تاریخ انتشار: 1405/03/11
سلسله یادداشت دکتر زهرا داورپناه، عضو هیئت علمی پژوهشکده زن و خانواده با عنوان "عهد جهاد"
در این سلسله متون میکوشیم عهد خود با رهبر شهید در جنگ دیروز را برای امروز بازخوانی کنیم
در این سلسله متون میکوشیم عهد خود با رهبر شهید در جنگ دیروز را برای امروز بازخوانی کنیم
عهد جهاد
در لحظات دشوار زندگی، گاهی احساس می کنیم که برای این رویداد آماده نیستیم و آرزو می کنیم کاش راهنما و نقشهای برای تعیین تکلیف در این موقعیت داشته ایم. ولی در جنگ تحمیلی کنونی، چنین مشکلی نداریم. زیرا ما بارها و بارها این موقعیت را زیسته ایم. ممکن است برخی در کلیّت این دعوی تردید داشته باشند یا بگویند که به هرحال در تمام سالهایی که ایران ما در برابر دشمنان مقاومت کرده، ما حضور نداشته ایم و لذا از آن تجربه بهرهمند نیستیم. هرچند این تذکر، یادآور قصورهای مختلف در انتقال حافظه تاریخی است، ولی باز هم امید مهمی وجود دارد: ما تنها چند ماه پیش این جنگ را زیسته ایم و از راهنمایی های رهبر شهید بهرهمند شدهایم. اگر هنوز بر سر عهد خود با او هستیم، میتوانیم دوباره به سخنانش رجوع کنیم و بدانیم باید چه کنیم؟ ما این لحظه را با او زیسته ایم و چنان که او خواسته، بر عهد جهاد میمانیم ان شاء الله.
از این رو در این متن، به بررسی پیام نخست و دوم رهبر انقلاب پس از حملات اسرائیل در جنگ دوازده روزه خواهیم پرداخت.
در نخستین پیام تلویزیونی، ضمن تعزیت و ادای احترام به مقام شهدا، دو نکته تاکید می شود
ملت ایران از خون شهیدانش نمیگذرد
ملت ایران از تجاوز به آسمانش نمیگذرد
به این ترتیب از سویی اهمیت خون شهدای ما و از سوی دیگر اهمیت مرزهای ملّی ما در زمین و آسمان و دریا ایجاب میکند که این حملهها، تلافی شود. نکته ای که بعدها در دیگر بیانات رهبری خواهیم دید این است که حتی همین امور بدیهی، توسط رسانههای متهاجم دشمن مورد هدف قرار گرفته و متأسفانه گاه شاهد جهالت هایی هستیم که در برابر تهاجم، احساس ناراحتی نمیکند
آنچه در دیماه تجربه کردیم، ظهور این جراحتهای شناختی در برخی از قربانیان ذهنی اسرائیل و امریکا بود. بعدتر به این موضوع باز می گردیم. رهبر شهید در پایان پیام، اطمینان می دهند که نیروهای مسلّح، اقدام متناسب را خواهند داشت
پیام تلویزیونی دوم، پس از حضور باشکوه مردم در راهپیمایی غدیر صادر میشود. رهبر شهید از ویژگیهای ارزشمند ملت ایران تشکر می کنند: متانت، شجاعت و وقت شناسی و نیز عقلانیت و معنویتی که در کنار مواهب مادی ایران ما، شایسته حمد الهی است. هریک از این اوصاف شایسته تأمل مجزا است؛ ولی جالب ترین نکتهی آن تمایز نگرش رهبری از قضاوت های رایج و استعماری، نه حتی در عوام، بلکه در نخبگان و روشنفکران ما است که مردم ایران را اغلب احساساتی، وقت نشناس و موصوف به صفات منفی تصویر میکنند. رهبر حقیقی یک ملت آن است که مردمش را دوست بدارد و به واقع آنان را ارجمند بداند. ایشان به این توصیف کلّی بسنده نمی کنند و به شکل مصداقی از حرکت شجاعانه خانم مجری خبر در زمان حمله اسرائیل به صداوسیما، سحر امامی تمجید میکنند و حرکت ایشان را تاریخی می دانند.
نکته بعدی، خبر از مقاومت ایران در مقابل جنگ تحمیلی و صلح تحمیلی است. در حالی که هنوز در آغاز جنگ هستیم، رهبری با دوراندیشی تذکر میدهند که ملت ایران هم در برابر جنگ و هم صلح تحمیلی، مقاومت میکنند و اساسا زیر بار هیچ اجبار و الزام بیگانه نخواهد رفت. ایشان با آگاهی از آسیب پذیری حقیقت در برابر دروغگویان بینالمللی تذکر می دهند: «من انتظار دارم که صاحبان فکر و صاحبان بیان و قلم، بخصوص مرتبطین با افکار عمومی جهانیان، این معانی و این مفاهیم را بیان کنند، تبیین کنند، برای مخاطبین روشن کنند، اجازه ندهند که دشمن با تبلیغات فریبکارانهی خودش حقیقت را دگرگون جلوه بدهد». توجه به هر دو گروه مخاطبان درون کشور و حتی عرصه بینالملل و فراخوان صاحبان فکر و بیان و قلم از سویی ملاکی است که ما باید عملکرد خود از جنگ قبلی تاکنون را با آن بسنجیم و از سوی دیگر همین لحظه، ما را دعوت به اقدام می کند
در این سلسله متون میکوشیم عهد خود با رهبر شهید در جنگ دیروز را برای امروز بازخوانی کنیم
سومین پیام تلویزیونی رهبر شهید، سرشاز از تبریک های متعدد به ملت ایران است
1.تبریک به خاطر پیروزی بر رژیم جعلی صهیونیستی که علی رغم هیاهو و افتخار به سلاح های پیشرفته، از نیروهای مسلح مردم ایران شکست خورد. نیروی مسلح از سویی فرزند و تربیت شده در دامان مردم ایران است و از سوی دیگر با پشتیبانی ایشان، امکان پیروزی یافته است. در روزهای متأخر جنگ رمضان که شاهد بی دفاعی کشورهای عربی و ناامیدی و غبن ایشان از اتکا به امریکا هستیم، اهمیّت این سخن را بیشتر درمی یابیم
2. تبریک دوم به مناسبت پیروزی بر امریکا است. به خاطر داشته باشیم که در پنجاهه اخیر، بارها و حتی کمتر از یک سال پیش هم ما بر آمریکا پیروز شدهایم و این رویداد الهی باز هم تکرارپذیر است. در عین حال باید به دروغ های دشمنان توجه داشت. به تعبیر رهبر شهید، امریکا از سویی حمله به تأسیسات هستهای را بزرگنمایی میکند و از سوی دیگر درباره حمله ایران به پایگاه العدید کوچک نمایی میکند. علیرغم این سیاست دروغ آمیز، حقیقت این است که امریکا سیلی سختی از ملت ایران دریافت کرد
رهبر شهید تأکید میکنند اتفاق جدیدی که رخ داده بیان دلیل واقعی دشمنی امریکا با ایران از سوی رئیس جهور کنونی آن است:"تسلیم شوید." این خواسته، بنیان سایر بهانه تراشی ها از حقوق زنان تا مباحث هستهای و موشکی است. رؤسای جمهور قبلی آنقدر ادراک داشتند که این طلب از هر ملتی، در منطق انسان قابل قبول نیست، لذا آن را بیان نمیکردند. ولی «این شخص لو داد آن حقیقت را. نشان داد و فهماند آمریکاییها فقط به تسلیم ایران راضی میشوند و نه به کمتر از آن» ولی چرا تسلیم ملت ایران ممکن نیست؟ «ایران کشور قوی و پهناوری است، ایران دارای تمدّن کهنی است؛ ثروت فرهنگی و تمدّنی ما صدها برابر بیشتر از آمریکا و امثال آمریکا است» ذکر این نکته به جاست که اینک می بینیم دستگاههای رسانهای دشمن، تعارف را کنار گذاشتهاند و به جای پنهان کردن درخواست تسلیم، میکوشند آن را موجه و سفیدشویی کنند. گاهی در گفتگو با فریب خوردگان ممکن است با این انحراف فکری و احساسی عجیب روبه رو شویم که تسلیم چه اشکالی دارد؟ بیایید درباره علل این بیماری و درمان آن بیاندیشیم
3. تبریک دیگر رهبر شهید، به اتحاد ملت ایران است که با وجود جمعیت نود میلیونی متکثّر میتواند در زمان لازم در کنار هم بایستند و یگانه شوند. این اتحاد نشان از شخصیت و بزرگواری ملت ما دار. اینک و در جنگ رمضان باید به خود یادآوری کنیم که میتوانیم به یاری خداوند دوباره مخاطب تبریکات رهبر شهیدمان و پیروزی بر رژیم جعلی صهیونیستی و امریکا با اتحاد خود باشیم، ان شاء الله.
در تاریخ ۱۴۰۴/۴/۲۵ و پس از جنگ دوازده روزه، رهبر شهید بیاناتی در دیدار با مسئولان قوهقضائیه داشتند که به بررسی اجمالی آنها میپردازیم.
ایشان ضمن تشکر از گزارش فعالیت های قوه، تذکر میدهند که نسبت این کارها باید با "کارهای بر زمین مانده و انجام نشده" ملاحظه شود و به موارد مکرری اشاره میکنند که همچنان باید مورد توجه قوهقضائیه باشد.در ادامه ایشان از قوهقضائیه درخواست میکند که نسبت به پیگیری جنایات اسرائیل و آمریکا در محاکم داخلی و خارجی اقدام کنند و معتقد هستند که در گذشته نسبت به چنین مواردی کوتاهی شده است. استدلال ایشان این است که هرچند این مجامع، اغلب به قدرتها اتصال دارند، ولی ممکن است در مواردی هم استقلال داشته باشند و همین احتمال ارزش دارد که«اگر پیگیری این موضوع و مراجعهی به دادگاههای بینالمللی و حقوقی و همچنین دادگاههای داخلی، بیست سال هم طول بکشد، اشکال ندارد؛ باید این کار دنبال بشود. بایستی یقهی جنایتکار گرفته بشود»
این نکته بسیار مهم است. مخصوصا در حال حاضر و نیز در زمان سخنرانی مذکور که سکوت و بیعملی مجامع جهانی در برابر جنایات اسرائیل و امریکا سبب ناامیدی و قطع توجه ما از روال های غربی میشود، باز هم رهبر انقلاب معتقد است از همین فرایندهای کم فایده هم نباید غافل شد. نکته دوم ومورد تأکید ایشان آن است که هدف از سفارشهای مخنلف به قوهقضائیه، ایجاد اعتماد عمومی در مردم نسبت به این قوه است و از مهمترین راههای رسیدن به این هدف، مبارزه با فساد هم درون قوه و هم در بیرون قوه است. ایشان در ادامه درباره جنگ دوازده روزه سخن میگویند. نکته اول این است: «و امّا ملّت ایران در این جنگ تحمیلیِ اخیر کار بزرگی انجام داد؛ این کارِ بزرگ از جنس عملیّات نبود؛ از جنس اراده بود، از جنس عزم بود، از جنس اعتماد به نفْس بود.» ایشان به خاطرات مستند از رژیم پهلوی اشاره میکنند که حتی در خلوت خودشان هم جرئت نداشتند نسبت به امریکا، کوچکترین انتقادی را مطرح کنند. ولی ملت ایران اینک شهامت مقابله با امریکا و سگ زنجیری اش در منطقه را دارد. ملت ایران ابزارهای مختلف منطق برای میدان دیپلماسی و نیرو برای میدان نظامی را داراست. البته در جنگ آسیبها پیش میآید، ولی به توفیق الهی، ملت ایران دست خالی نیست.
ایشان پیشبینی می کنند که دشمن وانمود خواهد کرد که ما جنگ را شروع کردیم و نه اسرائیل! باید این نکته را دائم تذکر داد که هرچند باور ما این است که رژیم صهیونیستی و امریکا، جنایتکار هستند ولی ما آغازگر جنگ نبودهایم. در عین حال چنان پاسخ دادیم که اسرائیل متوسل به امریکا شد. البته ملت ایران قادر است ضربه های بزرگتری هم به امریکا بزند. (جای رهبر عزیزمان در این روزها که ملت ایران سخن ایشان را محقق می کند، خالی است.)
ایشان در ادامه به "امر ملّی" و ظهور آن در جنگ دوازده روزه اشاره میکنند. هرچند دشمنان ایران بر روی فعالیت هستههای منافقین، سلطنت طلب و اراذل و اوباش پس از حمله به سران نظام، حساب کرده بودند؛ ولی خداوند نقشه آنها را باطل کرد و مردم را به پشتیبانی نظام، وارد میدان کرد. ایشان تأکید میکنند که هر یک از ما وظیفه خود در برابر وحدت را دریابیم و انجام دهیم و به خاطر بسپاریم در کنار هم ایستادن برای دفاع از حقیقت و کشور منافاتی با اختلاف سلیقه سیاسی و حتی اختلاف وزن مذهبی ندارد.
در این عرصه دوگونه اقدام وجود دارد
1. اقدامات لازم شامل تبیین، رفع مغالطات، وفاداری به نظام در زبان و اظهار آن
2. اقدامات مضرّ شامل جنجال و بحث بر روی موارد غیر لازم یا کم اهمیت. ضرر این امور چنان است که حتی در ابطال مغالطات نیز باید با شیوه ای آرام و آرامش آفرین اقدام کرد وگرنه کار مفید بدل به کار مضر میشود
ایشان به تمایز شور و هیجان از جنجال و بی صبری نیز اشاره میکنند و تأکيد دارند باید به تمایزهای ظریف امور توجه کرد. لذا هرچند "جهتگیریها" در دستگاه دیپلماسی کشور بسیار مهم است؛ ولی نباید بدون اطلاع یا با لحنی که روحیه مسئولان مربوطه را تضعیف کند، اعتراض یا نقد شود. با رعایت این امور است که ایشان بشارت میدهند «همهوهمه بدانند که [طبق] همین آیهای که این آقا الان تلاوت کردند: لَیَنصُرَنَّ اللهُ مَن یَنصُرُه،(حج/۴۰) خدای متعال نصرت را برای ملّت ایران در ذیل نظام اسلامی و زیر چتر قرآن و اسلام تضمین کرده که ملّت ایران حتماً پیروز خواهد شد» رهبر شهید در مردادماه، دیداری با خانوادههای شهدای جنگ دوازده روزه داشتند. ایشان ضمن عرض تسلیت به بازماندگان شهدای نظامی، دانشمند و مردمی، افتخار ایشان را جز برترین افتخارات بشری و الهی میشمارند. در ادامه رهبر شهید به دستاوردهای متعدد جنگ دوازده روزه اشاره میکنند. قدرت، عزم، اراده، استقامت و استحکام پایههای نظام و کشور ایران در این جنگ، برای دوست و دشمن محسوس و ملموس شد. در عین حال این رخدادها در تاریخ ۴۵ ساله جمهوری اسلامی، مکرر بوده و همیشه هم خنثی شده است. پایه و اساس جمهوری اسلامی که مورد حمله امریکای جنایتکار است، دین و دانش ایرانی است. اتحاد مردم در سایه قرآن همان قدر برای دشمنان ناراحت کننده است که ده برابر شدن دانشجویان ایرانی با وجود دو برابر شدن جمعیت. دستیابی ایرانیان به دانشهای انسانی، فنی، نظامی، دینی و... مورد مخالفت دشمنان ماست. ولی با استناد به بهانه های دروغین میکوشد عقب نشینی و شکست خود از جوانان ایرانی را پنهان کنند. از این رو برای بقای ایران و پیروزی در برابر دشمنان، باید در راه تقویت و گسترش و تعمیق دین و دانش تلاش کنیم.
رهبر شهید ما به ما بسیار امیدوار بود: «ملّت ایران به توفیق الهی دین خود را و دانش خود را رها نخواهد کرد. ما در راه تقویت ایمان دینیمان و در راه گسترش و عمق دانشهای متنوّع و گوناگون خودمان، قدمهای بلندی برخواهیم داشت. و به فضل الهی و به کوری دشمن خواهیم توانست ایران را به اوج ترقّی و اوج افتخار برسانیم؛ ملّت ایران این توانایی را دارد و انشاءالله به توفیق الهی این توانایی را اِعمال خواهد کرد و به نتیجه خواهد رساند»
تأملی بر بیانات رهبر شهید در مراسم عزاداری شهادت امام رضا علیهالسلام
۱۴۰۴/۶/۲
رهبر شهید در این جلسه در دو موضوع صحبت می کنند
ایشان ابتدا اشارهای به سفر امام رضا علیهالسلام به خراسان دارند. محصول این سفر اجباری، انتشار مکتب اهلبیت بود. گفتگوها و تعاملات امام بزرگوار با مردم و شخصیت ها سبب شد شیعه شناخته و تقویت شود. به خصوص انتشار مسئله عاشورا در جهان اسلام، مرهون تلاش امام رضا(ع) است که در روایت معروف ابن شبیب هم ظهور یافته است. با طرح موضوع عاشورا این پرسش اساسی مطرح می شد که چرا فرزند پیامبر شهید شد؟ این پرسش، کلید بسیاری از معاف اجتماعی اسلام است: زیرا امام حسین با ظلم مبارزه میکرد، زیرا بی عدالتی را برنمی تابید، زیرا... و این تبیین معارف اسلامی به واسطه ذکر عاشورا، به برکت بیان امام رضا صورت گرفت و شیعیان و باورمندان غیر شیعه به مکتب اهلبیت را تکثیر و تقویت کرد.
بخش دوم سخنان ایشان درباره جنگ و ایستادگی ملت ایران است. ولی دشمنی امریکا با ایران به خاطر چیست؟چرا همه دولتهای امریکایی، انواع تهدیدها و تحریم ها را با بهانههای مختلف نسبت به جمهوری اسلامی داشته اند؟ پاسخ واقعی همان است که رئیس جمهور کنونی آمریکا می گوید:«ایران باید گوش به فرمان امریکا باشد.» پس این تصور که با شعار ندادن یا مذاکره مستقیم، میتوان مسائل میان ما با آنها را حل کرد، ظاهربینی است. زیرا ملت ایران همواره در برابر این اهانت مقاومت می کند. البته دشمن باور نمیکرد که ملت ایران چنین مشتی به دهان آنها بزنند. آنها به قدری از خود مطمئن بودند که فردای حمله، برای ایران شاه معین کردند.ولی «منتها "ملّت ایران" ــ این را بارها گفتهایم، و من اصرار دارم تکرار کنم ــ ملّت ایران، با ایستادگی خود در کنار نیروهای مسلّح، در کنار دولت، در کنار نظام، مشت محکمی به دهان همهی اینها زد». ایشان در این سخنرانی نسبت به ایجاد تفرقه توسط عوامل داخلی دشمن تذکر میدهند. البته اختلاف نظر و یا بیان آرای نو و متفاوت، در راستای تکمیل داشته های ملت ایران، اشکالی ندارد. اما همه باید دقت کنند وارد فضای تخریب نشوند که خواست دشمن است. شاید اگر به هشدارهای ایشان بیشتر توجه میشد، حوادث دیماه به گونه دیگری رقم میخورد. ایشان در نهایت یادآور میشوند دشمن ما، رژیم صهیونی، منفورترین حکومت جهان است؛ زیرا جنایات آنها در تاریخ سابقه ندارد. مثلا اینکه کودکان گرسنه و تشنه در صف غذا را بکشند، در تاریخ بی سابقه است. هرچند دولتها هم به محکومیت زبانی اقدام میکنند، ولی واکنش درست آن است که راه کمک به آنها بسته شود. از این رو پاسخ درست همان است که مردم شجاع یمن انجام میدهند. «ما البتّه برای هر کاری که برای جمهوری اسلامی ممکن باشد، هر کاری که امکان داشته باشد، آمادگی کامل داریم و امیدواریم انشاءالله خدای متعال به حرکت ملّت ایران و حرکت حقخواهان عالم برکت بدهد و ریشهی این سرطان عمیق مُهلک را از این مهلکه بکَند و انشاءالله ملّتهای مسلمان را بیدار کند و با یکدیگر متّحد کند».
بیانات در دیدار رئیسجمهور و اعضای هیئت دولت
۱۴۰۴/۶/۱۶
رهبر شهید در این دیدار ابتدا از فداکاری همه دستگاهها در جنگ دوازده روزه تشکر میکنند و سپس بر این نکته تأکید میکنند که آنان که با مردم حرف میزنند باید راوی قدرت و قوّت و امکانات کشور باشند. هرچند «میدانم که فاصلهی بین خواستن و تصمیمگیری کردن با شدن، فاصلهی کمی نیست ــ این را همه میدانیم ــ امّا اینکه انسان بخواهد، اینکه انگیزه داشته باشد، اینکه همّت داشته باشد، اینکه امیدوار باشد که خواهد توانست، بخش مهمّی از عامل تحقّق خواستهها است.» این توصیه، خطابی عمومی به همه ما در همه موقعیتها است: امید ما را به تحقق خواستهها نزدیکتر می کند. رهبر شهید در ادامه توصیه میکنند که زمان محدود خدمت به مردم را غنیمت بشمارید. در این مسیر نباید وظایف را وابسته به تحولات خارجی کرد. حالت نه جنگ و نه صلح، خواست دشمن برای تعلیق امور است. همچنین تقویت قدرت ملّی در گرو مؤلفههای مختلفی است که مهمترین آنها، روحیه امید و انگیزه و یکپارچگی ملت است. لذا همه باید در انجام وظایف خود و نیز سخنان شان، به تقویت این روحیه کمک کنند. ایشان ضمن ارائه توصیههای مدیریتی و اجرایی متعدد، بر این اصل تأکید میکنند که در نظام اسلامی، کار برای خدا است. یکی دیگر از مواردی که اهمیت فراوان دارد، پیگیری امور تا مدیران میانی و نهایی و اجرا است. در کشور ما بسیاری از تصمیم های خوب به دلیل عدم" پیگیری" به دست مردم نمیرسند و دولت کنونی در این زمینه، عملکرد مناسبی دارد.
بخش بعدی صحبتهای ایشان به اقتصاد می پردازد: احیای واحدهای تولیدی زیرا تولید کلید پیشرفت اقتصاد کشور است. تامین به موقع کالاهای اساسی با پیش بینی و ذخیره و انحصارزدایی در موارد وارداتی، انضباط بازار، ذخیره گاز، مسئله مسکن، مسئله نفت: ما نیازمند به روز سازی روشهای تولید هستیم و این در توان جوانان تحصیلکرده ایرانی است. و نهایتا موضوع غزه و جنایتهای بینظیر رژیم صهیونیستی در آن. هرچند امریکا پشتیبان رژیم جنایتکار و غاصب است، ولی اگر کشورهای اسلامی روابط بازرگانی و سیاسی را با آن قطع کنند، این مشکل علاج می شود. تأکید پایانی ایشان این است که «من اینجا یک کلمه هم خطاب به اصحاب بیان و قلم نوشتهام و آن همین است که کسانی که روزنامه مینویسند، مقاله مینویسند، بیاناتی در صداوسیما دارند، بیاناتی در فضای مجازی دارند، سعی کنند به ضرر کشورشان حرف نزنند، راوی ضعف کشورشان نباشند، نقاط قوّت را برای مردم بیان کنند؛ نقاط قوّتی که واقعاً وجود دارد، ظرفیّتهایی که واقعاً وجود دارد؛ اینها را برای مردم بگویند». توصیه پایانی ایشان برای طلاب، مبلغان و کلیه اهالی قلم و سخن، حیاتی است. همچنین توجه به مقابله با اسراف به عنوان امری سیاسی و کلان و نه تنها گناهی شخصی، مستلزم فعالیت جدی نخبگان و ترویجگران است.
سخنرانی تلویزیونی خطاب به ملت ایران
۱۴۰۴/۷/۱
به مناسبت اول مهر و شروع سال تحصیلی
رهبر شهید با تبریک آغاز سال تحصیلی، به مسئولان مرتبط با آموزش توصیه میکنند که ارزش استعدادهای جوانان را مدنظر داشته باشند. سپس با توجه به سالگرد شهادت سیدحسن نصرالله از ایشان یاد میکنند: «سیّدحسن نصرالله ثروت عظیمی بود برای دنیای اسلام؛ نهفقط برای تشیّع، نهفقط برای لبنان؛ ثروتی برای دنیای اسلام بود. البتّه این ثروت از دست نرفته؛ ثروت باقی است؛ او رفت، امّا این ثروتی که او ایجاد کرده بود باقی است. داستان حزبالله لبنان داستان دنبالهداری است. نباید حزبالله را دستِکم گرفت و نباید از این ثروت مهم غفلت کرد. این ثروتی است برای لبنان و برای غیر لبنان». سخنان رهبر شهید را میتوانیم درباره شخص ایشان و تثبیت انقلاب اسلامی یا امام خمینی و تأسیس جمهوری اسلامی تکرار کنیم: رهبر شهید، آیتالله خامنهای ثروت عظیمی برای ایران، تشیع و دنیای اسلام بود ولی این ثروت از دست نرفته است. البته که ما میراث داران نقش مهمی در استفاده بهینه از این ثروت داریم
ایشان در سه فصل، سخنان بعدی خود را میفرمایند
اتحاد ملّت ایران: اتّحاد ملّت در جنگ دوازده روزه دشمنان را ناامید کرد. هدف از ترور فرماندهان و شخصیتها، مختل کردن جمهوری اسلامی بود. فرماندهان به سرعت جایگزین شدند. ولی مؤثرترین عامل پیروزی، مردم بودند که با راهپیمایی علیه دشمن اراده خود را به جهان نشان دادند. نکته مهم این است که دشمنان وانمود میکنند وحدت مردم از میان رفته است. ولی این سخن، غلط محض است و ما نباید با بیان دشمن همراه شویم. «عامل وحدت ملّت ایران همچنان باقی است.» اختلاف نظرهای سیاسی و قومیتهای گوناگون وجود دارند، اما در مقابل دشمن همه متحد میشوند و البته همه در برابر این اتحاد مسئول هستند. بیایید به عملکرد خودمان در مورد اتحاد بیندیشیم، به اقدامات موثرمان، به کارهایی که هنوز باید انجام بدهیم و دریافت خودمان را با شاخص دریافت رهبر بسنجیم.
غنی سازی: در این بخش، شهید خامنهای لازم میبینند که برای مردم به وضوح درباره این موضوع توضیح بدهند. «غنیسازی اورانیوم یعنی دانشمندان و متخصّصان مربوط به مسائل اورانیوم بیایند اورانیوم خام را ــ که معادنش هم در ایران وجود دارد ــ با یک رشته تلاشهای فنّیِ پیچیده و پیشرفته تبدیل کنند به یک مادّهی بسیار باارزشی که در مسائل گوناگون زندگی مردم دارای تأثیر است؛...» این تأثیرات در کشاورزی، محیط زیست، حفظ منابع طبیعی، انرژیهای پاک، درمان و فهرست مفصلی قابل شمارش است. ما قبلا قادر به غنی سازی نبودیم و نه دشمنان و نه متحدان، در این زمینه به کشور ما کمک نمیکردند. ایران یکی از ده کشور دنیا در میان دویست و چند کشور است که توانایی غنی سازی را دارد. دانشمندان ما از سی وهفت سال پیش و با همت والا، غنی سازی را تا شصت درصد ارتقا دادهاند ولی چون اراده و نیاز به سلاح هستهای نداریم، به نود درصد نرساندند. نکته مهم این است که آن نه کشور دیگر بمب هسته ای دارند. در مقابل نخبگان ما کار مهم تری کردند و آن، تربیت دهها دانشمند در این عرصه است. پس هر اتفاقی که رخ بدهد، علم از بین رفتنی نیست. بمباران فلان تأسیسات یا ترور یک شخص، علم ما را از بین نمیبرد. در سالیان گذشته هم ایران تحت فشارهای زیادی بود که غنی سازی بالا نداشته باشد یا محصولات را در کشور نگه ندارد. اکنون هم تأکید بر این است که به کلی غنی سازی نداشته باشیم.«خب معلوم است، ملّت غیرتمندی مثل ملّت ایران، توی دهن گویندهی این حرف میزند و این حرف را قبول نمیکند»
تبیین درست موضوع هستهای، اولین پیام این سخنان است. ولی در نگاه عمیق تر باید به اهمیت علم بومی و انتشار آن در نخبگان به مثابه جهادی مستمر اندیشید. این نکته به خصوص برای اهالی علم و قلم، اهمیت کارشان را آشکار می کند. در نهایت رهبر شهید درباره مذاکره با امریکا و نظرات مختلف مطروحه، تجربه و دریافت خود را بیان میکنند. هرچند ممکن است دهههای بعدی شرایط ایران و آمریکا فرق کند، ولی «در وضع کنونی، مذاکرهی با دولت آمریکا، اوّلاً هیچ کمکی به منافع ملّی ما نمیکند، هیچ سودی برای ما ندارد، هیچ ضرری را هم از ما دفع نخواهد کرد؛ یعنی کاری است بدون سود، بدون اینکه برای کشور فایدهای داشته باشد، بدون اینکه ضرری را دفع کند؛ مطلقاً چنین تأثیری ندارد. این اوّلاً. ثانیاً بعکس، زیانهایی هم بر آن مترتّب است». چرا مذاکره سود ندارد؟ چون طرف امریکایی، نتیجه مذاکرات را تعیین کرده است. در واقع او میخواهد فعالیتهای هستهای در ایران تعطیل شود و هدف از مذاکره، تحمیل این امر است. همچنین ایران نباید موشک دوربرد، میان برد یا حتی کوتاه برد داشته باشد تا دست بسته در برابر هر تعرضی از هر پایگاه آمریکایی در کشورهای همسایه باشد. مذاکره ای با این نتیجه واضح است که هیچ فایده ای ندارد.
اما ضرر آن چیست؟ وقتی امریکا تهدید میکند که یا مذاکره یا بمباران. اگر ما بپذیریم، نشانه "تهدیدپذیری" ما است. تهدیدپذیری ما را در مسیر بی انتهای تسلیم قرار میدهد و هر روز در برابر دشمن باید هر امری را اطاعت کنیم. آغاز جنگ رمضان، در میانه مذاکرات مجدد، گواه درک و پیشبینی درست رهبر شهید است. بهعلاوه وعدههای آنها هم دروغ است. ده سال پیش ایران در قرارداد برجام همه نظرات آمریکا را پذیرفت. ولی نه تنها تحریم ها لغو نشد، بلکه مشکلات کشور را در شورای امنیت، سازمان ملل و هستهای مضاعف کردند و بعد هم خروج آمریکا از برجام، اعلام شد. گواهی دیگر بر ضررهای مذاکره با امریکا! به این ترتیب پذیرش تهدید به معنای تسلیم و ضعف کشور و نابود کردن شرف ملت است. نپذیرفتن آن هم شرایط را تغییری نمیدهد. از این رو مذاکره در مسئله هستهای و شاید حتی امور دیگر، بنبست است و فقط برای حاکمیت آمریکا مفید است که به تسلیم ایران افتخار کند. پس چه باید کرد؟ اجازه بدهید پاسخمان را از تعابیر خود رهبر شهید بگیریم: «راه علاج پیشرفت کشور، قوی شدن است؛ باید قوی بشویم. قوی شدنِ نظامی لازم است، قوی شدن علمی لازم است، قوی شدن دولتی و ساختاری و سازمانی لازم است. باید افراد هوشمند ما، صاحبنظران دلسوز ما بنشینند، راههای تقویت کشور را پیدا کنند؛ و این راهها را دنبال کنند. اگر این شد، آن وقت طرف تهدید هم نمیکند؛ اگر دید طرف مقابل قوی است، حتّی تهدید هم نمیکند. به نظر من جز این راهی وجود ندارد. بایستی از خدای متعال کمک خواست، به خدای متعال توکّل کرد، به ائمّهی اطهار علیهمالسلام متوسّل شد که شفاعت کنند و کمک کنند، و همّت ملّی را به میدان آورد و انشاءالله کارها را پیش برد؛ و این کار به توفیق الهی خواهد شد»
امروز در میانه جنگ رمضان، در میانه خوف و رجا، زیر بمباران و رعب آفرینی ها و کنار ملت شجاع و عزیز ایران، بیایید بارها به این سخن بیاندیشیم. اگر قوی نبودیم، ایا همین مقاومت ممکن بود؟ اگر قوی تر بودیم، آیا دشمنان جرأت دستاندازی به ما داشتند؟ بیایید هم اینک هرجا که هستیم، با توکل و توسل، برای قدرت ایرانِ حسین بکوشیم. عادی ترین هم وطن ایرانی میتواند راهی برای تقویت سازمانی و ساختارهای مختلف کشور بیابد، غفلت نکنیم.
بیانات در دیدار قهرمانان و مدالآوران ورزشی و المپیادهای علمی جهانی
۱۴۰۴/۰۷/۲۸
رهبر شهید این دیدار را مظهر رشد و تجلی قدرت ملّی و قدرت جوانان میدانند. زیرا مدال آوران، خواه در عرصههای علمی و خواه ورزشی، جنگ نرم دشمن را خنثی میکنند. در جنگ نرم، دشمن می کوشد«ملّت را افسرده کند، ناامید کند، او را از تواناییهای خودش مأیوس کند؛» در مقابل مدال آوران با نشان دادن توانایی جوان ایرانی، سبب نشاط و شوق ملت می شوند. شهید رهبر ادعای ناامیدی جوانان را نوعی وسوسه و حداقل عدم اطلاع از واقعیّتها میدانند. «ایران عزیز ما مظهر امید است.» قهرمانی جهان یعنی جوان ایرانی اگر همت کند، میتواند به همه قلهها برسد. پیشرفتها و دستاوردهایی که در ورزش و المپیادهای علمی امروزه برای ما عادی به نظر میرسد، درگذشته وجود نداشت و جهشی پس از انقلاب بوده است. اهمیت دوچندان ورزشکاران از این حیث است که «هر کاری شما میکنید، در واقع به حساب ایران گذاشته میشود؛ هر کاری شما میکنید به حساب ملّت گذاشته میشود. این پرچمی که این آقایان نشان دادند، خیلی باارزش است. این سجدهای که میکنند، این دعائی که ورزشکار ما بعد از پیروزی میکند، خیلی باارزش است؛ این نماد ملّت ایران است». جوان المپیادی نیز مانند ستارهای است که اگر مسئولین به این نقطه اکتفا نکنند و وظایف خود را انجام دهند، بدل به خورشید دانش میشوند. این امر در تاریخ اخیر ایران در جنگ هشت ساله تجربه شدهاست و فقط یک ادعا نیست. رهبر شهید پیروزی در جنگ را علی رغم دست خالی و کمبودهای کشور در فضای انقلاب، مرهون ابتکار جوانان میدانند. امروزه هم ایران در نانو، لیزر، صنایع هستهای، پزشکی، نظامی و... "در میدان نبرد دانش" پیشتاز است.
ولی چرا رهبر شهید از دانش به مثابه میدان نبرد یاد می کنند؟ زیرا
دشمن نمیخواهد این واقعیت را ببیند
میکوشد مانع آن شود
با دروغ آن را مغشوش جلوه میدهد
ایرادها را بزرگنمایی میکند
حقایق را پنهان میکند و یا حتی وارونه منعکس میکند
لذا هرکسی که بر قله علم یا ورزش یا هر افتخار دیگری میایستد، پادزهر این خصومت است و نشان میدهد که فضای ایران، روشن است.
ایشان در توصیههای مهربانانه خود تأکید میکنند نیروی جوانی به گونهای است که هراندازه استفاده شود، افزایش مییابد. لذا جوانان میتوانند دائما تلاش خود را افزایش دهند و برای ملت خود فعالیت کنند. ایشان خطاب به علاقمندان به مهاجرت توصیه میکنند که به هرحال در سایر سرزمینها بیگانه خواهند بود، به خصوص که کشورهای غربی رفتارهای ناشایستی با مهاجران مرتکب میشوند. رهبر شهید در ادامه به سفر رئیسجمهور آمریکا به فلسطین اشغالی میپردازند و سخنان او را تلاش برای امیدوار ساختن صهیونیستها پس از یأس و شکست جنگ دوازده روزه میدانند. در عین حال باید به خاطر داشت آمریکا به اعتراف رئیس دولتش در این سفر، در جنگ غزه نیز شریک اصلی است. ولی ادعای او این است که با تروریسم مبارزه می کند. ولی آیا بیستهزار کودک شهید، تروریست هستند؟ یا آمریکای جنایتکار که داعش را تولید کرد و به جان منطقه انداخت؟ آنها که همچنان تعدادی از افراد داعش را برای استفاده بعدی نگه داشتهاند، رژیمی که در جنگ دوساله غزّه حداقل هفتاد هزار نفر را کشت، در جنگ دوازده روزه بیش از هزار ایرانی مظلوم را به شهادت رساند، دانشمندان ایرانی را ترور کرد و به این موضوع افتخار هم می کند.
پرسش اساسی رهبر شجاع در این فراز این است: «امّا اصلاً شما چهکاره هستید که اگر یک کشوری صنعت هستهای دارد شما دخالت کنید بگویید «باید» و «نباید»؟ شما چهکارهی دنیایید؟ چه ربطی به آمریکا دارد که ایران امکانات هستهای و صنعت هستهای دارد یا ندارد؟ این دخالتها، دخالتهای ناباب، ناجور، غلط و زورگویانه است.»
متأسفانه برخی از مردم منطقه ما، اصل دخالت و زورگویی آمریکا را پیش فرض میدانند و درباره چگونگی سازش با آن میپرسند. ولی رهبر آزاده و آزادی خواه شهید، پرسش بنیادینی را مطرح میکند که مبدأ همه مبارزات ضداستعماری جهان بوده است. مبلغ و تبیین گر ما باید بکوشد این پرسش را در فاهمه ایرانی، تثبیت کند. این پرسش صحیح، راه وصول به پاسخ های نو و نجات بخش است. ما باید به خاطر داشته باشیم مظهر واقعی ترویسم، آمریکا است. ایشان در ادامه ادعاهای طرفداری از ایران و قدرتمندی آمریکا را به محک تحریمهای ثانویه و نارضایتی میلیونها آمریکایی میسنجند. همچنین ادعایی که متأسفانه در ذهن مردم ایران، نیز تثبیت شده بود را نقد میکنند: «میگوید "من اهل معاملهام، میخواهم معامله کنم، با ایران معامله کنیم"! معاملهای که با زورگویی نتیجهی آن از پیش معلوم باشد، معامله نیست، تحمیل است.»
نکته پایانی، در عین سادگی، عصاره اندیشههای ضداستعماری است: رئیسجمهور امریکای خونخوار در همان سفراظهار میکند که «در این منطقهی به قول آنها خاورمیانه و به قول ما غرب آسیا، مرگ و نیستی و جنگ وجود دارد» رهبر شهید حتی در مقام سخن نیز، اجازه نمیدهند منظر و زبان استعمارگر که در نسبت با خود، ما را خاورمیانه میخواند، مسلط شود. جمله نقل شده، عصاره تمامی تعابیر استعمارگران غربی است. آنان همواره ملتهای دیگر را عقب افتاده، وحشی و خشن تصویر میکردند و هم زمان وحشتناک ترین جنایتها را در اقصی نقاط جهان مرتکب میشدند. کشتار و شکنجه میلیونها سرخ پوست، افریقایی، مکزیکی، الجزایری... تا قحطی ایران ما یا ناکازاکی و هیروشیما، در صحنه واقعیت رخ میدهد و در کتابها و نظریهها انسان غیرغربی، با چشمانی خون بار و همواره شمشیر به دست برساخت میشود. رهبر شهید با رجوع به واقعیتها و درک تاریخی - که همواره وصیت ایشان به ما بود و هست - تذکر میدهد مرگ، نیستی و جنگ در منطقه ما، سوغات آمریکا است. آمریکا با ساخت دهها پایگاه نظامی در منطقه ما مبدأ جنگ ها و جنایتهای بیشمار بوده است. در حالی که کشور آمریکا با ایران بیش از ده هزار کیلومتر فاصله دارد، آیا نباید پرسید که آنها اینجا چه میکنند؟ هرچند برخی ملتها چنان به زورگویی آمریکا تن دادهاند که اینک آمریکا به خود اجازه میدهد در هر موضوعی مداخله کند، ولی این ماجرا پایانی دارد. تاریخ همه استعمارگران، منتهی به سقوط و ضعف بودهاست و گویی این سنت خداست. اما آیا ما میتوانیم با اقدامات خود این لطف الهی را جلب کنیم و مفتخر به مشارکت در پایان استعمار امریکایی و احیای شکوه اسلام باشیم؟ آیا به این پایان مقدّر سرعت میدهیم و خسارات و رنج تحمیل شده از سوی آنها را کاهش میدهیم؟ این روزها و فعالیتهای ما پاسخ به این سؤال را مشخص خواهدکرد بتوفیق الله
بیانات در دیدار دستاندرکاران کنگره بینالمللی میرزای نائینی
۱۴۰۴/۰۷/۳۰
در این دیدار که با حضور حجتالاسلام والمسلمین اعرافی، مدیر محترم حوزههای علمیه و عوامل همایش بینالمللی میرزای نائینی برگزار شد، رهبر شهید عمدتا حول این شخصیت ارجمند و تا حدّی مغفول، نکاتی را اشاره میکنند که مطالعه تفصیلی آنها برای طلاب بسیار مفید است. یکی از این نکات، ویژگی میرزای نائینی در "شاکله سازی" است. به نظر رهبر شهید ایشان مسائل را با مقدّمات و نظم نویی ارائه میدادند که سبب هجوم طلاب و فضلا به درس ایشان میشد، علیرغم اینکه درسها در نجف عربی است، حتی بعدها شیخ حسین حلّی که خود عرب بود، درس اصولی که از استاد فارسی شنیده بود، به فارسی ارائه میکرد. در این نکته لطیف، محبت رهبر شهید به زبان فارسی نیز عیان است. تربیت شاگردان برجسته نیز از مهمترین اوصاف میرزای نائینی بود.
اما آنچه ایشان را در میان مراجع بزرگ، بدل به شخصیت استثنایی میکند این است که میرزا واجد "اندیشه سیاسی" بود. البته در آن زمان و به طور کلّی بسیاری از علما و طلاب، گرایش سیاسی یا سخن سیاسی داشته و دارند؛ ولی "اندیشه سیاسی" امر متمایزی است میرزای نائینی در کتاب تنبیه الامه اندیشهای را بر اساس اصول فقهی تصویر میکنند که بسیار شبیه جمهوری اسلامی است: ایشان معتقد است باید حکومتی اسلامی تشکیل داد که محتوای آن "ولایت" باشد. این حکومت در برابر حکومت استبدادی است. در عین حال حکومت باید تحت نظارت ملّی به واسطه "مجلس مبعوثان"باشد. مبعوثان، منتخبین مردم هستند که وظیفه آنها قانون گذاری است و این قوانین باید توسط علمای دین تایید شود. به این ترتیب حتی ساختار پیشنهادی ایشان عناصری شبیه مجلس شورای اسلامی و شورای نگهبان را نیز دربرمیگیرد. تمامی این موارد را ایشان بر اساس مبانی فقهی تنظیم و اثبات می کنند.
ولی چرا بعد از مدّتی ایشان اقدام به جمعآوری کتاب خود کرد؟ برخی میگويند او نظرش تغییر کرد؛ ولی این استدلال خطا است. علّت این اقدام بعدی آن بود که «آن مشروطهای که در نجف منعکس شده بود و مرحوم آخوند همهی آبرویش را پای آن گذاشت ــ یا مرحوم آشیخ عبدالله مازندرانی و بعضی دیگر ــ چیزی بود غیر از آنچه واقع شد. اصلاً اسم «مشروطه» هم مطرح نبود؛ آنچه آنها دنبالش بودند، حکومت عدالت بود، رفع استبداد بود، مقابله و مبارزهی با استبداد بود. کلمهی «مشروطه» و مانند آن را انگلیسها آوردند؛ هم اسم را انگلیسها آوردند، هم رفتار را انگلیسها ترسیم کردند. خب کاری که انگلیسها بکنند، معلوم است به کجا میرسد؛ میافتد به اختلافات و دعواهای گوناگون، بعد میرسد به آن جایی که مثل شیخ فضلالله را به دار میکشند، مثل مرحوم آسیّدعبدالله بهبهانی را ترور میکنند، و امثال ستّارخان و باقرخان را آنجور نابود میکنند ــ ستّارخان را یک جور، باقرخان را یک جور ــ اینها وقتی که منعکس میشود به نجف، آن وقت اینها از حمایت کردن از این واقعه پشیمان میشوند. به نظر من، مرحوم آقای نائینی در این مرحله قرار گرفت. دید با کتابِ علمیِ فقهیِ مستدلّ خودش به چیزی کمک کرده که آن چیز را قبول ندارد، با آن چیز باید مبارزه کند و آن همان مشروطهای بود که انگلیسها در ایران به وجود آوردند.» یکی از مراحل تاریخی مهم ایران که مکررا در بیانات رهبر شهید نیز مورد بحث قرارگرفته است و مطالعه آن بر هر ایرانی اهل اندیشه، لازم است، انقلاب مشروطه در ایران است. مطالعه ادبیات رهبر شهید درباب مشروطیت، نکات بسیاری درباره وضعیت کنونی ایران ما می آموزد. مطالعه تاریخ، وصیت موکّد رهبر اندیشمند ما بود. ان شاءالله که این روزهای شگفت را با درک تاریخی، غنی تر کنیم و طلبه ایرانی در مطالعه تاریخ، وصی شایسته رهبر خود باشد.
بیانات در دیدار دانشآموزان و دانشجویان
۱۴۰۴/۸/۱۲
این جلسه، یادآور سه مناسبت است: تسخیر لانه جاسوسی، تبعید امامخمینی در سال ۴۳ و کشتار دانشآموزان در سال ۵۷
ایشان پیش از پرداختن به مهمترین مناسبت یعنی تسخیر لانه جاسوسی، نکاتی درباره حضرت زهرا مطرح میکنند که شنیدن آنها از زبان خود رهبر شهید شیرین تر است: «به نام و یاد قلبی اکتفا نکنید، عملاً به معنای شیعهی واقعی دنبال اینها باشید. اوّلین قدم عبارت است از نحوهی حضور این دو بزرگوار و سایر معصومین در مقابل خدای متعال... نماز را آنچنان که مطلوب بندگان صالح خدا است انجام بدهند. به دختران عزیزم، خانمهای حاضر در جلسه، عرض میکنم توجّه بدهید کسانی را که در پیرامون شما هستند که مسئلهی حجاب را یک مسئلهی دینی و اسلامی و زهرائی و زینبی بدانند. به همه سفارش میکنم که اُنس با قرآن را فراموش نکنید. بارها گفتهام؛ قرآن را هر روز بخوانید، ولو نیم صفحه... ارتباطتان با معنویّات را حفظ کنید. جوان ما، در این روزگار پُرمسئله، آن وقتی میتواند به معنای واقعی کلمه «مرگ بر آمریکا» بگوید که از لحاظ درونی، از لحاظ دینی، از لحاظ اعتقاد و اتّکاء به خدای متعال و قدرت الهی قوی باشد. آن جوانی میتواند در مقابل سطوت و قدرت و تشر فرعونهای زمان بِایستد که دلش با خدا باشد» ایشان این توجه را ضامن پیشرفتهای دنیوی، ملّی و نیز یاریگر در مقابله با دشمنان میدانند. رهبر شهید، تسخیر سفارت آمریکا را دارای دو بعد تاریخی و هویتی میدانند. از بعد تاریخی این حادثه، نه اینک بلکه در آینده هم روز پیروزی و افتخار خواهد بود.
اینک که پس از وقوع جنگ رمضان، مردم عراق، سفارت آمریکا را سفارت شرّ میخوانند و میکوشند آن را تخلیه کنند، در مییابیم که انسان انقلاب حداقلّ نیم قرن از همسایگان خود جلوتر بود ولی متاسفانه ما به سبب فهم ضعیف، در کشور خودمان بارها شاهد تخطئه این پیشگامی بودیم. رهبر شهید ما را به مطالعه تاریخ ایران پس از پیدایش استعمار و استکبار در جهان ارجاع می دهند تا بتوانیم حوادث تلخ و شیرین آن را در حافظه ملّی خود محفوظ بداریم. ایشان در ادامه به برخی از مصادیق نیز اشاره میکنند.
خنثی کردن قرارداد استعماری تنباکو توسط میرزای شیرازی که پیروزی ملت ایران بر استعمار انگلیس بود
لغو قرارداد استعماری وثوق الدوله با تلاش شهید مدرس و پیروزی بر انگیس استعمارگر و قدرتمند
کودتای ۱۲۹۹ رضاخان با پشتیبانی انگلستان که منجر به سالها ویرانی و آسیب در کشور شد
و سیزدهم آبان و تسخیر سفارت که پیروزی ملت ما بر امریکا بود
هرچند جنبه تاریخی این حوادث بسیار مهم است، حیثیت هویتی آن به مراتب مهم تر است: تسخیر سفارت، هویت انقلاب اسلامی و امریکای مستکبر را روشن کرد. ولی این عبارت به چه معناست؟
رهبر شهید ابتدا بر واژه استکبار توقف میکنند. استکبار و مشتقات آن، حدود ۵۰ بار در قرآن به کار رفته و به معنای "خودبرتربینی" است. اولین مستکبر ابلیس بود که خود را برتر از آدم دانست و لعنت الهی شامل او شد. در عین حال بسیاری از افراد مستکبر، در عین خودبرتربینی آسیبی به دیگران نمیزنند و صرفا شخص ایشان متضرر میشود. اما نوع دوم مستکبران به سبب خودبرتربینی به خود اجازه میدهند به منافع دیگران لطمه بزنند و برای آنها تکلیف معیّن کنند. استکباری که ما با آن دشمن هستیم، این گونه دوم است که قبلا دولت انگلیس و اکنون آمریکا تجلی آن هستند. پس از جنگ جهانی دوم، آمریکا بدل به قدرتی استکباری شد که نخستین بار در ۲۸ مرداد به ایران آسیب زد. رهبر تاریخ آگاه معتقدند اهمیت ۲۸مرداد هنوز به درستی تبیین نشده است. باید دانست کشور ما از زمان مشروطه تا ۴۰ سال بعد یا دچار آشفتگی و هرج و مرج داخلی بود و یا گرفتار دست اندازی دولتهای بیگانه و نهایتا دیکتاتوری بیرحم رضاخانی. در سال ۱۳۲۸ برای اولین بار در ایران دولت ملّی دکتر مصدق روی کارآمد و توانست در مقابل انگلیس، ابرقدرت جهان، بایستد و نفت را از اختیار انگلیس خارج کند. علیرغم فشار سالهای ۲۹ تا۳۲ از سوی انگلیس، دکتر مصدق مقاومت کرد. اما در نهایت برای خلاصی از فشار انگلیس، از آمریکا کمک خواست. آمریکا علیرغم وعده کمک، به مصدق و ایران خیانت کرد و با همدستی انگلیس کودتایی راه انداخت و دولت ملّی که پس از ۴۰ سال ضعف ایران، مایه امید ما بود، ساقط کرد، محمدرضا شاه فراری را بازگرداند و به او ۲۵ سال کمک کرد تا با خشونت و نابودی منافع کشور، سلطنت کند.
پس از انقلاب نیز اولین دشمنی ها را آمریکا انجام داد. در سنا مصوبهای علیه انقلاب تصویب کردند، شاه را ابتدا به آمریکا راه دادند. مردم که تصور میکردند آمریکا مجددا میخواهد شاه را برگرداند، شروع به راهپیمایی کردند و یکی از این تظاهرات ها منجر به تصرف سفارت شد. دانشجویان صرفا میخواستند خشم خود را اعلام کنند و قصد تصرف طولانی مدت را نداشتند. مشاهده اسناد توطئه – به شکل فراتر از جمع آوری اطلاعات معمول در همه سفارتخانه ها- سبب شد دانشجویان تصمیم خود را تغییر دهند و بمانند. متأسفانه گاهی این طور مطرح میشود که شروع مشکل ما با آمريکا از تسخیر سفارت بود. ولی پاسخ رهبر انقلاب این است که مشکل ما از ۲۸ مرداد ایجاد شد. دانشجویان موفق به کشف توطئه آمريکا علیه انقلاب شدند و این اقدام، درخور تقدیر است و نه نقد، این آمريکا بود که انقلاب را تحمل نمیکرد و نه بالعکس. چرا؟ زیرا ایران لقمهای شیرین و ساده و پرمنفعت برای آمريکا بود و انقلاب این طعمه را از دهان آمريکا خارج کرد. لذا انواع توطئهها، تحریم، قطع ارتباط ابتدایی با ایران و دهها دشمنی دیگر را رقم زد: کمک به دشمنان انقلاب، حمله به هواپیمای مسافربری ایران، کمک به صدام... تا حمله مستقیم به ایران. ساده لوحی ها و وارونه نویسی تاریخ به این شکل که شعار مرگ بر آمریکا، باعث دشمنی آمريکا با ایران شده، ناشی از نفهمیدن ماهیت اختلاف ایران و آمریکا است. «مسئله، مسئلهی اختلاف ذاتی است، ناسازگاری ذاتی است؛ مسئله، مسئلهی تقابل منافع دو جریان است: جریان آمریکا و جریان جمهوری اسلامی.»
برخی ممکن است بپرسند آیا تا ابد نمیتوان با آمريکا ارتباط داشت؟
مشکل اینجاست که به گفته خود رئیسجمهور آمریکا، ذات استکباری آنان جز با تسلیم از ما راضی نمیشود و تسلیم ملّت ایران با سوابق فکری و فرهنگی، با جوانان توانا و ثروتهای متنوع، بی معنا است. آنچه مشکل ما را حل میکند، فقط و فقط قوی تر شدن در همه زمینههای علمی، نظامی، مدیریتی و حتی انگیزهای است. مصونیت کشور در گرو آن است که دشمن بداند از برخورد با ایران متضرر میشود. البته اگر به واقع آمريکا مایل به همکاری با ایران است، باید «پشتیبانی از رژیم صهیونیستی را بکلّی کنار بگذارد، پایگاههای نظامیاش را از اینجا جمع کند، در این منطقه دخالت نداشته باشد، آن وقت میشود بررسی کرد مسائل را.» بدین ترتیب رهبر شهید در این سخنرانی حتی شرایط مذاکره با آمریکا را هم مشخص کردهاند.
توصیه های نهایی ایشان به مخاطبان جوان بدین ترتیب است:
در حلقه های معرفتی، آگاهی خود درباره مسائل سیاسی و بهویژه حوادث زیانبار و منفعت بخش در گذشته ایران را افزایش دهید
پیشرفت علمی را بسیار جدی بگیرید
کمک الهی را با نماز، قرآن، انس با خداوند جلب کنید تا به فضل خدا هرگز تسلیم نشویم و فردای بهتری برای خود و ملّت بسازیم.
سخنرانی تلویزیونی خطاب به ملت ایران
۱۴۰۴/۹/۶
این سخنرانی به مناسبت بزرگداشت بسیج صورت گرفتهاست و رهبر شهید ابتدا این سؤال را مطرح میکنند که اساسا فلسفه اختصاص ایامی برای بزرگداشت بسیج چیست؟ ارزش بسیج در نگاه رهبر شهید منتجّ از موارد ذیل است.
ملّی بودن این حرکت
انگیزه های خدایی بسیج
انگیزه های وجدانی و اخلاقی بسیج
غیرتمندی و اعتماد به نفس بسیج
بسیج، ثروت عظیم کشور ما است
به ویژه در ایران ما که «علناً در مقابل قلدرهای زورگوی جهانی و در واقع چاقوکشهای بینالمللی سینه سپر کرده و ایستاده و جبههای به عنوان "جبههی مقاومت" پدید آورده، نیاز کشوری مثل کشور ما با این خصوصیّات به بسیج از همهی کشورها بیشتر است.» البته در همه جای جهان عنصر مقاومت در برابر ظلم و زیادهخواهی در حال رشد است. تعبیر مقام معظم رهبری از چاقوکش های بینالمللی یادآور تعبیر جلال آل احمد درباره اسرائیل به مثابه چاقوکشان حرفهای خاورمیانه و بهترین تعبیر درباره ماهیت این "کشورنما" و حامیانش است. پس بسیج در واقع پشتیبان همه مستضعفان عالم و هر کسی است که در دنیا دل در گرو مقاومت در مقابل ستمگران دارد.
بسیج دو چهره دارد: در برابر دشمنان، چهره قوی و باصلابت دشمن شکن؛ ولی در برابر مردم، چهره خدومی که در علم، تولید، اقتصاد، صنعت و حتی درحوادث طبیعی در خدمت مردم ایران است. دانشمندان شهید در جنگ دوازده روزه، صرف نظر از عضویت رسمی، در حقیقت بسیجی بودند. سازندگان ادوات نظامی، مجریان عملیاتها، تبیین گران، پزشکان و پرستاران فداکار در جنگ، قهرمانان ورزشی که به دین و ملت خود اظهار علاقه می کنند و... همه ارکان همان بسیج همگانی هستند که آرزوی امام خمینی بود و امام خود را نیز یک بسیجی میدانستند. این فرهنگ بسیجی در همه اقشار و اشخاص یعنی «عملِ باایمان، باانگیزه، باهمّت و باغیرت.» رهبر شهید در ادامه به برخی نکات مرتبط با منطقه غرب آسیا اشاره میکنند. ایشان مانند همیشه از کاربرد واژه استعماری "خاورمیانه" که غرب را در مرکز عالم فرض میگیرد، پرهیز میکنند. سپس ضمن گرامی داشت جانهای عزیز شهدا و ابراز تأسف از خسارات جنگ، پیروزی جمهوری اسلامی را یادآوری میکنند. زیرا ایران «نشان داد که کانون «اراده» و «قدرت» است؛ میتواند تصمیم بگیرد، میتواند قدرتمندانه بِایستد و از هایوهوی این و آن واهمه نکند.»
در مقابل امریکا به دلایل مختلف در حال منفور شدن است:
همدستی با اسرائیل در انواع جنایتها، سبب سرایت منفوریت این رژیم به امریکا می شود
دخالتهای امریکا در نقاط مختلف جهان که همگی با نسل کشی و ویرانی همراه شده است. از جمله لبنان، سوریه، غزه، امریکای لاتین... همه قربانی جنگ افروزی این دولت هستند، امریکا حتی به دوستان خود هم خیانت میکند؛ مثلا اوکراین که خود امریکا آن را وارد جنگ کرده است چننی دولتی شایستگی آن را ندارد که دولتی مثل جمهوری اسلامی به دنبال ارتباط با آن باشد
ایشان در ادامه نصایحی را خطاب به ملّت مطرح می کنند:
هرچند اختلافاتی وجود دارد، در برابر دشمن همه با هم باشید
از دولت خدمتگزار حمایت کنید. اداره کشور که بر دوش دولت است، کار دشواری است که مستلزم حمایت مردم است
یکی از مهم ترین خطرها و ضررها برای کشور و خانواده، اسراف است. در آب، انرژی های مختلف، خوراک و همه امور از اسراف اجتناب کنید
«و آخرین توصیهی من: ارتباط با خدا را بیشتر کنید؛ برای باران، برای امنیّت، برای عافیت، برای همهچیز از خدای متعال کمک بخواهید؛ با خدا حرف بزنید، از خدا بخواهید، متضرّعانه به درگاه خدا بروید؛ انشاءالله خدای متعال اسباب اصلاح همهی امور را فراهم خواهد کرد»
چقدر این سخنرانی ها بوی خداحافظی دارد و بدا به احوال ما اگر این وصایا را به گوش جان نشنویم.
بیانات در دیدار هزاران نفر از زنان و دختران
۱۴۰۴/۰۹/۱۲
این دیدار در ادامه قرار سالانه و اختصاصی بانوان کشور با رهبر شهید برگزار شد و در آغاز آن تعدادی از بانوان نخبه و نیز خانواده شهدای جنگ دوازده روزه سخنرانی کردند. رهبر شهید در ابتدا از این بانوان تقدیر و سپس به مناسبت ایام ولادت حضرت زهرا(س) نکاتی درباره ایشان ذکر میکنند. حضرت صدیقه طاهره مانند سایر معصومین، انسانی کامل و عرشی هستند. ایشان در همه ابعاد زندگی، عبادت، ایثار، تابآوری در سختی ها، «در دفاع شجاعانه از حقّ مظلوم؛ در تبیین حقایق و روشنگری؛ در فهم و عمل سیاسی. ببینید، اینها همه خصوصیّات فاطمهی زهرا(سلاماللهعلیها) است. به عنوان یک زن و دارای جنسیّت زنانه، در خانهداری، در شوهرداری، در فرزندپروری؛ کسی مثل زینب را پرورش میدهد و به وجود میآورد، کسی مثل امام حسین و امام حسن را در آغوش خودش تربیت میکند. حضور در جایگاههای غیرقابل فراموشی در تاریخ؛ حضور در شِعب ابیطالب، حضور در هجرت به مدینه، حضور فعّال در برخی از غزوات پیغمبر، حضور در ماجرای مباهله. اینها یک فهرستهایی است که تمامی ندارد... شما درستان را از چنین شخصیّتی میگیرید، خودتان را به سمت چنین شخصیّتی حرکت میدهید.»
با توجه به همین نکات در طلیعه بحث، افق مد نظر رهبر شهید برای زنان روشن میشود و واضح است که ایشان، حضرت فاطمه و زنان شاخص را "استثنا" تلقی نمیکنند و اتفاقا آنان را شاخص و افق زیست زن مسلمان میدانند. این نگاه روشن و پویا به زنان در مباحث بعدی نیز روشن می شود. به نظر رهبر شهید «در بین موضوعاتی که در مورد جنس «زن» باید مطرح بشود، دو موضوع مهمتر از همه است: یکی «شأن زنان» و دیگری «حقوق زنان» در حالی که متأسفانه برخی از جریانهای مذهبی و انقلابی، گرفتار حقّ هراسی در زمینه زنان هستند و هر سخنی از حقوق زنان را جفا به خانواده میدانند، رهبر انقلاب با تأسی به رویکرد قرآنی، از بیان حقّ ابا ندارند. ایشان فهرستی از نکات قرآنی درباره زن را ارائه میدهند: بر اساس آیه اِنّا خَلَقناکُم مِن ذَکَرٍ وَ اُنثیٰ، زن و مرد در پیدایش حیات و تاریخ بشر برابر هستند. بنا بر آیه وَ مَن یَعمَل مِنَ الصّالِحاتِ مِن ذَکَرٍ اَو اُنثیٰ وَ هُوَ مُؤمِن، زن و مرد برای وصول به هدف و رتبه ای یکسان خلق شده اند و ایمان و عمل صالح، نجات بخش هر دو است. راه دست یابی به کمالات معنوی و ابزارهای آن بر زن و مرد به یکسان باز است. بر اساس اِنَّ المُسلِمینَ وَ المُسلِماتِ وَ المُؤمِنینَ وَ المُؤمِناتِ وَ القانِتینَ وَ القانِتاتِ وَ الصّادِقینَ وَ الصّادِقاتِ وَ الصّابِرینَ وَ الصّابِراتِ وَ الخاشِعینَ وَ الخاشِعاتِ وَ المُتَصَدِّقینَ وَ المُتَصَدِّقاتِ وَ الصّائِمینَ وَ الصّائِماتِ وَ الحافِظینَ فُرُوجَهُم وَ الحافِظاتِ وَ الذَّاکِرینَ اللَهَ کَثیراً وَ الذَّاکِرات ، زن و مرد واجد این اوصاف، مورد توجه خداوند و لایق وصول به مقامات عرشی هستند. بنا بر منطق قرآنی وَ لَهُنَّ مِثلُ الَّذی عَلَیهِنّ، حقوق متقابل زنان و مردان برابر است و همانند عالم معنوی، زنان می توانند در عرصه هادی مادی مثل سیاست، کسب و کار، فعالیت اجتماعی و... حرکت و پیشرفت کنند.
البته در عین وجود این برابری ها، در ارتباط میان زن و مرد محدودیتهایی برای مهار کشش جنسی، مانند حجاب زن، پوشش مرد، رعایت فاصله جسمی، تشویق به ازدواج و مانند آن وضع شده است. فقدان این مهار به انحطاط و فسادهای سازمان یافتهای منجر میشود که در غرب وجود دارد. به این ترتیب «در نگاه اسلام، زن و مرد دو عنصر متعادل انسانیاند؛ کاملاً متعادل، با مشترکات بسیار زیاد و برخی خصوصیّات متفاوت که بر حسب ساخت جسمانی» و برای همکاری در خانواده است. زن، مرد و فرزندان در خانواده حقوق متقابلی دارند که رهبر شهید به برخی موارد اشاره میکنند:
اولین حقّ زنان، عدالت در خانواده و اجتماع است که تامین آن بر عهده افراد و حاکمیّت است
حفظ امنیّت زنان
حفظ کرامت زنان: رهبر شهید در توضیح این موارد به آیات قرآن و احادیث استناد می کنند. لذا مطالعه تفصیلی این متن و موارد مشابه آن برای دانش پژوهان مطالعات زنان بسیار راهگشا است
برابری های مالی و عدم تبعیض مادی مانند برابری دستمزد در برابر واحد کار مساوی، حقّ بیمه برای زنان شاغل، بیمهی زنان سرپرست خانواده، مرخصیهای ویژهی زنان
ایشان حقوق خانوادگی زنان را نیز مورد تاکید قرار می دهند:
حقّ و نیاز زنان نسبت به محبّت و تاکید روایات بر ابراز محبت صریح همسر
حق عدم خشونت که البته در غرب بسیار مورد نقض قرار می گیرد
حق پیشرفت، تحصیل و اشتغال
موارد دیگری مانند کمک همسران به زحمات در فرزندآوری، عدم تحمیل کارهای خانه، تقدیر از مدیریت اقتصادی خانه علی رغم مشکلات اقتصادی و موارد متعدد دیگر در اسلام ملحوظ است. در مقابل سرمایه داری غربی هویت زن را مغلوب مردان میخواهد و به زن به عنوان وسیله ای مادّی می نگرد. جنجالهای اخیر در آمريکا یک نشانه از فرهنگ شی انگاری زنان است. تخریب بنای خانواده، «کودکان پدرنشناس، کاهش نسبتهای خانوادگی، تخریب بنای خانواده، باندهای شکار دختران جوان، ترویج روزافزون بیبندوباری جنسی به نام آزادی! شاید یکی از بزرگترین گناهان منطق و فرهنگ سرمایهداری غرب این است که اینهمه کار خلاف را انجام میدهد، اسمش را میگذارد آزادی!»
نکته مهمی که رهبر شهید در این بخش به آن اشاره میکنند، آسیبشناسی مفاهیم وارداتی و ظاهرا فاخری است که در واقع به ترویج آلودگی های سرمایهداری خدمت میکند.
عملکرد جمهوری اسلامی در حوزه زنان، برهانی قاطع در ردّ افسانههای غربی و اثبات دیدگاه اسلامی است. «هیچ وقت در ایران این تعداد زن دانشمند، زن متفکّر نداشتهایم؛ این تعداد افرادی که میتوانند فکر پوینده ارائه بدهند، راهکار ارائه بدهند، نداشتهایم؛ هیچ وقت. نه که این مقدار نداشتیم، [بلکه] یکدهمِ این را هم نداشتیم؛ میتوانم بگویم یکصدمِ این را هم نداشتیم.» این پیشرفتها همه توسط زنان مسلمان و مقیّد رقم خورده است. از این رو رسانه ها باید دقت کنند به جای تکرار تفکّر غلط غربی، نظریه افتخارآمیز اسلامی را بیان کنند. نکته جالب این است که در پایان رهبر شهید، طرح نظریه اسلامی در حوزه زنان را "بهترین ترویج اسلام" بالاخص برای بانوان ذکر می کنند.
تبیین و بازسازی این نظریه با مراجعه به میراث اسلامی و به خصوص دریافتهای رهبر شهید از قرآن و روایات میتواند موضوع دهها فعالیت علمی و پژوهشی نورانی باشد، انشاءالله
برخی از این موضوعات عبارت است از:
دریافت رهبر شهید از نظریه اسلامی جنسیت
تفسیر ایات جنسیتی به روایت رهبر شهید
حقوق و تکالیف زنان در اندیشه رهبری
بایسته های حکمرانی در نسبت با زنان
سرمایه داری زن ستیز به روایت شهید رهبر
و...
بیانات در مراسم جشن میلاد حضرت زهرا سلاماللهعلیها
۱۴۰۴/۰۹/۲۰
رهبر شهید در ابتدا به مقام اسوگی حضرت زهرا اشاره میکنند و ایشان را در ابعاد مختلف، راهنمای زندگی میدانند. تنها یکی از این موارد، جهاد تبیین حضرت صدیقه است که رهبر شهید آن را با غزوات پیامبر قابل مقایسه میدانند، به خصوص خطبه ایشان در مسجد مدینه که تبیینی بینظیر است. نکته بعدی توصیه به پژوهش و عمق یابی درباره مداحی است تا ضعفها و راههای رشد آن یافته شود. هرچند مداحی از گذشته وجود داشته ولی امروزه چنان ارتقا یافته است که بدل به یکی از پایگاههای ادبیات مقاومت شده است. اهمیّت مداحی در این است. زیرا اگر فکری، فاقد ادبیات متناسب با خود باشد، از بین میرود. جالب است که در ادامه رهبر شهید، از تعبیر "مقاومت ملّی" سخن میگویند و آن را به تابآوری ملّت ایران در برابر انواع فشارهای دشمنان با هدف تسلیم ملّت تفسیر میکنند. فشارهای مختلفی که شهید رهبر بر میشمرند، از موارد نظامی، هوچی گری، رسانهای، توسعه طلبی سرزمینی، تغییر سبک زندگی و... و اساسی تر از همه، فشار برای تغییر هویتی را شامل میشود. از نگاه رهبر شهید، از اواخر دوره قاجار، غربیها کوشیدند هویت دینی، تاریخی و فرهنگی ملّت ایران را تغییر دهند. انقلاب اسلامی تلاشهای این صدسال را تا حد زیادی خنثی کرد. این ایستادگی بعدها به سایر کشورها و حتی برخی ملتها خارج از منطقه ما توسعه یافته و این همان پدیداری است که "جبهه مقاومت" نامیده میشود، پدیده ای به شدّت ملّی و عمیقا اسلامی. مداحان نیز در این مسیر از آغاز انقلاب و به خصوص در شرایط جنگ، زینب وار، مفاهیم انقلاب و فرهنگ شهادت را امتداد بخشیدند.
رهبر شهید در این بخش تذکر میدهند که مهمتر از جبهه نظامی، جنگ معنوی است. دشمن از طرق مختلف میکوشد مغزها و فکرها را با ابزارهای رسانهای، ادبی، مفهومی و...تغییر دهد. لذا جبهه انقلاب هم مثل هر نیروی دفاعی دیگر، باید متناسب با هدف دشمن، آرایش بگیرد. به این ترتیب از آنجا که دشمنان ما، معارف اسلامی، شیعی و انقلابی را هدف قرار دادهاند، آرایش تبلیغاتی ما نیز باید به این سو برود. مداحی و هیأت یکی از این ابعاد این حرکت است. رهبر شهید مداحان را به دو فعالیت مهم ائمه تذکر می دهند:
تبیین معارف
مبارزه به اشکال مختلف
ایشان در ادامه مواردی را به مداحان متذکر می شوند که می تواند چراغ راه همه سربازان جبهه مقامت شود:
علاوه بر پاسخ به شبهات، به نقاط ضعف دشمنان هجوم آورید
نقاط قوت اسلام، معارف قرآن و مفاهیم انقلابی را ترویج و عمومی کنید
ضمن ابتکار و هنرمندی، اجازه ندهید امور مربوط به دشمنان در کار شما نفوذ کند و با فعالیتهای "اصیل ما" ترکیب شود
ایشان در پایان تأکید میکنند امام و شهدا راه پیشرفت ملّت ایران را گشودهاند. هرچند مشکلاتی وجود دارد و تغییرات به سبب تدریجی بودن، کمتر به چشم میآیند ولی ملّت ایران «دارند روزبهروز برای اسلام آبرو درست میکنند، نشان میدهند که اسلام یعنی ایستادگی، اسلام یعنی قدرت، اسلام یعنی صدق و صفا، اسلام یعنی خیرخواهی و عدالتخواهی.» به این ترتیب مثل همیشه رهبر شهید با اعتماد و مباهات به ما، مردم ایران و نیرویی که از اسلام میگیریم، به آینده ایران خوشبین است.
بیانات در دیدار دستاندرکاران کنگره شهدای استان البرز
۱۴۰۴/۰۹/۲۴
رهبر شهید در این دیدار ابتدا بر اهمیّت فعالیتهای پس از تولید محتوا در زمینه شهدا و مفاخر، تأکید میکنند. زیرا بسیاری از آثار عالی، پس از تولید رها میشوند و به نتیجهی شایسته نمیرسند. ایشان در ادامه این پرسش اساسی را مطرح میکنند که اساسا هدف از برگزاری بزرگداشت شهدا چیست؟ شهید و یاران مجاهد غیر شهیدش، انگیزههایی دارند که به خاطر آنها از زندگی راحت، تحصیل، کار و سایر آرزوهای معمول صرف نظر میکنند و به میدان #جنگ میروند. آن انگیزها را باید یافت و بیان کرد. اگر این حرکت عظیم را به احساسات تقلیل دهیم در واقع مرتکب ظلم عظیمی شدهایم. یکی از مهمترین انگیزههای این جوانان شوق به لقاءالله بود. این همان نکتهای است که امام خمینی میفرمودند با مطالعه وصیتنامه برخی شهدا درمییابیم ایشان راه هفتاد ساله را گاه طی چندماه یا حتّی چند روز طی کرده اند. انگیزه دیگر، احساس تکلیف دینی مانند نماز است. درک مقابله با دشمنی که میخواهد وطن و داشتههای آن را از ایرانی مجاهد بستاند. انگیزههای متکثّر و والای این جوانان باید کشف و سپس به نسلهای بعد انتقال داده شوند. نکته غمانگیز این است که رهبر همواره صبور انقلاب به صراحت میگویند «رفتاری که انسان از بعضی از دستگاههای فرهنگی و بعضی از دستگاههای مسئول و کسانی که باید به فکر این چیزها باشند میبیند، این را نشان نمیدهد؛ یعنی واقعاً اینکه ما این مفاهیم والا را، این ارزشها را به نسل جوان منتقل کنیم، نمیبینیم، و در خیلی از موارد مشاهده نمیکنیم.» این گلایه رهبر شهید در خور اعتنای دستگاههای فرهنگی و نیروهای مطالبه گر و اصلاح کننده است. این مشکل در حالی وجود دارد که به زعم رهبر شهید، جوانان ما، جوانانی شایسته و در برابر انواع تهاجمات دشمن، مقاوم هستند.
حالا که درگیر جنگ رمضان هستیم و هرروز شاهد افتخارآفرینی های ملّت عظیم ایران هستیم، پیش از آنکه غبار فراموشی بر وقایع بیافتد لازم است به تأمل و طراحیهایی برای فردای پیروزی، انشاءالله، و انتقال میراث عظیم خود باشیم.
بیانات در دیدار روز میلاد امیرالمؤمنین(ع) و در سالگرد شهید سلیمانی
۱۴۰۴/۱۰/۱۳
رهبر شهید به سه ویژگی مهم درباره شهید سلیمانی اشاره میکنند
ایمان: ایمان به هدف، به خدا و حمایت الهی
اخلاص: او تنها و تنها برای خدا کار میکرد و نه هیچ چیز دیگر
عمل: برخی افراد در فهم و بیان خوب هستند ولی در عمل نمیتوانند آن ویژگیها را بروز دهند
شهید سلیمانی در میدان نظامی، سیاسی و حتی تربیت نیروهایش، مرد عمل بود. بسیاری دیگر از شهدای جنگ دوازده روزه نیز چنین زیستند و تمام حیات علمی یا نظامی ایشان، جهاد بود و آرزویشان نیز شهادت بود.
ایشان در فراز دوم به مناسبت ولادت امیرالمومنین، تنها مولود کعبه، به دو خصوصیِت ایشان که امروز مورد نیاز جمهوری اسلامی است، میپردازند: عدالت و تقوا؛ حضرت علی (ع) قلهی عدالت است. این عدالت چگونه اعمال میشود؟ «گاهی با دستان نوازشگر، با خدمت به ضعفا، به بچّههای یتیم، به خانوادههای بیسرپرست... گاهی عدالت را با ذوالفقار اِعمال میکرد؛ [یعنی] نقطهی مقابل، با شمشیر دودَمِ بُرندهای که در طول تاریخ هیچ سلاحی به اندازهی ذوالفقار مدح نشده است؛ گاهی با زبان رسا و حکمت؛» تقوای ایشان نیز ظهورات مختلف داشت، گاهی در محراب عبادت ظهور میکرد و گاه در سکوت و صبر و حتی راهنمایی خلفای وقت در ۲۵سال سلب حقّ ایشان و حتّی در لیله المبیت و غزوات نیز ایشان تقوای خود را ظاهر میکرد: «تقوا فقط در محراب عبادت نیست؛ در میدان جنگ هم تقوا است که انسان را نگه میدارد، حفظ میکند، پیش میبرد؛» در عین حال شیعه در تاریخ هزار و اندی ساله خود فرصت اجرای عدالت را نداشت، زیرا حکومت نداشت. ولی اینک به برکت جمهوری اسلامی این فرصت ایجاد شده و ما باید در پی اجرای عدالت باشیم.
نکته مهم دیگر اینکه حضرت امیر همیشه فاتح بودند، هم در غزوات زمان حضرت پیامبر و هم سه جنگ زمان خلافت خودشان. ولی در مواردی دشمنان با "جنگ نرم" مانع ایشان شدند.«بعضی خیال میکنند این حوادث اینجوری، این تهمتها، این فریبها، این خباثتها، این نفوذها مال امروز است؛ نه، زمان امیرالمؤمنین هم همینها عامل بودند. کار دست مردم است؛ ولیّ خدا بدون کمک مردم که کاری نمیتواند بکند: هُوَ الَّذی اَیَّدَکَ بِنَصرِهِ وَبِالمُؤمِنین»
جنگ نرم چیست؟ جنگ نرم یعنی با فریب، دروغ، تهمت، استدلالهای مغالطه آمیز در مردم تردید، بی انگیزگی و ناامیدی ایجاد کردن. امروز هم که ملت ایران در حال حرکت در مسیر صحیح است ، دشمن میکوشد انگیزه ملت را تضعیف کند. یکی از ابزارهای مهم جنگ نرم عبارت از مسکوت گذاشتن یا انکار تواناییها و دستاوردهای ملّت است. «اگر ملّتی از داشتههای خود غافل بشود، تواناییهای خود را نبیند، پیشرفتهای خود را باور نکند، تحقیر خواهد شد؛ وقتی تحقیر شد، خود را حقیر دید، آمادهی تسلیم در مقابل دشمن خواهد شد؛ این ترفندی است که دشمنان دارند دنبالش میکنند و انجام میدهند.» همانطور که در جنگ رمضان دیده شد، متأسفانه بسیاری از هم وطنان صرفا با گزارش بمباران پل کرج، انستیتو پاستور، آزمایشگاهها و صنایع پیشرفته متوجه وجود آنها میشدند و اعتراف میکردند که به سبب تبلیغات دشمنان، کشور خود را ویرانه میدانستهاند و از این رو بر تسلیم نسبت به دشمنان اصرار بیجا داشتهاند! رهبر شهید در این سخنرانی با برشمردن مصادیق متنوع پیشرفت کشور نسبت به این دشمنی هشدار می دهند. آشکارترین شاهد قدرت ایران، آن است که دشمن در میانه جنگ، درخواست توقف میدهد.
بعد از جنگ دوازده روزه یکی دیگر از مظاهر قدرت ایران، اتحاد ملت بود و رهبر شهید در این سخنرانی نسبت به هدف قرار گرفتن اتحاد از سوی دشمنان هشدار میدهند. از آنجا که در همان ایام اعتراضات اقتصادی آغاز شده بود، رهبر شهید به این موضوع نیز میپردازند.
اعتراضات بازاریان صحیح است و قشر بازار، جز وفادارترین اقشار به نظام و انقلاب اسلامی است. طبیعتا باید برای اعتراضات اندیشید، مسائل کسب و کارها را حل کرد و با معترض سخن گفت. ولی تخریب، ناامنی و اغتشاش قابل گفتگو نیست. ایشان در پایان از ما دعوت میکنند نسبت به جنگ نرم دشمنان بی تفاوت نباشیم و با اتکا به خداوند در برابر تحمیل دشمنان بایستیم.
بیانات در دیدار مردم قم
۱۴۰۴/۱۰/۱۹
رهبر شهید ابتدا به این نکته اشاره میکنند که نهضت اسلامی حداقل پانزده سال قبل از حرکت عظیم مردم قم در ۱۹ دی ۱۳۵۶ آغاز شده بود و امام خمینی و اندیشه ورزان اسلامی، گنجینهای از معرف نظری را به ذهنیت جامعه انتقال دادند. این اندیشه با رخداد ۱۹دی بدل به یک حرکت عینی و واقعی شد. لذا میتوان این رویداد را به مثابه صاعقه ای الهی دانست ککه ظرف حدود یک سال، سلطنت هزاران ساله را از ایران ریشه کن نمود. البته حکومت پهلوی یکی از بدترین اقسام سلطنت بود که واجد همه صفات منفی یک حکومت بود: ظالم، وابسته، ضعیف. سپس حکومت مورد وعده امام خمینی به وجود آمد که عکس حکومت پهلوی، مردمی، مستقل از اراذل و اوباش سیاست و سربلند بود.
نکته مکرری که در ادبیات رهبری شایان تأمل است، اطلاق واژگان "اراذل و اوباش به رژیم صهیونیستی و آمریکا" است که حقیتا با گذر زمان این وجه پستی ایشان آشکارتر شده است و آشکارا در تضاد با غربزدگی و ذهن استعمارزده است. نکته جالب این است که هم در آن زمان و هم اکنون، محاسبات غلط و خطای محاسباتی به این امر منجر شد که دولت آمریکا و حکومت پهلوی، زمینه زوال خود را فراهم کنند. اما درسهای تاریخی این واقعه را باید برای امروز مرور کرد.
مهمترین درس این است که ملت ایران در آن زمان هیچ سلاح و امکاناتی نداشت ولی پیروز شد. در حالی که طرف مقابل با وجود انواع امکانات و سلاح سخت شکست خورد. علّت آن پیروزی و این شکست قابل تأمل است. ملّت ایران مجهز به سلاح نرم بود که در همه میدانها تعیین کننده تر است. غیرت ایمانی و دینی، احساس وظیفه، عشق به کشور، خشم از مزدوری آمریکا، ایمان به اسلام، سلاح معنوی ملّت ما بود. رهبر شهید معتقد است امروز ملت ایران هم از حیث معنوی و هم مادّی در مقایسه با زمان انقلاب، مجهزتر است. درس بعدی این است که برخی ایراد میگیرند که چرا دائما از دشمنی و مبارزه صحبت می شود! باید توجه داشت این دشمنی را آمریکا آغاز کرد. دلیل مبارزه و انزجار آمریکا از ما هم واضح است: جمهوری اسلامی، دست باز آنان در غارت ایران را قطع کرد! لذا آمریکا از روز اول به دشمنی با این حکومت سربلند و آبرومند پرداخت و البته در اقدامات خود شکست خورد: «یعنی هیچ جور عمل خصمانهای که ممکن بوده نسبت به یک مملکت انجام بگیرد، نبوده که انجام نگیرد؛ حملهی نظامی کردند، حملهی امنیّتی کردند، تحریم اقتصادی کردند، حملههای فرهنگی کردند، آدمهای مزدور فرستادند، بعضی از افراد ضعیفالنّفس را با پول در اینجا مزدورِ خودشان کردند؛ در این سالها همهی این کارها را کردهاند و شکست خوردهاند، به جایی نرسیدهاند. امروز بحمدالله ایران به برکت جمهوری اسلامی [قدرتمند است]؛ چون جمهوری اسلامی حاکم است؛ اگر حکومتِ لیبرالدموکراسی بود، حکومتِ سلطنتی بود، از حکومتهای وابستهی به این و آن بود، اینجور نمیشد. این اسلام است، نظام مردمی است، نظام اسلامی است» به این ترتیب شاکله خاص جمهوری اسلامی در پیروزی و حفظ آن تأثیر مستقیم داشته و نباید آن را معادل سایر امکانهای نظری تلقی کرد. این دعوی شایسته پژوهش های سیاسی عمیق است.
ایشان، دستاوردهای کشور را مرهون جوانان ایرانی میدانند. جوان ایرانی، امتیاز کشور است؛ ولی دشمنان میکوشند آنها را منحرف و غرب زده معرفی کنند. در مقابل، رهبر شهید این تصویر را از جوان ایرانی ارائه می کنند:
«جوان ایرانی در جنگ سلحشور است؛ در سیاست، روشنبین است، دشمنشناس است، آمریکا را میشناسد؛ یک روزی بود که اینجور نبود. در امور دینی دارای تقیّد است؛ اعتکاف مال جوانها است، راهپیماییهای بیستودوّم بهمن و روز قدس، در ماه رمضان با دهان روزه مال جوانها است؛ عمده اینها هستند، اینها هستند که برنامهریزی میکنند. جشنهای خیابانی برای نیمهی شعبان، برای ولادت امیرالمؤمنین و امام حسین (علیه السّلام) که این چند سال اخیر باب شده، مال جوانها است، جوانها این کارها را میکنند. جشنها و عزاهای مذهبی سرشار از جوانها است. تشییع شهدا با دستاندرکاری جوانها است؛ آنها هستند که از شهدا تجلیل میکنند، تمجید میکنند، آنها را بزرگ میدارند. جوانهای ما این[گونه] هستند. ماهوارههایی که آن روز گفتم در یک روز سه ماهواره میفرستیم این را جوانها میفرستند. تحقیقات دقیق علمی را در زمینهی هستهای، در زمینهی سلّولهای بنیادی، در زمینهی نانو، در زمینهی دارو و غیر اینها... جوان مؤمن ما، چه در دانشگاه، چه در حوزهی علمیّه، چه در غیر اینها، این خصوصیّات را دارد.»
ایشان در ادامه با اشاره به اغتشاشات دی ماه به اعتراف رئیس جمهور آمریکا اشاره میکنند که دستش به خون بیش از هزار ایرانی در جنگ دوازده روزه آلوده است و در عین حال ادعا میکند طرفدار ملّت ایران است. متأسفانه برخی هم سخن او را باور میکنند. جاهلان باید بدانند نه ملّت و نه نظام اسلامی نمیتواند مزدوری بیگانه را بپذیرد. رهبر شهید به رئیس جمهور ظالم آمریکا هشداری برخاسته از سنّت های الهی در تاریخ را ارائه میدهند که«معمولاً مستبدّین و مستکبران عالم، از قبیل فرعون و نمرود و رضاخان و محمّدرضا و امثال اینها، وقتی که در اوج غرور بودند سرنگون شدند، این هم سرنگون خواهد شد.» سخنان پایانی رهبر شهید، واژه به واژه در خور تأمل است: «جوانهای عزیز! دینتان را، فکر سیاسیتان را، حضورتان را، آمادگیهایتان را، جدّیّتتان در امر پیشرفت کشور را حفظ کنید، وحدتتان را حفظ کنید. وحدت را حفظ کنید؛ ملّتِ یکپارچه بر هر دشمنی فائق میآید. خداوند انشاءالله شماها را حفظ کند، این آمادگیهایتان را هم حفظ کند. انشاءالله به زودیِ زود، خداوند احساس پیروزی را در دلهای همهی مردم ایران رواج بدهد.»
بیانات در دیدار اقشار مختلف مردم در سالروز مبعث پیامبر اعظم(ص)
۱۴۰۴/۱۰/۲۷
رهبر شهید در آغاز نکاتی درباره مبعث مطرح میکنند. مبعث، مهمترین روز در طول تاریخ بشر است؛ زیرا روز تولّد قرآن، روز تربیت انسان کامل و روز ارائه نقشه تمدّن اسلامی است و مهمترین نکته اینکه این نقشه امروز در دسترس ما است. به این ترتیب اگر انسان در پی زندگی باکیفیت است، باید به برنامه بعثت مراجعه کند. تعابیر امیرالمومنین در نهجالبلاغه در خطبه دوم و سایر خطب، نشان میدهد که این رویداد عظیم در بدترین فضا، یعنی عربستان جاهلی رخ داد. ولی پیامبر با تکیه بر دو پایه اسلام یعنی عقل و ایمان، طی ۱۳ سال، از میان همین مردم، چهرههای درخشانی چون عمّار و ابوذر و مقداد را تربیت کرد. نتیجهای که رهبر شهید از این امر استنتاج میکنند، بسیار حائز اهمیت است: «امروز هم اسلام همین قوّت را دارد. امروز جوامع بشری به همان صفات مبتلا هستند.»
رهبر شهید با اشاره به ظلم جوامع غربی و فسادهای مختلف آن، که جزیره فساد تنها یک نمونه آن است، چهرههای مغضوب قرآن را با ستمکاران حال حاضر مقایسه میکنند و تنها راه نجات جهان را اسلام میدانند. اما مؤمنان به اسلام چگونه میتوانند عالم را به این مسیر راهنمایی کنند؟«وَ لا تَهِنوا وَ لا تَحزَنوا وَ اَنتُمُ الاَعلَون؛ اَنتُمُ الاَعلَون یعنی همین: میتوانید دنیا را پشت سر خودتان راه بیندازید؛ امّا کِی؟ «اِن کُنتُم مُؤمِنین»؛ ایمان لازم است. خب من و شما یک ایمانی داریم الحمدلله، خدا را شکر، امّا این ایمان، ایمان ابوذر نیست؛ عملمان را باید درست کنیم... اگر توانستیم این کارها را بکنیم، به نصیحت قرآن، به نصیحت اسلام، به نصیحت پیغمبر گوش فرابدهیم، به نهجالبلاغه اهمیت بدهیم و عمل بکنیم، ما هم همان چیزی را خواهیم داشت که آن روز پیغمبر داشت، همان کاری را خواهیم توانست کرد که پیغمبر آن روز کرد؛ میتوانیم دنیا را برگردانیم به سمت صلاح؛» البته بسیاری از شهدای نامدار و گمنام چنین ایمانی داشتهاند ولی برای چنان عملکردی لازم است صلاح سراسر جامعه را فرابگیرد..
ایشان در بخش دوم، اغتشاشات دیماه را بررسی میکنند. این وقایع رنجآور، ماهیتا یک فتنه آمریکایی بود. هدف آمریکا، بلعیدن ایران است و این سیاست آمریکا از آغاز انقلاب اسلامی بوده است. البته در گذشته و در فتنههای مشابه، غالبا شخصیت های درجه دوم غربی دخالت میکردند ولی در فتنه اخیر، رئیس جمهور آمریکا نقش آفرینی کرد. علاوه بر تهدیدها و تشویق ها، ظلم دیگری که مرتکب شد این است که فتنه گران را ملّت ایران نامید. ظلم شمردن این جسارت به ملّت ایران نشانگر عشق و تکریم عمیق ایشان نسبت به مردم است که در کمتر رهبر شرقی دیده میشود و شایسته تأمل است. عوامل فتنه نیز دو گروه بودند: گروهی که به طور تخصصی، آموزش دیده و آگاهانه در خدمت دستگاههای جاسوسی آمریکا و اسرائیل بودند؛ اما گروه دوم، عوامل ناآگاه و یا جوانان تحت تأثیر هیجانی بودند که توسط گروه اول به کارگرفته شدند و در نهایت در این فتنه، جنایتهای جانی و مالی غمانگیزی رخ داد. رهبر شهید با اظهار تأسف شدید از قتلهای بیرحمانه، کشته شدن کودکان و اشخاص بیگناه، خسارت زدن به مساجد و مراکز درمانی و علمی و...، این مجموعه را نقشهای خارجی توصیف میکنند. البته ملّت ایران با حضور خود در ۲۲دیماه کمر فتنه را شکست و نقشه پیچیده آمریکا و نقشههای بعدی او را شکست داد.
در عین حال رهبر انقلاب با وجود اینکه روال های بینالمللی را اغلب نقد میکنند، تأکید دارند در مجامع بینالمللی درباره جرایم آمریکا علیه ایران پیگیری شود. این نکته برای فعالان بینالملل راهگشا است. ایشان در پایان ضمن تشکر ویژه از فداکاری نیروهای انتظامی، امنیتی، سپاه و بسیج تأکید میکنند مردم باید به شدّت مراقب وحدت باشند. همچنین مسئولین پرتلاش و همراه با مردم، باید مورد حمایت همه باشند و هیچگونه تضعیف و توهینی نسبت به ایشان صورت نگیرد، زیرا «قدر اینها را ما بدانیم؛ قدر مسئولینی که وقتی یک چنین حادثهای برای کشور پیش میآید، از مردم کناره نمیگیرند. گاهی ما در گذشته داشتهایم که مردم وسط میدان بودند، مسئولین تماشا میکردند، گاهی هم علیه مردم حرفی میزدند. این دفعه، نخیر، مسئولین در کنار مردم بودند... با همان هدف، کار کردند. این باید قدرشناسی شود؛توصیهی مؤکّد من نسبت به شخص رئیسجمهور و مسئولین قوا و رؤسای فعّال کشور است؛ بگذارید کارشان را بکنند، تلاششان را بکنند و خدمت بزرگی را که بر عهده دارند انجام بدهند.» به این ترتیب اگر هم مردم و هم دولت به وظایف خود عمل کنند، خداوند هم به ما برکت خواهد داد.
بیانات در دیدار اقشار مردم به مناسبت چهلوهفتمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی
۱۴۰۴/۱۱/۱۲
رهبر شهید در سه فراز فرمایشات خود را پیش می برند
پاسداشت روز ۱۲ بهمن
رهبر شهید ۱۲ بهمن را نه فقط روزی تاریخی، بلکه روزی” تاریخ ساز” میدانند بدین معنا که مسیر حرکت تاریخ در این روز تغییر کردهاست. زیرا ۱۲بهمن بود که امام خمینی در دل تهدیدها به ایران بازگشتند و علیرغم نبود امکانات اطلاع رسانی کنونی، جمعیت عظیمی به استقبال ایشان آمدند. اما این اتفاق عظیم در همینجا تمام نشد. امام در همان روز ورود، اسقاط نظام پادشاهی را، با وجود چندهزار سال سابقه در ایران اعلام کرد و به جای آن، نظام جدیدی را مطرح نمود که دو خصوصیت مهم دارد:
تبدیل حکومتی استبدادی - که حتی وزرا و دولت در آن هیچ کاره بود - به حکومتی کاملا مردمی
تبدیل فرایند ضددینی حاکم بر کشور به فرآیند اسلامی و دینی
ارزیابی رهبر شهید آن است که اگر ما همه در جهت صحیح حرکت می کردیم، کشور تا کنون کاملا دینی میشد. ولی درحال حاضر هرچند اهمالهایی در این مسیر بوده، پیشرفت های فراوانی نیز صورت گرفته است. به هر ترتیب این رویداد، فرایندی در حال شدن و تکمیل است و نه یک اتفاق لحظه ای. خصوصیت دیگری که امام اعلام کردند، قطع نفوذ آمریکا بود. رهبر شهید تذکر میدهند که اعلام استقلال و حاکمیت مردم، مستلزم آن است که امریکا و هیچ کس دیگری نمی تواند نسبت به ایران استکبار بورزد و دخالت کند. این امر سبب دشمنی آمریکا با ما از روز اول انقلاب شد. ویژگی مهم دیگر این بود که ملّت تحقیرشده ایران که علیرغم قرنها سیادت و پیشرفت در سطح جهان، مدتها بود هیچ توان و تأثیری نداشت، دوباره باور کرد که "میتوانم". ایشان رویداد تاریخی کنفرانس پاریس پس از جنگ جهانی اول را متذکر میشوند که در آن هیأت ایرانی حتّی به جلسه راه داده نشد. در مقابل این امام بود که مردم را دوباره سرافزار و صاحب کرامت کرد تا ملّت از خود بپرسند که «چرا باید ما عقبافتاده باشیم؟ چرا باید ما خودمان تولید نکنیم، خودمان نسازیم، خودمان ارائه ندهیم، خودمان در دنیا حرف نداشته باشیم؟ چرا؟» و این نقطه آغاز پیشرفتهای ملّت ایران بود.هرچند گاهی تبلیغات ضعیف ما و دشمنی دشمنان سبب شده این پیشرفتها چنان که هست، ادراک نشوند.
اینک که بمبارانها و تهدیدهای رژیم صهیونیستی و امریکا سبب شده داشتههای ایران آشکار شود، اهمیت این بیانات روشن تر میشود. امام خمینی نه تنها امیدبخش بود، بلکه خود مظهر امید بود. اطمینان امام و همّت مردم منجر به پیروزی های عظیم ملّت شد. حتی رویداد عظیم ۲۲ بهمن نیز اصالتا در ۱۲ بهمن رقم خورد و یکی از دهها برکت این یوم الله این بود که دشمنی آمریکا نیز آشکار شد. تعابیر رهبر شهید درباره امام خمینی درباره شخص ایشان نیز صادق است: بالاخصّ امیدبخش و مظهر امید.
ما و امریکا
اما مسئله آمریکا با ما چیست؟ «به نظر من مسئله در دو کلمه خلاصه میشود؛ آن دو کلمه هم این است که آمریکا میخواهد ایران را ببلعد، ملّت رشید ایران و جمهوری اسلامی مانع است.» رهبر شهید توضیح میدهند که ایران ما، منابع فراوان، موقعیّت راهبردی و انواع ثروتها و امکانات را دارد. آمریکا سی سال تمامی این مواهب را در اختیار داشت و به خاطر از دست رفتن آن ثروتها و ارتباطات، خشمگین است. از این رو دهه هاست که انواع دشمنی و تهدید را انجام می دهد. ولی پایان این نبرد چگونه رقم خواهد خورد؟«ملّت ایران تحت تأثیر این حرفها قرار نمیگیرد و از برخورد حق نمی هراسد. ما شروعکننده نیستیم، ما نمیخواهیم به کسی ظلم بکنیم، نمیخواهیم به کشوری حمله بکنیم، امّا به آن کسی که طمع داشته باشد، بخواهد حمله بکند و اذیّت بکند، ملّت ایران مشت محکمی خواهد زد. البتّه این را هم آمریکاییها بدانند که اگر این دفعه جنگی راه بیندازند، این جنگ، جنگ منطقهای خواهد بود.» اینک تمام هشدارهای رهبر بصیر تحقق یافته و ما منتظر وعدهی پیروزی او، به شرط همّت و مقاومت خودمان هستیم.
حوادث دی ماه
یکی دیگر از بخش های مهم فرمایشات ایشان درباره وقایع ۱۸ و ۱۹ دی ماه است. به اعتراف خود رئیس جمهور آمریکا، این فتنهای آمریکایی بود. نکته مهمتر این است که رهبر شهید هشدار می دهند این فتنهها همچنان وجود خواهد داشت. چرا؟ زیرا ما«فکر جدیدی داریم، یک راه جدیدی داریم، با منافع قلدرهای عالم در اصطکاکیم، در برخوردیم؛ همیشه باید منتظر بود. و حالا اینها تا کِی ادامه پیدا میکند؟ تا آن وقتی که ملّت ایران به جایی برسد که ثبات و استقامت و تسلّطش بر امور، دشمن را مأیوس کند؛ که باید البتّه به اینجا برسیم، و میرسیم.» به این ترتیب تنها راه مصونیت در برابر فتنه ها، قدرت ایران است. دومین عاملن جات از فتنهها، همواره و در دیماه نیز، تصمیم مردم بوده و هست. در اینجاست که رهبر شهید میفرمایند «بعد از این هم به توفیق الهی اگر چنانچه حادثهای برای کشور پیش بیاید، خدای متعال این مردم را مبعوث خواهد کرد برای مقابلهی با حوادث، و کار را مردم تمام خواهند کرد.»
اینک که شاهد تأثیر عینی حضور مردم در خطیرترین صحنه ها هستیم، شایسته است به راهکارها و فرایندهایی که حضور دائمی مردم را تضمین کند و ارتقا دهد، بیاندیشیم.
رهبر شهید در تبیین فتنه دیماه به این نکته نیز اشاره می کنند که هدف دشمن، نابودی امنیّت کشور بود. زیرا «وقتی امنیّت نباشد، هیچ چیزی نیست. وقتی امنیّت نباشد، تولید هم نیست، نان هم نیست، درس و بحث هم نیست، مدرسه هم نیست، تحقیقات هم نیست، علم هم نیست، پیشرفت هم نیست؛ همهی اینها در سایهی امنیّت به وجود میآید. این کسانی که امنیّت کشور را حفظ کردند، حقّ حیات به گردن ماها، به گردن همهی مردم دارند. اگر بچّهی ما میتواند در خیابان به مدرسه برود، به خاطر امنیّت است؛ [اگر] امنیّت نباشد، بچّهی شما مدرسه هم نمیتواند برود؛ خودتان هم درِ دکّان نمیتوانید بروید، به محلّ کار هم نمیتوانید بروید؛ آن جوانی که مشغول تحقیقات و مشغول پژوهش است، نمیتواند پژوهش بکند.»
دقت بفرمایید! همین نکته عمیق و ظاهرا ساده دهه ها مورد تمسخر و تحقیر رسانههای خارجی قرار گرفت و اصطلاح «در عوض امنیت داریم !» به مثابه طعنه ای در کنار سیاهنمایی های دروغ از وضع کشور وارد اذهان شد. اینک علیرغم دفاع جانانه نیروهای نظامی و امنیتی، این عبارات را با جان خود حسّ میکنیم. امروز میفهمیم دشمن وقتی امنیّت و محافظان امنیّت را در اذهان جوانان ما نفرتانگیز و بی اهمیّت کرد، چه نقشههای بی شرمانه ای داشت.
اجازه ندهیم این درسهای گران قیمت که به بهای خون به دست آمده، فراموش و خدای ناخواسته تکرار شود.
بیانات در دیدار مردم آذربایجان شرقی
۱۴۰۴/۱۱/۲۸
این سخنرانی در آستانه قیام بیست و نهم بهمن مردم تبریز صورت گرفته است و رهبر شهید ابتدا به مردم تبریز به خصوص خانوادههای شهدا و جوانان آذربایجانی خوشامد میگویند. زیرا «مژدهبخش "اتّصال نسلی" میان همهی نسلهای گذشته و امروزهی دوران انقلاب» است. ایشان با تقدیر از ویژگیهای خاصّ استان آذربایجان، قیام ۲۹ بهمن را نشانه وقت شناسی، اقدام به هنگام و فداکاری مردم میدانند و در این راستا اولین توصیه خود را مطرح میکنند: «من توصیهی اصلیام را همین اوّل عرض بکنم: این وقتشناسی را از دست ندهید؛ این حضور بههنگام را از دست ندهید؛ این خیلی امتیاز است. آذربایجان زنده است و حیات دارد. یک ملّت زنده و بانشاط هرگز دچار بازیهای سیاسی و ترفندهای گوناگون دشمنان نمیشود.» ایشان با اشاره به حضور مردم در جنگ دوازده روزه و سایر رویدادهای سال ۱۴۰۴ که رهبر شهید آن را سالی عجیب توصیف میکنند، تأکید دارند که مردم در مراحل متعددی در این سال، عزم و عظمت خود را نشان دادند. این عبارت، تنها تعارفی سیاسی نیست بلکه اخبار مسئولین در کشورهای مختلف اثبات میکند که سیاستمداران و مردم جهان، مبهوت ایستادگی مردم ایران هستند.
ایشان در ادامه درباره فتنه دیماه، اندیشوران را دعوت به تفکّر و تحلیل میکنند. زیرا این رویداد نه خشم یا اغتشاشی عادی و از سر عواطف بلکه یک کودتا بود که شکست خورد. زیرا دستگاههای اطلاعاتی آمریکا و رژیم صهیونیستی در طول زمان افراد شروری را در کشور یافته و به آنها آموزشهای تخصصی داده و برای مأموریت ویژهای آماده کردند: «کار آنها هم عبارت است از اینکه یک عدّه مخاطبِ سادهدل را ــ یا جوان یا غیر جوان را ــ تحت تأثیر قرار بدهند، عصبانی کنند و آنها را وادار کنند به ورود در میدانهای سخت... به [سوی] مراکز حسّاس: مراکز نظامی، مراکز زیربنائی، مراکز انبارهای بنزین، مراکز حسّاس نظامی و دولتی. اینها را آنجا [جلو] انداختند و خودشان هم با سلاحهای مختلف ــ سلاح کمری، سلاح شخصی، تفنگ، نارنجک و غیرذلک ــ وارد میدان شدند و سیاستشان این بود که حرکت، حرکت خشن و بیملاحظه باشد؛ مثل حرکت داعش. تصمیم گرفتند که خشن عمل کنند؛ لذا انسانِ زنده را آتش میزنند، بچّه را در بغل پدرش میکُشند؛ کارهای خشن میکنند. و متأسّفانه یک عدّهای از هممیهنان ما به خاطر حرکت اینها به دیار باقی رفتند و جان باختند.» هدف این اقدام، اشغال مراکز حسّاس و تزلزل پایههای نظام بود. با جانفشانی نیروهای مختلف و راهپیمایی بعدی مردم در ۲۲ دیماه این کودتای پرهزینه و پیچیده شکست خورد.
در عین حال رهبر شهید مانند ملّت ایران، داغدار خونهای ریخته شدهی نیروهای مدافع امنیت و سلامت، رهگذران و مردم بیگناه و حتّی جوانان غافل و فریب خورده است. طبعا گروه اول، برترین شهدای این رویداد بودند ولی رهبر شهید تصریح میکنند ما برای جوانان فریب خوردهای که به سبب همراهی با سران فتنه، جان خود را از دست دادند، نیز طلب مغفرت و رحمت الهی داریم. رفتارهای این گروه بسیار با داعش که آمریکایی ها اعتراف دارند آن را ایجاد کردهاند، مشابهت دارد و ممکن است این حرکت از سوی دشمنان تکرار شود. «البتّه من یقین دارم که به لطف الهی هر گونه حرکتی از این قبیل به دست ملّت ایران نابود خواهد شد؛ بدون تردید. ملّت بحمدالله زنده است، بیدار است، آماده است.»
فراز بعدی بیانات رهبر شهید درباره امپراتوری روبه انقضای آمریکا است. آمریکا دچار مشکلات اقتصادی، سیاسی و اجتماعی است و علیرغم این مشکلات، در پی تسلط بر ملّت ایران است. ولی «ملّت ایران درسهای اسلامی و شیعیِ خودش را خوب بلد است؛ میداند که چه کار کند. امام حسین(علیه السّلام) فرمود: مِثلی لا یُبایِعُ مِثلَ یَزید؛ کسی مثل من، با کسی مثل یزید بیعت نمیکند. ملّت ایران در واقع میگویند: ملّتی مثل ما، با این فرهنگ، با این سابقه، با این معارف عالی، با سردمدارانی مثل افراد فاسدی که امروز در آمریکا بر سر کارند، بیعت نخواهد کرد.» جزیره بدنام در آمریکا یکی از مظاهر تمدن سیصدساله غرب و لیبرال دموکراسی است. طبعا ملّت ایران با چنین رویکردی نمیتواند همراه و هم دل شود. یکی دیگر از نشانههای زوال امریکا، بی منطقی حکومت آنها است. امریکا دائما در مسائل داخلی ایران، از جمله تسلیحات کشور دخالت میکنند. کمّ و کیف اسلحه در کشور ما که طبعا با هدف حفظ از دشمنان است، مربوط به ملّت ایران و مسئله ای داخلی است. مسئله انرژی هسته ای نیز مانند مسئله تسلیحات، هیچ ارتباطی به آمریکا ندارد و منطقی برای دخالت امریکا در آن وجود ندارد. این حقّ حتی در قراردهای آژانس بینالمللی هسته ای نیز ذکر شده است.
پس نشانه بی منطقی امریکا اولا دخالت او است. در نشانه دیگر اینکه امریکا دعوت به مذاکره می کند و در عین حال تاکید می کند مذاکره باید به این نتیجه برسد که شما نباید انرژی هستهای داشته باشید: « اگر بنا شد مذاکرهای انجام بگیرد، تعیین نتیجهی مذاکره از قبل، یک کار غلط و ابلهانهای است. ...این کار ابلهانه را رؤسای آمریکا و بعضی از سناتورها و رئیسجمهور و دیگران و دیگران دارند انجام میدهند.» رئیس جمهور آمریکا دائما در حال تهدید ملّت ایران است ولی «فکر نمیکنند که راه برایشان بنبست است. به نظرشان میرسد و رئیسجمهور آمریکا مرتّب هم میگويد که ارتش ما قویترین ارتش دنیا است. قویترین ارتش دنیا گاهی ممکن است آنچنان سیلی بخورد که نتواند از جا بلند شود! مدام میگویند ما ناو فرستادیم طرف ایران؛ خیلی خب، البتّه ناو یک دستگاه خطرناکی است امّا خطرناکتر از ناو، آن سلاحی است که میتواند این ناو را به قعر دریا فرو ببرد. رئیسجمهور آمریکا در یکی از صحبتهای اخیرش گفته که ۴۷ سال است که آمریکا نتوانسته جمهوری اسلامی را از بین ببرد.» رهبر شهید نوید میدهند که او هم نخواهد توانست زیرا «جمهوری اسلامی یک حکومت جدا از مردم نیست. جمهوری اسلامی عبارت است از ملّت ایران، این ملّت پابرجا، این ملّت مستحکم، این ملّتی که حاضر است برای پیشرفت خودش زحمت بکشد، کار کند، تلاش کند، و بحمدالله در این ۴۷ سال پیشرفت کرده. آن روزی که جمهوری اسلامی یک نهال باریک بود، شما نتوانستید آن را از زمین قلع کنید و بکَنید؛ امروز که بحمدالله جمهوری اسلامی یک شجرهی مبارکهی بلند و پُرثمر است.» تعابیر رهبر شهید در این سخنرانی بسیار مهم و بشارت گونه است. ایشان در ادامه از مسئولین میخواهند که در هر موقعیتی هستند، تلاش خود را مضاعف کنند. هم چنین به مردم اطمینان میدهند که «اگر تهدیدی وجود دارد، دستگاههای خنثیکنندهی تهدید هم به فضل الهی وجود دارد. » ایشان ما را اطمینان میدهند که خداوند بر همه مردم، سکینه و آرامش را نازل خواهد کرد: «فَاَنزَلَ اللهُ سَکینَتَهُ عَلى رَسولِهِ وَعَلَى المُؤمِنین»
در روزهای جنگ تحمیلی یکی از شگفت انگیزترین ویژگیهای مردم، آرامش و سکینه عجیبی بود که شاهدان و مردم سایر کشورها را نیز حیرت زده میکرد. این لطف الهی، زمینه ساز ادامه زندگی و ایستادگی و پیشرفت مردم در درس و کار و امور خود است. رهبر شهید سخنرانی خود رابا این دعا پایان میدهند که خدای متعال این شهدای عزیز را با پیغمبر محشور کند.
این آخرین سخنرانی مفصل رهبر انقلاب پیش از شهادت ایشان است، آخرین...
اسفندماه 1404
نظرات



