تاریخ انتشار: 1404/11/04
حجتالاسلام والمسلمین مهدی سنجرانی در کارگاه "مسئله شناسی جنسیت و تفسیر و علوم قرآنی" تصریح کرد هدف جلسه «مسئلهشناسی» است؛ یعنی شناسایی دقیق چالشهایی که در درسهای تفسیر آیات جنسیتی، آیات خانواده و مباحث مرتبط با زن و خانواده رخ میدهد و حل آنها نیازمند پژوهشهای روشمند است.
ایشان در این کارگاه که 22 آذر، در پژوهشکده زن و خانواده برگزار شد؛ گفت صورتبندی ارائهشده مبتنی بر تجربه شخصی در مواجهه با مباحث تفسیری و علوم قرآن و نیز موضوعات خرد جنسیتی است و بنا دارد برای هر بخش، نمونههایی ذکر کند تا «خلأهای پژوهشی» و «سؤالهای علمی» روشن شود. او تاکید کرد کلانمسئلهها «پیشینی» هستند و باید پیش از ورود به پرسشهای جنسیتی تکلیفشان روشن شود تا پاسخ «مصابتر و صحیحتر» به دست آید.
منطق فهم قرآن و مسئله روش سبک تفسیری
سنجرانی «منطق فهم قرآن» را نخستین کلانمسئله دانست و گفت از آغاز شکلگیری علوم اسلامی، مسئله اصلی این بوده که «کلام خدا» فهم و تبیین شود و بدفهمیِ کلام الهی میتواند به انحراف در حوزههای اعتقادی، فقهی، اخلاقی و حتی فلسفی و علوم انسانی منجر شود. او گفت در آموزشهای رایج، عموماً به «سبکهای تفسیری» اشاره میشود و ممکن است روش تفسیر جامع (به تعبیر او، روش علامه طباطبایی و پیروان) مطلوب جلوه کند، اما صرف پذیرش یک عنوان کلی مثل «روش جامع» همه مشکلات را حل نمیکند؛ چون تازه این سؤال پیش میآید که مفسر با عقل، علوم ادبی، روایات و… چگونه مواجه میشود.
روایات خلقت حوا و چالش روش روایی
او مثال زد در تفاسیر با سبک روایی، درباره خلقت آدم و حوا روایاتی نقل میشود که میگوید «حوا از ضلع دنده آدم خلق شد» و حتی نتایج روانشناختی بر آن مترتب میکنند (مثل نقلِ مضمون «خلق الرجال من الطین و خلق النساء من الرجال…» و برداشتهای روانشناختی از آن). اما در ادامه گفت در روایاتی اهلبیت(ع) وجود دارد که نسبت به «خلقت حوا از دنده» موضع تند دارند و حتی آن را تکذیب میکنند و قائلان به این معنا را متهم میکنند که «به خدا دروغ بستهاند» و بیان کرده¬اند آیا خدا عاجز از خلقت مستقلِ حواست؟ آیا روایات را «مطلقاً» و به سبک اخباری میپذیریم؟ یا کار رجالی-درایتی میکنیم؟ اگر روایات تعارض داشتند، رفع تعارض را چگونه در حوزه تفسیر پیش ببریم (در حالی که به گفته او، در تفسیر به سادگیِ فقه نیست که به مجاری رایج رفع تعارض بسنده کنیم)؟ آیا باید از روشهایی مثل بررسی خاستگاه تاریخی حدیث استفاده کرد؟
او اینجا ایده «بررسی خاستگاه تاریخی» را مطرح کرد و گفت در مثال خلقت حوا، با پیگیری تاریخی میتوان ریشه این دسته روایات را در اسرائیلیات و ادبیات تورات و انجیل یافت (نقل مضمون داستان: کم شدن دنده آدم در خواب و آفرینش حوا). همچنین درباره روایت «فریب آدم توسط حوا» گفت در کتاب مقدس چنین تصویری برجسته است، اما قرآن برعکس آن را نشان میدهد: شیطان ابتدا آدم را مخاطب قرار میدهد و حوا به تبع او فریب میخورد. ایشان تاکید کرد برداشتهای رایجِ «زن منشأ شر است» از همین مسیرهای نادرست یا نقلهای غیرمنقح تغذیه میکند و جای نگرانی دارد. در همین چارچوب، سنجرانی گفت روایات خود در مواردی به قرآن ارجاع میدهند و باید به «محکمات قرآن» رجوع کرد تا روشن شود کدام روایت قابل پذیرش است و چگونه باید فهم شود.
ایشان از چند محور دیگر هم نام برد و آنها را میدان پژوهش دانست:
شان نزول: دقت کردن یا نکردن، مواجهه با شان نزولهای متعارض
روش باطنی، عرفانی: میزان علمیت و حجیت این روشها؛ آیا فهم ملاصدرا از آیات برای دیگران حجت است یا نه؟
ویژگیهای زبان قرآن: مخاطب اولیه قرآن، ادبیات و صناعات بیانی، نسبت قرآن با زیستجهان عرب جاهلی و شفاهیبودن متن و استفاده از تمثیلها (مثل کاربرد «نور» در آیه نور، یا سمیع و بصیر بودن خداوند و لزوم تبیین غیرجسمانی آنها).
"نمادینبودن" بیان قرآن و پیامدهای جنسیتی آن
قرآن از «ازواج مطهره» سخن میگوید و همچنین از «حورالعین»؛ که در نگاه ابتدایی، جنبهای مردانه پیدا میکند و این پرسش را میسازد که سهم زنان چیست و آیا اینها اختصاصی به مردان دارد یا معنای «همنشینی» و تفسیر دیگری دارد. او در این بحث، تقابل میان برخی قرائتهای فلسفی/حکمی را مطرح کرد: قرائتی که جنسیت را در معاد نفی میکند و قرائتی که جنسیت را حتی در معاد باقی میداند. سنجرانی سپس به نمونهای از نظر تفسیری حکمی را نیز اشاره کرد و گفت: آیتالله جوادی آملی تاکید دارند جنسیت امری مادی است و در مراتب عالی نفس جنسیت راه ندارد؛ لذا در تفسیر آیاتی که ظاهر جنسیتی دارند ناچار به تعبیر خاص میشوند. در مقابل، سنجرانی گفت میتوان با قرائتی دیگر، هم جنسیت را تبیین کرد و هم آیات را بر آن فهمید. او به آیاتی اشاره کرد که از پیوستن بهشتیان با صالحانِ خانواده (آباء، ازواج، ابناء) سخن میگوید و آن را نشانهای دانست که وجودِ پدر، مادر، زوج و فرزند، دستکم حضور تمایزات انسانی را در آن ساحت یادآور میشود.
رویکردهای قرائت قرآن: سنتی، اجتهادی، روشنفکرانه و روشهای جدید
ایشان گفت همانطور که در فقه میتوان به سه نگاه کلی سنتی، اجتهادگرایانه و روشنفکرانه اشاره کرد (با پیچیدگیها و زیرشاخهها)، در قرآنپژوهی نیز چنین است و امروز پرسشهایی درباره حق امکان استفاده از روشهای جدید مطرح است:
* فهم قرآن با نگاه مدرن
* فهم هرمنوتیکی
* تحلیل گفتمانی
* یا حتی پدیدارشناسانه
او همچنین گفت «روش تاریخی» هم خود نیازمند تبیین است و نباید با تاریخیکردنِ روشنفکرانه به سبکِ الگویی محمد الجابری و امثال او، جای روش علمی را گرفت؛ باید روش تاریخی خودِ پژوهشگر روشن شود و نسبت آن با حجیت تاریخیات، شان نزولها، روایتهای متعارض و… مشخص گردد.
مسائل خرد (زن، مرد، خانواده، اجتماع)
در بخش پایانی، سنجرانی گفت مسائل خرد را میتوان اینگونه صورتبندی کرد:
1. زن از منظر قرآن
2. مرد از منظر قرآن
3. خانواده و مناسبات زن/مرد
4. ساحت اجتماعی و نسبت آن با خانواده
ساحت فردی زن
او گفت در ساحت معنوی، «محکمات قرآن» دلالت روشن دارند بر عدم تفاوت زن و مرد (مثل آیات «المؤمنین و المؤمنات…»). همچنین به آیاتی اشاره کرد که استقلال زن را میرساند (مثل دریافت مهریه و نهی از گرفتن آن مگر با رضایت). سپس گفت این چارچوب قرآنی کمک میکند در مواجهه با روایاتی مانند «ناقصات العقول ناقصات الایمان…» بتوان نسبت آنها را با اصول قرآن سنجید؛ چون اگرچه روایات مفسر قرآناند، اما قرآن هم در سنجش صحت فهم روایات نقش دارد و نمیتوان محکمات را فدای فهمی نادقیق از روایت کرد.
ساحت خانواده: قوامیت، مسئولیتها، شروط ضمن عقد و بحران خانواده مدرن
سنجرانی بخشی از بحث را به خانواده اختصاص داد و گفت: باید مناسبات زن و شوهر از قرآن استخراج شود: قوامیت، طلاق، نفقه، تمکین، اخلاق طلاق و… در این میان، استفاده از «شروط ضمن عقد» را مطرح کرد و گفت فقها اجازه میدهند زن شرط کند که برای فعالیت حرفهای یا خروج از منزل، مانعتراشی نشود. اما در کنار آن، روایتی را نقل کرد که در آن مرد به همسرش اختیار کامل میدهد که هر زمان خواست بیرون برود و امام(ع) با ارجاع به قوامیت، از کمرنگ شدن چارچوب مدیریت ساختار خانواده انتقاد میکند (بدون اینکه بگوید کار حرامی شده است). از اینجا نتیجه گرفت که حفظ چارچوب خانواده و تعهدات خانوادگی مهم است و اگر «کل مناسبات زن و شوهر به هم بخورد»، پیامدهایی مثل خیانت، فروپاشی نقشها و فانتزیشدن ازدواج پدید میآید. در عین حال، او تصریح کرد بحثش انکار آسیبهای واقعی نیست و به وجود خشونت خانگی و ستم به زنان اشاره کرد و گفت این واقعیتها را میتوان دید و حتی به تاکیدهای مکرر مقام معظم رهبری در این باره اشاره کرد؛ اما مسئله بحث «مهندسی نظام خانواده از منظر قرآن» است.
ساحت اجتماعی زن و نسبت آن با خانواده
او گفت باید روشن شود آیا زن «خانهنشین» و محصور در اندرونی است یا قرآن برای او شأن اجتماعی قائل است. سپس به آیه « …وَالْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِنَاتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاءُ بَعْضٍ ۚ يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنكَرِ وَيُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَيُطِيعُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ ۚ أُولَٰئِكَ سَيَرْحَمُهُمُ اللَّهُ ۗ إِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ » استناد کرد و آن را نشانگر مسئولیتهای اجتماعی زنان دانست (امر به معروف، نهی از منکر، اصلاح اجتماعی، اقامه نماز، ایتای زکات). اما تاکید کرد نقطه دشوار، «ایجاد نسبت درست» میان رسالت خانوادگی و رسالت اجتماعی است؛ الگوی سومی که برخی بر آن تأکید میکنند، همین مهندسی تعادل است: نه افتادن از این طرف بام یا آن طرف بام.
ایشان در این قسمت کارگاه پیشنهادهایی را مطرح کرد:
* نیاز به مهندسی مسئولیت و تغییرات در نظام اداری (شناوری، دورکاری و حتی نقد الگوی ثابت ساعت کاری)
* لزوم مشارکت شبکه خانواده گسترده (پدربزرگ/مادربزرگ و…) در شرایطی که زن تخصصی دارد و جامعه نیازمند اوست
* لزوم مهندسی فرهنگی تا همه مسئولیت خانواده روی دوش زن نیفتد
سنجرانی در جمعبندی گفت: بسیاری از مسائل مطرحشده کار شدهاند، اما در مواجهه با پرسشهای امروز و پیچیدگیهای زندگی مدرن (زندگی آپارتمانی، مهاجرت، اشتغال همزمان زن و مرد، هزینههای معیشت، کارکردهای جدید مهریه و…)، خلأهای پژوهشی جدی آشکار میشود. او تاکید کرد نمیتوان صرفاً گفت «قرآن این را گفته»؛ بلکه باید سبک زندگی قرآنی و «وجه برتری» آن نسبت به الگوهای رقیب برای انسان امروز «قابل دفاع» تبیین شود.
نظرات



