جستجو فارسی / English

در رویداد «روایت جنگ و مقاومت با تاکید بر نقش زنان»؛ خانواده محوری، زنان مقاوم و مادرانگی در گفتمان جنگ بررسی شد

تاریخ انتشار: 1405/03/30     
در رویداد «روایت جنگ و مقاومت با تاکید بر نقش زنان»؛ خانواده محوری، زنان مقاوم و مادرانگی در گفتمان جنگ بررسی شد
رویداد «روایت جنگ و مقاومت با تاکید بر نقش زنان» با ارائه چند تن از اساتید برجسته حوزه و دانشگاه با موضوعاتی چون خانواده محوری، زنان مقاوم و مادرانگی در گفتمان جنگ در پژوهشکده زن و خانواده برگزار شد.
 
به گزارش پژوهشکده زن و خانواده، در ابتدای رویداد «روایت جنگ و مقاومت با تاکید بر نقش زنان»، حجت الاسلام والمسلمین مهاجر میلانی با ارائه دیدگاه خود با موضوع «خانواده به مثابه کنش سیاسی در گفتمان مقاومت جمهوری اسلامی» اظهار داشت: کنش‌ها به دو صورت فردی و جمعی صورت می‌گیرد. کنش جمعی نیز بر پایه دو عنصر آرمان مشترک با روابط خویشاوندی شکل می‌گیرد و گاهی کنش جمعی بر پایه مشارکت آحاد بر اساس آرمان مشترک است اما گاهی روابط سببی و نسبی در تشکیل کنش جمعی اثر دارد. عضو هیئت علمی پژوهشکده زن و خانواده تصریح کرد: گفتمان جمهوری اسلامی، یکی از معدود گفتمان‌هایی است که می‌خواهد به کنش جمعی خودش افزون بر وحدت هدف و انتظارات و ایدئولوژی و آرمان، روابط سببی و نسبی را لحاظ کند و کنش از یک کنش جمعی صرف به کنش خانواده محور تبدیل شود.

حجت الاسلام والمسلمین میلانی بیان کرد: در واقع وقتی در کنش جمعی در کنار وحدت هدف و آرمانی که وجود دارد، روابط نسبی و سببی هم نقش آفرینی کنند، این امر  از کنش جمعی صرف به کنش خانواده محور تبدیل می‌شود؛ اما گفتمان مقاومت توانایی بسیج آگاهانه ملت در راستای تامین منافع دنیا و آخرت را دارد، به همین دلیل مقابل گفتمان مسلط ایستاده است. وی در تعریف گفتمان مقاومت اظهار داشت: گفتمان مقاومت جمهوری اسلامی در برابر ایدئولوژی مسلط قرار دارد؛ زیرا گفت‌وگوی مسلط جهانی انسان را به بعد دنیوی تقلیل می‌دهد، به جای خدا می‌نشیند و این هژمونی دنیای جدید با ابزار حقوقی، سیاسی، اقتصادی و... هر اعتراض را در نطفه خفه می‌کند.

عضو هیئت علمی پژوهشکده زن و خانواده در ادامه خاطرنشان کرد: گفتمان مقاومت جمهوری اسلامی بیان می‌کند انسان قابل تقلیل به صرف دنیا نیست و این گفتمان در برابر تک صدایی گفتمان مسلط ایستاده و به ابعاد روحی و معنوی توجه دارد.وی گفت: گفتمان مقاومت جمهوری اسلامی تلاش می‌کند این تک صدایی را بشکند و در این مسیر ابزارها و کنش هایی دارد که بخشی مهمی از آن در تجمعات و حماسه‌های شبانه مردمی جنگ رمضان قابل رویت بود. حجت الاسلام والمسلمین میلانی افزود: بخشی از گفتمان مقاومت در این حماسه‌ها، یک کنش جدیدی است که توانست خود را به دنیا نشان دهد و آن کنش خانواده محور بود که در تجمعات، گفتمان جمهوری اسلامی به آن سامان داد.

وی با اشاره به ویژگی‌های کنش سیاسی مقاومت خانواده محور بیان کرد: این کنش‌ها آگاهانه و عالمانه بر پایه معذوراتی است که رهبر شهید توانست در الگوی سوم زن آنها را تبیین کند؛ در مجموع این ویژگی‌ها در 5 محور مهم دارای مزایا و کاردکردهایی است. عضو هیئت علمی پژوهشکده زن و خانواده با اشاره به نخستین ویژگی مبنی بر کنش خانواده محور و سلامت محیطی عنوان کرد: در کنش‌هایی که خانواده عفیفانه حضور دارند محیط آن کنش سالم می شود؛ وقتی در محیطی زنان، مردان و فرزندان عفیف حضور دارند و رفتار عفیفانه انجام می دهند بدیهی است محیط به لحاظ زبانی، تعاملی و رفتاری سالم می شود و از هر هیجان کاذب جلوگیری می‌کند
.
وی دومین ویژگی را کنش خانواده‌محور و حکمرانی احساسات دانست و تصریح کرد: همه رفتار انسان بر اساس بخش بینشی نیست بلکه احساسات نیز در روان و شناخت انسان اثر دارد و باید به آن توجه شود. حضور و کنش خانواده محور به شکوفایی احساسات کمک می کند. حجت الاسلام والمسلمین میلانی خاطرنشان کرد: حضور مومنانه و عفیفانه زنان و فرزندان فضایی را ایجاد می کند تا احساسات شکوفا شود؛ اهمیت احساسات به حدی است که حتی استدلال‌ها نیز تحت تاثیر احساسات هستند  .

وی اظهار داشت: جنگ به صورت قهری نظام احساسات را درگیر کرده و خشم را بر‌انگیخته است و دشمن نیز از آن استفاده می‌کند؛ به همین دلیل اگر حکمرانی احساسات نداشته باشیم، بخش شناختی هم کارکرد خود را از دست می دهد. عضو هیئت علمی پژوهشکده زن و خانواده با اشاره به سومین ویژگی مبنی بر کنش خانواده‌محور و تسهیل تربیت فرهنگی میان نسلی ادامه داد: گاهی در تربیت نسلی میان والدین و فرزندان فاصله ایجاد می‌شود و این حضور خانوادگی کمک به ترمیم این گسل می‌کند؛ در این راستا تشویق به حضور در خیابان بیش تر از آنکه گفتمان جمهوری اسلامی سود ببرد خانواده ها بهره مند خواهند شد؛ زیرا هم زبانی و هم افقی ایجاد می‌شود

این استاد حوزه و دانشگاه بیان کرد: این کنش سیاسی با توجه به اینکه آگاهانه و همراه احساسات متناسب حقیقت است این گسست را از بین می برد؛ نظام ارزشی، علائق و احساسات والدین و فرزندان متفاوت است، اما این فضاهایی که سرشار از احساسی مثبت است شرایطی ایجاد می‌کند و چند سال تبلیغات جریان رقیب در ۴۰ شب از بین برود. وی کنش خانواده محور و امتداد آن از خیابان تا خانه را چهارمین ویژگی دانست و عنوان کرد: وقتی کنش خانوادگی می‌شود و حضور اجتماعی پیدا می‌کند ، سبب گفت‌وگوهایی پیرامون آن در خانه می‌شود که مقاومت را درونی می‌کند؛ این گفت‌وگوها اگرچه غیر ارادی است اما در درونی سازی گفتمان اثر فراوان دارد.

حجت الاسلام والمسلمین میلانی با اشاره به پنجمین ویژگی مبنی بر کنش خانواده محور و زندگی به مثابه مقاومت تصریح کرد: کنش خانواده محور زندگی را به مثابه مقاومت می‌کند در حالی که اگر کنش خانواده محور نباشد به بخشی از روز تبدیل می‌شود؛ اما وقتی خانواده محور می شود مقاومت تبدیل به زیست می‌شود و زیست مقاومت باعث می‌گردد مقاومت به لایه‌های عمیق زندگی و افراد برود. وی با بیان اینکه گفتمان الگوی سوم زن امکانی را فراهم کرد که امروز شاهد کنشی متفاوت باشیم، خاطرنشان کرد: اگر مقدمات گفتمانی و میدانی الگوی سوم زن فراهم نمی‌شد، امروز شاهد کنش خانواده محور نبودیم.

عضو هیئت علمی پژوهشکده زن و خانواده اظهار داشت: این حضور عفیفانه خانواده محور، ظرفیت زیادی دارد، اگر ابعاد شناختی و هیجانی و تربیتی آن شناخته شود، شاید خانواده‌ها با میزان مشارکت بالاتری بخواهند در این تجمعات و حماسه‌ها که در مقایسه با سایر تمدن‌ها و کشورها، کنشی منحصر به فرد است مشارکت داشته باشند. وی ادامه داد: گفتمان الگوی سوم زن امکان و فرصتی فراهم کرد که امروز از یک کنش متفاوت و متمایز ذیل گفتمان دینی مقاومت سخن بگوییم و اگر این الگوی زن فراهم نمی‌شد مقدمات گفتمانی و نظری و میدانی فراهم نمی‌گردید و به کنش خانواده محور نمی‌توانستیم دست یابیم؛ در مجموع این کنش خانواد محور مزایایی دارد که اگر تبیین شود از جهات مختلف می‌تواند یک کارکردهای مطلوبی داشته باشد.

مقاومت، کنشی تمدنی برای حفظ هویت و معنا و انسجام اجتماعی است
در ادامه رویداد «روایت جنگ و مقاومت با تاکید بر نقش زنان»؛ خانم دکتر زهره باقریان، عضو هیئت علمی پژوهشکده زن و خانواده به ارائه موضوع زن، مقاومت و تداوم تاریخ پرداخت و گفت: هر گاه از مقاومت سخن گفته می‌شود ذهن را به میدان نبرد می‌برد، اما تجربه تاریخی نشان داده مقاومت در میدان نبرد شکل نگرفته بلکه در عرصه‌هایی شکل گرفته که کمتر دیده شده و در حفظ حقیقت و عرصه ایمان و تربیت و میدان روایت دیده می‌شود. عضو هیئت علمی پژوهشکده زن و خانواده گفت: در این میدان‌هایِ کمتر دیده شده، زنان نقش‌آفرینان اصلی تاریخ هستند و حافظان هویت و استمراردهندگان حقیقت به شمار می‌روند؛ به طور کلی در جامعه شناسی، حضور اجتماعی زنان یک حقیقت تاریخی و تمدنی است و از صدر اسلام تا واقعه عاشورا و تحولات معاصر می‌توان این امر را مشاهده کرد.

وی افزود: مفهوم مقاومت به معنای یک نبرد نیست بلکه کنشی تمدنی برای حفظ هویت و معنا و انسجام اجتماعی است؛ هر گاه جامعه اسلامی با بحران‌های بزرگ مانند جنگ، فقدان رهبران یا فشار‌های بیرونی مواجه شده، یکی از منابع مهم بازتولید سرمایه اجتماعی، کنشگری زنان بوده است؛ در بزنگاه‌های تاریخی، زنان به‌مثابه حاملان معنا، حافظان هویت جمعی و کنشگران اجتماعی نقش‌آفرینی کرده‌اند. باقریان عنوان کرد: در تاریخ جوامع اسلامی، حضور اجتماعی زنان هرگز امری حاشیه‌ای یا صرفاً عاطفی نبوده است؛ بلکه در بزنگاه‌های تاریخی، زنان به‌مثابه حاملان معنا، حافظان هویت جمعی و کنشگران اجتماعی نقش‌آفرینی کرده‌اند؛ این حضور در قالب‌های متنوعی، چون مقاومت فرهنگی، مشارکت سیاسی، روایتگری تاریخی، تربیت نسل‌ها و حتی حضور مستقیم در میدان‌های اجتماعی و انقلابی نمود یافته است
.
وی تصریح کرد: در چنین چارچوبی، مسئله جنسیت و مقاومت در تاریخ اسلام تنها به معنای مشارکت فیزیکی در میدان‌های نبرد نیست، بلکه بیشتر به معنای ایفای نقشی تمدنی در حفظ هویت دینی و اجتماعی است و این الگو در تجربه تاریخی مسلمانان بار‌ها تکرار شده و به نوعی سنت اجتماعی تبدیل شده است. عضو هیئت علمی پژوهشکده زن و خانواده با بیان اینکه حضور بانوان در تاریخ اسلام و جامعه ایران یک سنت تاریخی و تمدنی است افزود: بنابراین، اگر امروز از حضور اجتماعی بانوان در جامعه ایران سخن گفته می‌شود، این موضوع را باید در تداوم یک سنت تاریخی و تمدنی تحلیل کرد، نه صرفاً یک پدیده معاصر؛ نخستین و شاید برجسته‌ترین نمونه تاریخی در این زمینه، نقش حضرت خدیجه(س) در آغاز دعوت اسلامی است. وی در مورد نقش حضرت خدیجه(س) در ایجاد و تداوم اسلام گفت:  تاریخ صدر اسلام نشان می‌دهد که بدون حمایت اقتصادی، عاطفی و اجتماعی حضرت خدیجه(س)، شکل‌گیری جامعه اولیه مسلمانان مسیر دشوارتری را می‌پیمود، ایشان از منظر جامعه‌شناسی به پاسداشت حق در دل بحران پرداخت و من ایشان را معمار پایداری جامعه اسلامی نخستین می‌دانم که نقش اساسی در اهدای سرمایه و حمایت‌های معنوی داشت.

باقریان افزود: حضرت خدیجه(س) نه تنها نخستین ایمان‌آورنده به پیامبر اسلام(ص) بود، بلکه با استفاده از جایگاه اجتماعی و سرمایه اقتصادی خود، امکان تثبیت هسته اولیه امت اسلامی را فراهم کرد و این تجربه تاریخی نشان می‌دهد که حضور اجتماعی زنان در اسلام از همان آغاز با مفاهیمی، چون حمایت از رسالت، پایداری در بحران و مشارکت در ساخت جامعه پیوند خورده است. وی عنوان کرد: نمونه مهم دیگر در تاریخ اسلام، نقش حضرت فاطمه زهرا(س) در دفاع از حقیقت و عدالت اجتماعی است؛ حضرت فاطمه(س) در شرایطی که جامعه اسلامی پس از رحلت پیامبر(ص) با چالش‌های سیاسی و اجتماعی روبه‌رو شده بود، با سخنرانی‌ها، مواضع اجتماعی و دفاع از اصول اسلامی، نقش مهمی در حفظ گفتمان اصیل اسلام ایفا کرد
.
عضو هیئت علمی پژوهشکده زن و خانواده بیان کرد: خطبه فدکیه تنها یک اعتراض سیاسی نبود؛ بلکه بیانیه‌ای اجتماعی در دفاع از عدالت، حقانیت و مسئولیت اجتماعی مسلمانان محسوب می‌شد؛ از منظر جامعه‌شناسی تاریخی، این اقدام نشان می‌دهد که زنان در سنت اسلامی می‌توانند در مقام کنشگران آگاه اجتماعی ظاهر شوند و در فرآیند شکل‌دهی به گفتمان عمومی نقش مهمی ایفا کنند، اما شاید روشن‌ترین نمونه پیوند میان جنسیت و مقاومت در تاریخ اسلام، واقعه کربلا و نقش حضرت زینب(س) باشد. وی تصریح کرد: اگرچه حادثه عاشورا در میدان نبرد به پایان رسید، اما استمرار تاریخی آن تا حد زیادی مدیون روایتگری و کنش اجتماعی حضرت زینب کبری(س) است، زنانی که تماشاگر نبودند بلکه کنشگران فعال تربیت مقاومت هستند؛ در این راستا نمونه‌هایی را داریم ؛ حضرت زینب(س) با خطبه‌های خود در کوفه و شام، نه تنها روایت رسمی قدرت را به چالش کشید، بلکه حافظه تاریخی جامعه اسلامی را نیز شکل داد.

باقریان اظهار داشت: از منظر جامعه‌شناسی تاریخی، می‌توان گفت که حضرت زینب(س) نقش کنشگر حافظه جمعی را ایفا کرد؛ کسی که با تبدیل یک واقعه تراژدیک به گفتمان مقاومت، مسیر تاریخ را تغییر داد. در طول قرون بعد نیز زنان مسلمان در عرصه‌های مختلف اجتماعی و فرهنگی نقش‌آفرینی کرده‌اند. وی خاطرنشان کرد: در تمدن اسلامی، زنان بسیاری در حوزه‌های علمی، آموزشی و فرهنگی حضور فعال داشته‌اند، برای نمونه، در دوره‌های مختلف تاریخی، زنان در حلقه‌های علمی، نقل حدیث و آموزش دینی نقش مهمی ایفا کردند. برخی پژوهش‌های تاریخی نشان می‌دهد که در شهرهایی، چون بغداد، دمشق و قاهره، زنان محدث و فقیه حضور داشته‌اند و شاگردان بسیاری تربیت کرده‌اند، این واقعیت نشان می‌دهد که مشارکت اجتماعی زنان در جهان اسلام تنها به حوزه‌های خانوادگی محدود نبوده، بلکه در حوزه‌های علمی و فرهنگی نیز نمود داشته است
.
عضو هیئت علمی پژوهشکده زن و خانواده گفت: در تاریخ معاصر ایران نیز می‌توان تداوم همین سنت تاریخی را مشاهده کرد. در جریان انقلاب اسلامی، زنان ایرانی نه تنها در تظاهرات و فعالیت‌های اجتماعی حضور داشتند، بلکه در شکل‌دهی به گفتمان انقلابی و حفظ انسجام اجتماعی جامعه نقش مؤثری ایفا کردند. وی افزود: مشارکت زنان در راهپیمایی‌ها، فعالیت‌های فرهنگی و پشتیبانی از جریان انقلاب، نشان‌دهنده آن بود که مفهوم حضور اجتماعی زن مسلمان می‌تواند با ارزش‌های دینی و هویت فرهنگی جامعه ایرانی هم‌افزا باشد. باقریان بیان کرد: پس از پیروزی انقلاب اسلامی نیز این حضور در قالب‌های مختلف ادامه یافت. در دوران دفاع مقدس، زنان ایرانی در نقش‌هایی، چون پرستاری، پشتیبانی از جبهه‌ها، تربیت نسل مقاوم و حفظ روحیه اجتماعی جامعه نقش‌آفرینی کردند. بسیاری از مادران و همسران شهدا با صبر و استقامت خود، به نماد‌های فرهنگی مقاومت تبدیل شدند.

مادر شهید؛ نوعی کنش مبتنی بر ایثار و مسئولیت تاریخی
وی عنوان کرد: در ادبیات اجتماعی ایران، مفهوم مادر شهید تنها یک عنوان عاطفی نیست، بلکه نشانه‌ای از نوعی کنش مبتنی بر ایثار و مسئولیت تاریخی است، در چارچوب جامعه‌شناسی تاریخی می‌توان گفت که چنین نقش‌هایی به شکل‌گیری سرمایه فرهنگی مقاومت در جامعه کمک می‌کند. عضو هیئت علمی پژوهشکده زن و خانواده تصریح کرد: سرمایه‌ای که نه تنها در میدان سیاست، بلکه در عرصه فرهنگ و هویت اجتماعی نیز اثرگذار است. زنان در این فرآیند، اغلب علاوه بر واسطه میان نسل‌ها، حافظ روایت‌های تاریخی، انتقال‌دهنده ارزش‌های فرهنگی و تربیت‌کننده نسل‌های آینده به‌شمار می‌آیند.

وی خاطرنشان کرد: در شرایطی که جامعه با فقدان یا شهادت رهبران برجسته مواجه می‌شود، مسئله بازتولید امید اجتماعی و حفظ انسجام ملی توسط زنان اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. تجربه تاریخی جوامع نشان می‌دهد که در چنین مقاطعی، حضور فعال زنان می‌تواند نقش مهمی در تثبیت هویت جمعی و جلوگیری از گسست اجتماعی ایفا کند؛ آن‌ها از طریق مشارکت در عرصه‌های فرهنگی، اجتماعی و تربیتی می‌توانند به بازسازی روحیه عمومی جامعه کمک کنند.
باقریان گفت: در جامعه ایران، که ترکیبی از سنت‌های دینی، هویت ملی و تجربه‌های انقلابی است، این نقش اهمیت دوچندان دارد، زن مسلمان ایرانی در دهه‌های اخیر نشان داده است که می‌تواند میان مسئولیت‌های خانوادگی، فعالیت‌های اجتماعی و مشارکت فرهنگی نوعی توازن برقرار کند. وی ادامه داد: این الگو، که در چارچوب ارزش‌های جمهوری اسلامی ایران شکل گرفته، بر این اصل تأکید دارد که حضور اجتماعی زنان نه در تعارض با هویت دینی، بلکه در امتداد آن تعریف می‌شود؛ که در تحلیل این پدیده می‌توان از آن به جهاد اجتماعی یاد کرد.
عضو هیئت علمی پژوهشکده زن و خانواده اظهار داشت: جهاد در اینجا به معنای تلاش مستمر برای حفظ ارزش‌های اخلاقی، تقویت همبستگی اجتماعی و مشارکت در ساخت جامعه است، زنان در این فرآیند می‌توانند با فعالیت‌های فرهنگی، علمی، آموزشی و اجتماعی، سهم مهمی در پیشبرد اهداف جامعه ایفا کنند.

وی بیان کرد: درواقع، تجربه تاریخی نشان می‌دهد که بسیاری از جنبش‌های اجتماعی و تمدنی بدون مشارکت فعال زنان به ثمر نرسیده‌اند. زنان با ایفای نقش در حوزه‌هایی، چون آموزش، فرهنگ، رسانه، فعالیت‌های اجتماعی و تربیت نسل‌ها، در شکل‌گیری آینده جوامع تأثیر عمیقی دارند.
باقریان تصریح کرد: این واقعیت در جامعه ایران نیز به‌وضوح قابل مشاهده است؛ بنابراین حضور اجتماعی زنان در جهان اسلام همواره با سه عنصر اساسی همراه بوده است: نخست، آگاهی تاریخی؛ دوم، مسئولیت اجتماعی؛ و سوم، پایداری در شرایط بحران. این سه عنصر در شخصیت‌هایی، چون حضرت خدیجه، فاطمه و زینب(س) به شکل برجسته‌ای دیده می‌شود و در دوره‌های بعد نیز در قالب‌های مختلف تداوم یافته است، در نتیجه، بحث درباره نقش اجتماعی بانوان در ایران امروز را باید در چارچوب همین سنت تاریخی تحلیل کرد. وی عنوان کرد: زن مسلمان نه تنها در مقام عضو خانواده، بلکه به‌عنوان کنشگر فرهنگی و اجتماعی می‌تواند در فرآیند ساخت جامعه نقش ایفا کند. این نقش، هنگامی که با آگاهی تاریخی و تعهد اجتماعی همراه شود، می‌تواند به یکی از مهم‌ترین منابع قدرت نرم جامعه تبدیل شود. عضو هیئت علمی پژوهشکده زن و خانواده خاطرنشان کرد: به بیان دیگر، تاریخ اسلام نشان می‌دهد که زنان همواره بخشی از نیروی زنده مقاومت و بازسازی اجتماعی بوده‌اند؛ بنابراین سخن گفتن از جنسیت و مقاومت در واقع سخن گفتن از یک تجربه تاریخی عمیق در جهان اسلام است.

مهم‌ترین کارکرد مادرانگی در جنگ، تقویت انسجام اجتماعی است
در این رویداد خانم دکتر حاجی اسماعیلی عضو هیأت علمی گروه علوم اجتماعی پژوهشکده زن و خانواده با ارائه موضوع مادرانگی، فداکاری و ملی‌گرایی در گفتمان جنگ گفت: مادرانگی از منظر جامعه شناسی و فرهنگی یکی از موضوعات مهم در شرایط بحران است؛ جنگ‌ها فقط در میدان نبرد رخ نمی‌دهند، بلکه در سطح فرهنگ و زبان و معنا نیز شکل می‌گیرند. وی عنوان کرد: جنگ به عنوان یک پدیده دو زیستی، دو بعد دارد؛ یک بعد فیزیکی و مادی که سخت افزار جنگ است و دیگری سطح نمادین و معنایی جنگ که بعد نرم‌افزاری جنگ به شمار می‌رود. خانم حاجی اسماعیلی تصریح کرد: بعد سخت افزاری جنگ با بدن‌ها و سرزمین و زیرساختها و ابزار نظامی سر و کار دارد، اما در معنای نمادین آن، احساسات و روایات و ارزش‌ها و معانی مطرح است، اگر که نتوانیم پیروزی حاصل و سطح دوم که معانی و ارزش است را تلطیف کنیم این دستاوردهای نظامی ممکن است ناپایدار و شکننده باشد و نتوانیم موفقیتی به دست بیاوریم.

وی ادامه داد: به این دلیل جنگ پیش از اینکه نبرد گلوله‌ها باشد، نبرد روایت‌هاست و پیش از جنگ همه اطراف درگیری در جنگ سعی می‌کنند به یک سری از پرسش‌های بنیادین جواب دهند، اینکه چرا می‌جنگیم و این رنجی که براثر جنگ و پیامدهای آن می‌کشیم چه معنایی دارد و چه کسی قهرمان و چه کسی قربانی است؛ این پرسشهایی است که باید به آن پاسخ دهیم و این پاسخ در میدان نبرد به دست نمی‌آید. عضو هیأت علمی گروه علوم اجتماعی پژوهشکده زن و خانواده بیان کرد: در واقع پاسخ را به واسطه نمادهای فرهنگی و خاطره جمعی می‌توانیم پیدا کنیم و جامعه‌ای که نمی‌تواند با زور نظامی بار روانی و عاطفی جنگ را تحمل کند؛ این جاست که فرهنگ مطرح و وارد عمل می‌شود و فرهنگ رنج را قابل روایت می‌کند و مرگ را از فقدان به شهادت و ایثار تبدیل و ترس را به مقاومت و امید بازتعریف می‌کند، بنابراین زبان جنگ، یک زبان خنثی نیست و واژه‌ها حامل معانی و ارزشها هستند و جهت‌گیری دارند.

وی اظهار داشت: این جاست که می‌بینیم مفاهیمی مانند مادر، وطن، خون و آینده همه در زمان جنگ بار معنایی متفاوتی پیدا می‌کنند و مفهوم مادرانگی نیز در این چارچوب قابل فهم است؛ همچنین مادرانگی در زمان جنگ کنش خانوادگی نیست و می‌توان گفت یکی از مفاهیمی است که مهم‌ترین منبع تولید گفتمان در جنگ محسوب می‌شود و می‌تواند آن رنج‌ها و فقدان‌ها و ترس‌ها و پیام‌های ناشی از جنگ را تبدیل به برنامه‌ای برای انسجام اجتماعی و استمرار ملی نماید. دکتر حاجی اسماعیلی خاطرنشان کرد: این جاست که مفهوم مادرانگی حتی از ساحت خصوصی به ساحت عمومی گذار پیدا می‌کند و همین مادرانگی که در تقسیم بندی‌های تاریخی و اجتماعی در قلمرو خصوصی تعریف شده و نقشی است که به مراقبت از کودک و بازتولید عاطفی خانواده و حس پیوندهای خانوادگی مربوط می‌شود، در مواقع بحران  مانند جنگ، این مرزبندی دچار تغییر شده و مرز بین حوزه خصوصی و عمومی از بین می‌رود.

وی گفت: در این شرایط فعالیت‌هایی که شخصی تلقی می‌شود معنای عمومی پیدا می‌کند، مثلا نگرانی یک مادر برای فرزند یک احساس شخصی نیست و یک احساس جمعی جامعه تلقی می‌شود و تربیت فرزند که یک امر خانودگی بوده در حال حاضر تبدیل به نوعی مشارکت در تولید نیروی انسانی برای جامعه و کشور و یا صبر و تحمل مادران، الگوی اجتماعی برای جامعه تبدیل می شود. عضو هیأت علمی گروه علوم اجتماعی پژوهشکده زن و خانواده افزود: از این رو در ادبیات جنگی بسیاری از جوامع از تعابیری مانند مادران وطن و مادران شهدا استفاده می‌شود و این تعابیر نشان دهنده این است که جامعه تجربه شخصی مادر را در سطح عمومی و نمادین ارتقا داده و مادرانگی تبدیل به نمادی اجتماعی می‌شود و در این شرایط، مادر فقط فردی که در درون خانواده بوده نیست و مادر، نماینده مجموعه ای از ارزشهای اجتماعی مانند صبر و فداکاری و استقامت می‌شود.

وی عنوان کرد: وقتی جامعه روایت مادران مقاوم و صبور را بازگو می‌کند در واقع دارد الگوهای اخلاقی برای کل جامعه می‌سازد و این روایت‌ها به دیگران می‌تواند نشان دهد که با بحران جنگ چه باید کرد و از منظر جامعه شناختی می‌توان گفت این گزار و تبدیل مادرانگی به نماد اجتماعی کاردکردهای مهمی دارد و مهم ترین کاردکرد آن تقویت انسجام اجتماعی است. خانم حاجی اسماعیلی تصریح کرد: وقتی تجربه مادران به عنوان نماد فداکاری مطرح می‌شود افراد جامعه احساس می‌کنند در سرنوشت مشترکی شریک هستند و کارکرد بعدی این است که به رنج انسان معنا می‌دهد؛ در واقع جامعه با این نمادپردازی تلاش می‌کند آن رنج‌های فردی در یک چارچوب بزرگتر و معنادارتری قابل تفسیر شود و کاردکرد سوم که از همه مهم تر است تولید الگوهای اخلاقی برای مقاومت به شمار می‌رود؛ یعنی تصویر مادر صبور و مقاوم یک الگوی اخلاقی محسوب می‌شود.

وی اظهار داشت: در جنگ، یک دگردیسی گفتمانی اتفاق می‌افتد و تجربه سختی را به رنجی جمعی تبدیل می‌کند و نشانه‌ای از وفاداری و ایثار جمعی برای کل جامعه است و این دگردیسی گفتمانی عمیق ترین عاطفه خانوادگی را با پروژه های کلان ملی پیوند می‌زند و باعث می شود یک همبستگی عاطفی در سطح ملی شکل بگیرد و آن همبستگی موتور محرک مقاومت اجتماعی می‌شود. عضو هیأت علمی گروه علوم اجتماعی پژوهشکده زن و خانواده گفت: در واقع مادری به مثابه سرمایه نمادین و مشروعیت اخلاقی است و این بحث مادرانگی نقش مشروعیت بخشی اخلاقی به جامعه دارد؛ هر جنگی اگر از نظر سیاسی و نظامی ضروری تلقی شود با یک مساله اساسی مواجه است و باید به این سوال پاسخ دهد که چطور می توان هزینه‌های سنگین جنگ را برای جامعه قابل پذیرش کنیم.

وی افزود: جنگ آثار و پیامدهایی چون مرگ و فقدان و امنیت و فشار اقتصادی همراه است و اگر این هزینه‌ها را فقط پیامد یک تصمیم سیاسی و نظامی در نظر بگیریم به تدریج باعث فرسایش روحیه اجتماعی و کاهش حمایت عمومی افراد می‌شود، بنابراین هر جامعه ای برای اینکه مقاومت را استمرار دهد در شرایط جنگی نیازمند این است نوعی مشروعیت اخلاقی برای استقرار مقاومت ایجاد کند. حاجی اسماعیلی بیان کرد: یعنی باید نشان دهد رنج‌ها فقط اجبار سیاسی و نظامی نیست بلکه در چارچوب اخلاقی و ارزشی معنا پیدا می‌کند؛ این جا بحث سرمایه نمادین وارد می‌شود که اهمیت زیادی دارد و سرمایه نمادین از طریق احترام و اعتبار اخلاقی و منزلت اجتماعی تولید می شود.

وی تصریح کرد: در گفتمان جنگ تصویر مادر فداکار یکی از مهم‌ترین منابع این سرمایه است؛ یعنی تبدیل به سرمایه نمادین می‌شود چون مادر نماد عاطفه  مراقبت و زندگی بخشی است و وقتی جامعه دارد می‌بیند که شخصیتی که نماد عاطفه و زندگی بخش است دارد آن رنج از دست دادن و دوری را تحمل می‌کند؛ این رفتار مادر تبدیل می شود به یک پیام اخلاقی قدرتمند برای جامعه و آن است که ارزشی که در جنگ دارد از ان دفاع می شود آن قدر مهم است که حتی عمیق ترین پیوندهای انسانی و پیوند میان مادر و فرزند در برابر این، یک معنای تازه ای پیدا می کند. عضو هیأت علمی گروه علوم اجتماعی پژوهشکده زن و خانواده اظهار داشت: در این فضا یک ادراک اجتماعی از جنگ تغییر پیدا می‌کند و این است که جنگ فقط تصمیم استراتژیک دولت و نزاع ژئوپولتیکی نیست، در واقع مسئولیت اخلاقی مشترک آحاد جامعه است و از منظر جامعه شناسی فرهنگی باعث می شود یک نوع تجربه عاطفی مشترک در جامعه شکل بگیرد.

وی ادامه داد: در این باره می‌بینیم افرادی که مقاومت مادران را مشاهده می‌کنند که این افراد شخصا فرزندی را از دست نداده‌اند اما با این نمادسازی‌ها و روایت‌ها با رنج مادران همراهی می‌کنند و این باعث نوعی همبستگی عاطفی می‌شود؛ این کاردکرد اجتماعی کمک می‌کند که هزینه و پیامد جنگ تحمل شود و مقاومت، مسئولیت اخلاقی پیدا کند و همبستگی عاطفی به وجود بیاید و رنج فردی به روایت هویت ملی تبدیل شود. حاجی اسماعیلی خاطرنشان کرد: به این دلیل مادرانگی و مادری در بسیاری از روایت‌های جنگی در حاشیه جنگ نیست و در قلب نظام معنایی مقاومت مادری جا می گیرد و بحث حاشیه ای تلقی نمی‌گردد؛ در این مسیر بحث بدن و نقش زن در تداوم زیست ملی است؛ در این راستا جنگ چون فقط درگیری نظامی بر سر قلمرو و قدرت نیست و آینده جامعه را تهدید می‌کند و تهدیدی است که برای نسل آینده است.

وی گفت: در این جا نقش زنان مهم می‌شود و نقش زنان به ویژه مادران معنایی فراتر از بحث خانوادگی پیدا می‌کند یعنی مادران نیستند که فرزند را به دنیا می‌آورند و در سطح نمادین، ضامن تداوم اجتماعی است بدان معنا اگر جامعه بخواهد تداوم یابد یکی بازتولید زیستی و دیگری بازتولید فرهنگی است و در بازتولید زیستی، بدن زن محل استمرار زندگی است و اهمیت دارد، یعنی شرایط جنگی که بسیاری از افراد گرفته می‌شود آینده جمعیتی کشور مورد تهدید قرار می گیرد اما بدن مادران نماد بازگشت به زندگی می‌شود. عضو هیأت علمی گروه علوم اجتماعی پژوهشکده زن و خانواده عنوان کرد: در این جا بازتولید فرهنگی مهم‌تر است و مادران، حامل حافظه جمعی و هویت ملی و تجربه های اتاریخی و اخلاقی می شود و آن را منتقل می‌کنند و حتی در شرایط جنگی که موجودیتش در تهدید است مادران توانایی بازتولید خود را حفظ کرده اند و این نقش را به خوبی ایفا می کنند.

وی بیان کرد: مطالعه مادرانه در گفتمان جنگ مهم است و نشان می‌دهد چطور بحران های بزرگ مانند جنگ ها باعث فروپاشی مرزهای امر خصوصی و عمومی می‌شوند و این را دگرگون می‌کنند و آن تجربه ای که شخصی ترین و خانوادگی ترین تجربه است در آن بهبوحه جنگ تبدیل به بخشی از آن روایت ملی می‌شود و این فرایند به ما کمک می‌کند بفهمیم همبستگی های اجتماعی چیزی نیست که با دستورالعمل های دولتی و نظامی ایجاد شود بلکه ریشه در اعماق احساسات و نمادها و فداکاری های خاموش است و در زندگی روزمره و در قلب خانواده جریان دارد و ما نیز به عنوان پژوهشگران اجتماعی وظیفه داریم این نقش مهم را مورد بازشناسی قرار دهیم تا بتوانیم الگوهای تاب‌آوری و پایداری جوامع را در برابر بزنگاههای سخت و سست تاریخی بهتر درک کنیم.
 
اشتراک گذاری:
نظرات
اطلاعات تماس

مرکز قم: بلوار غدیر ، کوچه 10 ، پلاک 5
 تلفـن:  58-32603357 (025)
 فکس:  32602879 (025)
دفتر تهران: بلوار کشاورز ، خ نادری ، ک حجت دوست ، پ 56
 تلفـن:  88983944 (021)
 فکس:  88983944 (021)
دسترسی سریع

فروشگاه اینترنتی
سامانه آموزش مجازی
کتابخانه
بانک محتوای علمی
کتابخانه دیجیتال
فصلنامه مطالعات جنسیت‌وخانواده
شبکه های اجتماعی

ایتا بله آپارات