح اصلی مقاله در این گزاره خلاصه می‌شود که هرچه گفتمان اجتماعی بیش از پیش به حضور زنان وابسته می‌شود، تبیین‌های دینی از ضرورت حجاب نیز دچار تحول می‌گردند. شایان توجه است که در دوره‌ای که زنان تقریباً حضوری در گفتمان نداشتند، حتی مخاطب اصلی رسائل مربوط به حجاب نیز مردان بودند؛ به‌گونه‌ای که در مهم‌ترین رساله‌های آن دوران، به ندرت می‌توان نمونه‌ای یافت که زنان به‌طور مستقیم در مسئله حجاب مورد خطاب قرار گرفته باشند.

وی بیان کرد: البته در آن دوره، فقهای برجسته‌ای زیر بار چنین تبیین‌هایی نمی‌رفتند؛ برای مثال مرحوم سیدکاظم یزدی و مرحوم آیت‌الله میرزا محمدتقی شیرازی به‌خوبی آگاه بودند که این نوع تبیین‌ها تاب عبور از سنجه‌های دقیق و سخت‌گیرانه تأملات فقهی را ندارند. در مقابل، بیشتر علمای بلاد که با موجی از شبهات مواجه بودند و وظیفه پاسخ‌گویی به این پرسش‌ها و دفاع از آموزه‌های دینی را بر عهده داشتند، به طرح این تبیین‌ها روی آوردند. در گذشته، که ارتباطات گسترده امروزی وجود نداشت، علمای محلی مرجع اصلی مردم در مسائل دینی و حتی امور روزمره زندگی بودند؛ از همین رو، این عالمان متناسب با عقلانیت زمانه، امکانات گفتمانی دوره خود و پیش‌فرض‌های مخاطبانی که باورهای دینی‌شان مورد نقد و تردید قرار گرفته بود، پاسخ‌هایی اقناعی ارائه می‌دادند. در این پژوهش، این پاسخ‌ها ذیل عنوان «تبیین‌های اندیشه دینی از حجاب» صورت‌بندی شده‌اند. وی ادامه داد: روح حاکم بر آن دوره، به‌ویژه در مواجهه‌های نخستین، روحی است که در آن صدای زنان چندان شنیده نمی‌شود و به تعبیری، زنان فاقد صدای مؤثر در عرصه عمومی‌اند. این وضعیت چگونه خود را در تبیین‌های مربوط به حجاب نشان می‌دهد؟ نخست آنکه مخاطب اصلی رسائل حجاب، مردان‌اند و بر همین اساس، منطق استدلال نیز ناگزیر مردانه شکل می‌گیرد؛ چراکه قرار است مردان به اقناع برسند و تصمیم‌گیران اصلی در باب پوشش و تنظیم روابط میان زن و مرد باشند، در حالی که زنان در این موضع، صدایی ندارند.

حجت‌الاسلام والمسلمین مهاجرمیلانی خاطرنشان کرد: طبیعی است وقتی مخاطب مردان باشند، منطق اقناع و اقناع‌پذیری نیز منطق مردانه باشد؛ مرد باید به این جمع‌بندی عقلانی برسد که پوشش زنان امری ضروری و معقول است. این منطق مردانه به‌طور طبیعی مؤلفه‌هایی را برجسته می‌کند که با افزایش حضور اجتماعی زنان، گسترش مشارکت آنان در گفتمان عمومی، شنیده شدن صدای‌شان و تقویت خودآئینی زنان، به‌تدریج از اعتبار می‌افتند. یافته‌های این مقاله نشان می‌دهد که به مرور، زنان به مخاطبان اندیشه دینی تبدیل می‌شوند و در نتیجه، استدلال‌هایی که عمدتاً بر منطق مردانه و به تعبیر دقیق‌تر بر منافع مردانه در مسئله حجاب استوار بودند، به حاشیه رانده می‌شوند و تلاش می‌شود از منطقی سخن گفته شود که در آن زنان، به‌عنوان عاملان حجاب، ذی‌نفعان اصلی آن نیز تلقی شوند. در حقیقت، روح اصلی مقاله همین نکته است. وی با اشاره به اینکه این مقاله دوره مورد بررسی را به سه گفتمان یا سه مقطع تاریخی تقسیم می‌کند، افزود: نخست، دوره پیشاپهلوی و پهلوی اول که نخستین مواجهه‌ها با مسئله حجاب شکل می‌گیرد؛ دوم، دوره پهلوی دوم تا دهه منتهی به انقلاب اسلامی؛ و سوم، از دهه پیش از انقلاب اسلامی تا امروز. این سه دوره، مقاطع اصلی‌اند که می‌توان تحولات تبیین‌های مربوط به حجاب را در بستر آنها به‌خوبی نشان داد.

عضو هیئت علمی پژوهشکده زن و خانواده توضیح داد: در دوره نخست، مخاطب اصلی رسائل حجابیه مردان‌اند. یکی از سنت‌های رایج کتاب‌نویسی در آن زمان، استفاده از گفت‌وگوهای فرضی بود؛ با این حال، حتی در این گفت‌وگوهای خیالی نیز زنان طرف گفت‌وگو قرار نمی‌گرفتند، هرچند موضوع سخن بودند. کتاب «محفل بانوان» نوشته مرحوم آیت‌الله میرزا بروجردی که در سال ۱۳۳۰ منتشر شد، از نخستین آثاری است که در آن روحانیِ داستان با زنان سخن می‌گوید. البته اندیشه دینی برای رسیدن به چنین نقطه‌ای به زمان نیاز داشت تا بتواند وارد محفل بانوان شود و با چند زن تحصیل‌کرده درباره مسائل زنان و حجاب به گفت‌وگو بنشیند. وی افزود: در این دوره نخست که می‌توان آن را «حجاب حداکثری و اقتدار مردانه» نامید، مردان از موضع مردانه درباره حجاب با یکدیگر گفت‌وگو می‌کنند و زنان به هیچ‌وجه طرف خطاب نیستند. برای نمونه، در رساله «فلسفه حجابِ وقایع‌نگار» که از روحانیان روشنفکر آن دوران به شمار می‌رود، حجاب به‌عنوان حکمی اخلاقی و حافظ «حقوق شخصی» معرفی می‌شود؛ اما با اندکی تأمل روشن می‌شود که مقصود از این حقوق، در واقع حقوق مردان است. به این معنا که اگر حجاب رعایت نشود، مردان از حقوق خود محروم خواهند شد.

عضو هیئت علمی پژوهشکده زن و خانواده ادامه داد: استدلال او بر این مبناست که زنان سه نقش اساسی همچون زایمان، پرورش فرزند و خانه‌داری بر عهده دارند و این امور به نوعی جزو حقوق مردان نیز تلقی می‌شود. از نگاه وی، اگر زن حجاب نداشته باشد و امکان حضور گسترده در جامعه را بیابد، منافع و حقوق مردان دچار آسیب می‌شود؛ ازاین‌رو، با چنین منطقی می‌کوشد جامعه مردان را قانع کند که حجاب را باید به‌مثابه ضامن حقوق شخصی جامعه تلقی کرد. وی در ادامه به یکی دیگر از اندیشمندان شناخته‌شده آن دوره، ابوعبدالله زنجانی ــ نویسنده کتاب معروف «تاریخ قرآن» ــ اشاره کرد و گفت: نقل است که یک فرد متدین آمریکایی از او می‌پرسد چرا حجاب باید واجب باشد. زنجانی در پاسخ به این پرسش رساله‌ای با عنوان «فلسفه حجاب» می‌نویسد و چنین استدلال می‌کند که حضور اجتماعی زنان به‌شدت آسیب‌زا بوده و موجب شکل‌گیری بحران‌های تمدنی می‌شود؛ ازاین‌رو نتیجه می‌گیرد که برای حفظ نظم اجتماعی، باید زنان را در خانه محدود کرد. حجت‌الاسلام والمسلمین مهاجرمیلانی تصریح کرد: این متفکران به‌نوعی دریافته بودند که به چالش کشیده شدن نظم جنسیتی از سوی گفتمان رقیب می‌تواند پیامدهای گسترده‌ای به دنبال داشته باشد، اما در آن دوره توان صورت‌بندی عالمانه و منسجم این مسئله وجود نداشت. افزون بر این، آثار دیگری نیز در آن زمان پدید آمد که امروز فاقد هرگونه اعتبار معرفتی‌اند؛ تبیین‌هایی که گاه بویی زن‌ستیزانه دارند و بخشی از آنها را باید ناشی از رسوبات فرهنگی همان دوره دانست.

وی در ادامه گفت: با آغاز دوره پهلوی اول، تلاش‌های سرکوبگرایانه این حکومت در مجموع نتوانست تحول معناداری در ساختار آگاهی دینی آن روزگار درباره حجاب ایجاد کند. حتی افرادی مانند کسروی که در بسیاری از حوزه‌ها رویکردی انتقادی و تقابلی با دین داشتند، در مسئله حجاب موضعی کاملاً سنتی اتخاذ می‌کردند؛ به‌گونه‌ای که منطق نظم جنسیتی سنتی را می‌پذیرفتند و نسبت به جریان‌های مدرن در حوزه زنان بدبین بودند و این جریان‌ها را فاقد هرگونه منطق زنانه دانسته و صرفاً پیرو امیال شخصی مردان تلقی می‌کردند. این استاد حوزه تصریح کرد: بسیاری از جریان‌هایی که اصلاحات رضاشاهی را پذیرفته بودند، هنگام مواجهه با مسئله حجاب، همچون افرادی کاملاً وفادار به نظم سنتی جنسیت عمل می‌کردند. حتی گروهی مانند عرب‌‌باغی روحانی همراه با پهلوی اول، بر این باور بود که زنان از برابری عقلی با مردان برخوردار نیستند و زن را جنس دوم خلقت می‌دانستند. بنابراین می‌توان گفت که نظم جنسیتی سنتی در دوران پهلوی همچنان معتبر باقی ماند، هرچند تحولات تدریجی رخ داد که در نهایت به تضعیف این نظم انجامید.
وی افزود: بخشی از این تحولات ــ یا به تعبیر دیرینه‌شناسانه، تغییر در قواعد تولید گفتار ــ را باید در قدرت خودکامه پهلوی اول جست‌وجو کرد و بخش دیگری را در تحولاتی دانست که به افزایش حضور زنان در عرصه عمومی انجامید و توانست بخشی از جامعه را با خود همراه کند. در کنار این عوامل، رخدادهای دیگری نیز شکل گرفت که مجموعاً شرایط امکان پیدایش عقلانیت دینی جدیدی در حوزه جنسیت را فراهم آورد؛ موضوعی که در مقاله‌ای دیگر به تفصیل به آن پرداخته‌ام.

حجت‌الاسلام والمسلمین مهاجرمیلانی اظهار داشت: هرچند در این دوره، گفتمان تا حدی به حضور زنان مشروط می‌شود، اما همچنان بدن زنانه کانون نگاه شهوت‌آلود مردانه است. مهم‌ترین تحول این مقطع، تمرکز بر پیامدهای این وضعیت برای تزلزل نهاد خانواده است. در این دوره، مسئله خانواده برجسته می‌شود و تبیین‌های دینی بیش از پیش به سمت حفاظت از خانواده جهت‌گیری می‌یابند. نکته قابل توجه آن است که زبان اندیشه دینی، لحن ملامت‌گرانه دوره پیشین را تا حدی کنار می‌گذارد و در تحلیل فروپاشی خانواده، مسئولیت صرفاً متوجه زنان دانسته نمی‌شود؛ بلکه مردان نیز مورد خطاب قرار می‌گیرند و به کنترل نفس و تمرکز محبت در کانون خانواده فراخوانده می‌شوند تا بنیان خانواده حفظ شود. با این حال، مسئله بدن زنانه و حضور اجتماعی زن با تأکید بر جذابیت‌های بدنی همچنان محل نقد جامعه و اندیشه دینی باقی می‌ماند و این مؤلفه همچنان برجستگی خود را حفظ می‌کند. میلانی گفت: برخی از اندیشمندان دینی آن دوره صراحتاً تأکید می‌کردند که «ای زن!» سرچشمه فسادهای اخلاقی، فروپاشی خانواده و بحران‌های اجتماعی، حضور و رفتار شماست؛ حضوری که به زعم آنان عفت عمومی را به چالش می‌کشد. در یک جمع‌بندی می‌توان گفت هرچند زبان اندیشه دینی تا حدی از ملامت‌گری صریح فاصله می‌گیرد و حتی زنان به‌عنوان مخاطب وارد گفتمان دینی می‌شوند، اما منطق حاکم همچنان همان منطق پیشین باقی می‌ماند. وی اظهار داشت: قدرت سرکوبگر رضاشاهی، همراه با چرخش‌های زبانی در اندیشه دینی و نیز جریان اصلاح دینیِ سنگلجی که با تکیه بر عقل عرفی به نقد و طرد برخی آموزه‌های شیعی می‌پرداخت، توانست بخش‌هایی از اقتدار سنتی اندیشه دینی را به چالش بکشد. مجموعه این عوامل، به تغییر در قواعد گفتار اندیشه دینی انجامید و زمینه را برای شکل‌گیری گفتمان دینی تازه‌ای در حوزه جنسیت فراهم کرد؛ گفتمانی که مهم‌ترین چهره آن شهید مطهری است.

حجت‌الاسلام والمسلمین مهاجرمیلانی در ادامه بیان کرد: مطهری تصریح می‌کند که بیشترین تأملاتش در حوزه زنان متمرکز بوده است، زیرا مسئله زنان را عرصه‌ای می‌دانست که شکست گفتمانی در آن به معنای شکست کل گفتمان دینی است. از نگاه او، اگر نتوان گفتمانی مشروع و قابل دفاع درباره زنان ارائه داد، گفتمان دیانت در این دوره فروخواهد پاشید. از همین رو، مسئله زنان برای مطهری اهمیتی محوری داشت و در بیشتر آثارش به آن پرداخته است؛ چنان‌که حتی در روزهای منتهی به شهادتش نیز مشغول نگارش مقدمه کتاب «مسئله حجاب» بود؛ اثری که در سال ۱۳۵۸ ناتمام ماند. وی در پایان تصریح کرد: رویکرد مطهری به مسئله زنان و جنسیت تفاوتی بنیادین با دوره‌های پیشین دارد. او معتقد بود منطق رایج پیش از او مایه وهن و بی‌آبرویی اسلام است و نمی‌توان با چنین منطقی درباره زنان با نسل جدید وارد گفت‌وگو شد. در واقع، مطهری گفت‌وگویی تازه درباره حجاب آغاز می‌کند؛ گفت‌وگویی که حجاب را نه ابزار محدودسازی زنان، بلکه زمینه و امکان حضور فعال و معنادار آنان در جامعه می‌داند.

در این نشست علمی حجت‌الاسلام‌والمسلمین دکتر مجید دهقان عضو هیئت¬علمی دانشگاه ادیان و مذاهب و ناقد نشست نیز عنوان کرد: این نوع پرداختن‌ها برای تاریخ ایده است؛ در تاریخ ایده، اندیشه زائیده اهل نبوغ و نخبگان است پس شخصیت‌ها مهم است و اندیشه‌ای که به مرور زمان تطور پیدا می‌کند لذا سیر تطور یک اندیشه و ایده در نظر گرفته می‌شود. وی بیان کرد: مقاله شما از نظر بررسی ایده‌ها بسیار عمیق است، اما در ارتباط با دوران تاریخ ایده است نه دیرینه‌شناسی؛ به جای تاکید بر برخی از جملات باید دید چگونه مفهوم زن مکلف که باید آن چه شارع با حجیت مواجه کرده و فرهنگ با عادت هنجار کرده به دو مفهوم حقوق زن تبیین شود. این ناقد علمی تصریح کرد: گسست‌های معرفتی در درون گفتاری در بحث حجاب مساله است؛ شهید مطهری نقطه عطفی در زمینه زن است اما باید دید چه شرایطی ایجاد شد که مطهری جرات پیدا کرد چنین دیدگاهی داشته باشد، در این باره از شخص به موقعیت گفتمانی برویم تا تبیین شود. وی خاطرنشان کرد: چون در این مقاله برای شما نوابغی همانند مطهری و زنجانی مهم هستند اما باید گفت در تاریخ گفتمان، شخصیت¬ها مهم نیستند بلکه ساختار گفتمان و ساختار نظام مهم است و وقتی ایده¬ای که خودآئینی است را بررسی می¬کنید این با نظریه نظم فوکو منافات دارد زیرا فوکو نبوغ فردی شخص را مورد تاکید قرار می‌داد.

عضو هیئت¬علمی دانشگاه ادیان و مذاهب اظهار داشت: باید به دنبال این باشیم که در زمان مطهری چه شرایط و امکانی فراهم شد که شخصی چون مطهری با ویژگی‌های گفتمانی خودش در تهران و تدریس و تحقیقی که دارد این گونه مورد نقد قرار می-گیرد. وی گفت: باید از شخص به موقعیت گفتمان برویم؛ شخص مهم نیست اندیشه¬ها مهم است در هر دوره¬ای نظام اگاهی حاکم است، ببینیم شهید مطهری در بحث زنان مباحثی گفته به معنای گسست نیست در گفتمان آن زمان هنوز غالب سخنان بر علیه مطهری است، باید دید آیا تغییر گفتمانی یا گسست گفتمانی اتفاق افتاده است. حجت‌الاسلام‌والمسلمین دکتر مجید دهقان خاطرنشان کرد: به جای شهید مطهری در گفتمان حجاب باید به موقعیت ایشان توجه داشته باشیم در جایی آمده شهید مطهری در بحث حجاب از حقوق زنان سخن می گوید اگر بخواهیم تحلیل گفتمانی انجام دهیم به جای اینکه بفرمایید شهید مطهری برخلاف نظریه پردازان قبلی حقوق زنان را مطرح می¬کند باید دید چه شرایطی ایجاد شده که مطهری چنین می¬گوید و در مقاله پاسخ به این سوال نبود. وی ادامه داد: فوکو با تغییر خطی تاریخ و اندیشه¬ها موافق نیست. چون حذف زنان در گفتمان مردانه در سنتی امکان داشته و در دوره¬های بعد رنگ می‌بازد به نظر می¬رسد تقسیم¬بندی شما سیاسی است اگر می¬خواهیم طبق گفتمان فوکویی باشد، نباید سیاسی باشد، ضمن اینکه به نظر می¬رسد در این جا خودآئینی خیلی پررنگ شده است. عضو هیئت¬علمی دانشگاه ادیان و مذاهب عنوان کرد: در این مقاله برخی از نکات در مورد گفتمان حجاب نیز جسته و گریخته و دارای پراکندگی آمده است، در مقاله، عاملیت و انتخاب را در دورانی آورده¬اید در سنتی که این واژه ها مناسب آن دوره نیست گفتمان اول را باید با مفاهیم خودش ارزیابی کرد ممکن است مشکل فهم تاریخ ایجاد کند، وقتی بحث حجاب را می¬آوریم میزان آگاهی مهم است. فقط حجاب نیست مفاهیم زنانگی و خانه نشینی و خانه داری و... مفاهیم باید شناخته شده باشد، اینها مفهوم خاصی از حجاب را نشان می‌دهد، بهتر است در مقالات روی حجاب تمرکز پیدا نکنید روی مفاهیم پیرامونی بحث کنید تا مخاطب بفهمد؛ در مجموع در نظم مفاهیم، حجاب گاهی به عنوان حریم اجتماعی آمده و یا خانه نشینی مدنظر است.



 
اشتراک گذاری:
نظرات
اطلاعات تماس

مرکز قم: بلوار غدیر ، کوچه 10 ، پلاک 5
 تلفـن:  58-32603357 (025)
 فکس:  32602879 (025)
دفتر تهران: بلوار کشاورز ، خ نادری ، ک حجت دوست ، پ 56
 تلفـن:  88983944 (021)
 فکس:  88983944 (021)
دسترسی سریع

فروشگاه اینترنتی
سامانه آموزش مجازی
کتابخانه
بانک محتوای علمی
کتابخانه دیجیتال
فصلنامه مطالعات جنسیت‌وخانواده
شبکه های اجتماعی

ایتا بله آپارات