تاریخ انتشار: 1405/04/02
رئیس پژوهشکده زن و خانواده تاکید کرد: روایتهای جنگ در جامعه باید ذیل عقلانیت توحیدی صورت بگیرد تا ماندگار و اثربخش باشد.
حجت الاسلام والمسلمین محمدرضا زیبایینژاد در دومین رویداد «روایت جنگ و مقاومت با تاکید بر نقش زنان» که با ارائه چند تن از اساتید برگزار شد با اشاره به موضوع ضرورت روایت تاریخی جنگ در فضای پساجنگ اظهار داشت: مسئولیت در قبال روایت تاریخی در این دوران بسیار سنگین است.
حجت الاسلام والمسلمین محمدرضا زیبایینژاد در دومین رویداد «روایت جنگ و مقاومت با تاکید بر نقش زنان» که با ارائه چند تن از اساتید برگزار شد با اشاره به موضوع ضرورت روایت تاریخی جنگ در فضای پساجنگ اظهار داشت: مسئولیت در قبال روایت تاریخی در این دوران بسیار سنگین است.
رئیس پژوهشکده زن و خانواده عنوان کرد: اصحاب انقلاب نسبت به انقلاب و زمان انقلاب و پس از آن از این روایتگری غافل بودهاند و در واقع مخالفین انقلاب و نظام اسلامی روایت انقلاب را در این حوزه مصادره میکنند؛ به خصوص دیاسپورا و جامعه مهاجرین و برخی از شاخههای بنیادهای سلطنتطلب و فمنیستها مشغول روایتگریاند. وی گفت: در ادبیات اجتماعی، با مباحث فروپاشی اجتماعی و از بین رفتن سرمایه اجتماعی، روایتهایی را به خورد جامعه میدهند؛ حتی در بحث جریانسازی حجاب، دو اثر مهم از فمینیستها وجود دارد، در حالی که حجاب که مهمترین مساله تاریخی ماست، اما مخالفین، آن را روایت تاریخی کردهاند و این برای ما بسیار پرهزینه است. وی همچنین تصریح کرد: این افراد بعضا بنیادهای علمی مهمی را تاسیس کردند که متعلق به چپ مارکسیست و فمینیستها بوده و دارند تاریخ را برای نسل جوان امروز که در متن انقلاب نبودند، میسازند و در تلاش هستند از زاویه خود با صورتبندی و مستندهای علمی، به روایت انقلاب بپردازند.
حجت الاسلام والمسلمین زیبایینژاد بیان کرد: گاهی مخالفین ما، آنچنان با جزئیات به روایتگری میپردازند که برای جوانان باورپذیر میشود و تنها کسانی که در متن این حادثه بوده و یا به اسناد دقیق دسترسی دارند میتوانند خطاهای این طیف را تشخیص دهند. وی ادامه داد: در ابتدای انقلاب، گعدههایی متشکل از جوانان ایرانی در اروپا شکل گرفته بود که در مورد انقلاب بحث و گفتگو میکردند و درصدد بودند تا به جامعه ایرانی القا کنند که روحانیت، انقلابی را که اصلا مذهبی نبوده مصادره کرده است. رئیس پژوهشکده زن و خانواده خاطرنشان کرد: در فضای بعد از انقلاب نیز روایتهایی از ناکامی اسلام، سیاست و ناکامی انقلاب اسلامی از سوی برخی فعالان هنر و اجتماع و ورزش و اقتصاد مطرح میشد که فضای آشوبناکی را توصیف میکردند و این کلان روایتها برآن بود تا اسلام در خانه محبوس باشد و به جامعه بفهماند که روحانیت نباید کاری با مملکت داشته باشد.
وی اظهار داشت: پس از جنگ رمضان، دیدیم که فضای جامعه با این روایتِ ناکامیها، سازگار نبود و حضور مردم در میدان، پیشرفت و اعتلای انقلاب اسلامی و پیروزی را روایت میکرد. حجت الاسلام والمسلمین زیبایینژاد همچنین در این باره گفت: روایتهایی که از ناکامیها و فروپاشی اجتماعی و از میان رفتن سرمایه اجتماعی و گاهی اقتصاد به خورد ما داده میشود، مخرب است و گاهی بخشی از جامعه آن را باور میکند وی افزود: در واقع بخشی از روایت ممکن است درست باشد؛ اما روی جزئی از ناکامی دست میگذارند و ما مراقب نیستیم که این بخشی از ماجراست و در بسیاری از موارد، جمهوری اسلامی زمینهساز این ناکامیها نبوده است. رئیس پژوهشکده زن و خانواده عنوان کرد: این روایتها که تفسیر غلطی از رویدادهاست کم کم تبدیل به بحران میشود و کشور را درگیر آسیبهایی مینماید؛ در حالی که ما موجب آن نبودیم و از بیرون بر ما تحمیل شده است؛ در این میان مخالفین، روحیه مردم ما را روایت نمیکنند. وی با اشاره به میدان داری مردم به مثابه انقلابی در انقلاب در خصوص برخی از ویژگیهای آن تصریح کرد: خیابان به عنوان صف اول نبرد یک پدیده نوظهوری بوده است؛ رزمندگان و رهبری نیز از مردم میخواهند خیابان را رها نکنند و چنین احساسی وجود دارد که حضور مردم در خیابانها تعیین کننده است.
حجت الاسلام والمسلمین زیبایینژاد بیان کرد: دومین ویژگی این حضور، شعور و پیشرویی مردم در صحنه است؛ وقتی سخن از مذاکرات میشود گاهی نگران دو دستگی مردم هستیم، اما میبینیم بصیرت و شعور سیاسی مردم بالاست و میدانند باید از اختلاف پرهیز شود و باید از نقاط مشترک بگوییم و این نشان میدهد گاهی تحلیلگران در بیان ناکامیها از جامعه عقب افتادهاند. وی ادامه داد: در هفته نخست جنگ رمضان که رهبر تعیین نشده بود؛ نگرانیهایی از ناامیدی مردم وجود داشت، چرا که رهبری، عمود خیمه جامعه بود، اما دیدیم جامعه به هم نریخت و متانتی که مردم داشتند، دشمن را ناامید کرد؛ شاید اگر در کشور دیگری بود، شاهد غارت مغازهها و فروشگاهها و برپایی آشوبها بودیم، اما این اتفاق نیفتاد. رئیس پژوهشکده زن و خانواده اظهار داشت: سومین ویژگی این میدانداری، حضور مسئولانی در صحنه و خط مقدم مبارزه بود، چه آنانی که شهید شدند و چه آنانی که به خدمت مشغولند، همه در صف نخست بودند؛ در این ایام عملکرد دولت نیز آرامش ایجاد میکند. وی عنوان کرد: وجوه زنانه و خانوادگی تجمعات نیز از اهمیت زیادی برخوردار است و تجمعات از انحصار جریان حزباللهی بیرون میآید و همه اقشار در آن حضور دارند و دیگر تردیدی برای حضور در صحنه برای مردم نمیماند و درصد حضور زنان نسبت به مردان نیز معنادارتر است.
حجت الاسلام والمسلمین زیبایینژاد گفت: یکی از ویژگیهای این تجمعات، وجوه حماسی زنان پا به پای احساسات آنهاست، زنان با فهم و بصیرت خود به جامعه، شجاعت تزریق میکنند، همانند همان حماسههایی که در روند پیروزی انقلاب اسلامی شاهد بودیم. وی ادامه داد: این حضور و حماسهها به جامعه روحیه میدهد و خیابانها، صحنه ابتکار میشود. بانوان نیز حضوری پررنگ دارند و خودشان، میدانها را تسخیر میکنند و موکب میزنند و به خدمت میپرداختند، هر کس در این صحنه فرصت دارد ابتکار عمل خود را نشان دهد و صحنه خیابان، به مرور صحنه زندگی میشود. رئیس پژوهشکده زن و خانواده بیان کرد: در روزهای نخست، مردم به حساب احساس وظیفه ایمانی به میدان میآمدند و حالا با اقتضائات زندگی خانوادگی جمع میشوند تا تجمع را به مناسبتی با نشاط تبدیل کنند و سرزندگی را با مسئولیت سیاسی و حماسه گره میزنند و در این تجمعات، پرچم به عنوان نماد هویت، نمایان میشود. وی عنوان کرد: وجه دیگر این خیابان، جلوه گاه الهی است؛ یعنی محل ظهور «کلمة الله» است و در آن دعا خوانده میشود و ندای حیدر حیدر برجاست و همه چیز به مدد الهی دنبال میشود و در این فضای با نشاط و معنوی، همه اقشار با عمق جان الله اکبر میگویند؛ این احساس نصرت و ظفر از روز اول در مردم بود و تضعیف نشد و در این عرصه احساس پیروزی دارند.
حجت الاسلام والمسلمین زیبایینژاد تصریح کرد: یکی از مسائل مهم این است که بدانیم در پساجنگ با چه خطرهایی مواجهایم؛ از جمله این خطرات بیان روایتهای فروکاهانه است و ممکن است هر کس به نفع خود سخنی روایت کند؛ باید بدانیم نسل امروز میخواهد واقعیت صحنه را بفهمد؛ پس لازم است وجوه کامل را روایت کنیم. وی افزود: گاهی نیز روایتها، آسیبمحور میشود؛ پس در این برهه به آسیبهای جنگ نباید اشاره کرد چرا که نگاه آسیبشناسانه ما را در جنگ به زمین میزند. در این راستا جنگ دو بُعد دارد و یک طرف، جنگ را آغاز کرده و دیگری، به او جنگ تحمیل شده است، پس باید مراقب باشیم روایتهای آسیب شناسانه ما را به زمین نزند. رئیس پژوهشکده زن و خانواده اظهار داشت: برای دوری از روایتهای آسیبمحور باید به شهادت طلبی و غرور ملی و مذهبی توجه داشته باشیم و نگذاریم روایتهای ذلیلانه از جنگ، جامعه را نا امید کند. وی خاطرنشان کرد: یکی دیگر از خطرات، روایتهای سکولار و غرب زده است و یا روایتهای ملی گرایانه که در آن خدا نیست، به ما لطمه میزند؛ ما باید به دنبال وجوه حماسی و عبرتآموز باشیم و روی چیزهای مهمی سرمایه گذاری کنیم.
حجت الاسلام والمسلمین زیبایینژاد گفت: روایتهای جنگ در جامعه باید ذیل عقلانیت توحیدی صورت بگیرد تا ماندگار و اثربخش باشد؛ روایتهای ما صامت نیستند، بلکه تحول میسازند و باید در خدمت ساخت امت باشند و ظرفیتها را برجسته سازند؛ زنان نیز باید در خدمت روایت زنانه از جنگ باشند.
وی ادامه داد: در حال حاضر که در صحنه درگیری حضور داریم و هر یک از ما سندی تاریخی به شمار میرود و امروز بهترین فرصت برای ثبت تاریخ است، به خصوص بانوان، مشاهدات خود را باید از جنگ روایت کنند؛ اگر مومنین و افراد متدین انقلابی، خود را به مثابه سند تاریخی دست کم بگیرند، تسلیم روایتهای نادرست بیرونی خواهند شد.
رئیس پژوهشکده زن و خانواده بیان کرد: باید وجوه برجسته جنگ را درست ببینیم و آن را در کتابهای درسی بیاوریم و به ویژه از حضور زن ایرانی به مثابه الگوی سوم تقدیر کنیم و این وجوه مهم را مورد توجه قرار دهیم.
باید ابعاد حقوق بشری قربانیان جنگ را در مجامع بینالمللی برجسته کنیم
فریبا علاسوند عضو هیئت علمی پژوهشکده زن و خانواده در این رویداد علمی موضوع مساله زنان و پساجنگ را مورد بحث قرار داد و گفت: جنگ همانند هر اتفاق ناگهانی و خُردکننده دیگری یک ماهیت آشکارساز و برملاکننده دارد؛ لذا وقتی این جنگ، جنگی اعتقادی میشود ما با ادبیاتی چون شهادت و شهید و مفاهیم الاهیاتی خودمان مواجهایم.
وی تصریح کرد: در مفاهیم الاهیاتی ما، شهید یک خون بها دارد و خون بهای شهید، آگاهی جامعه و رهایی از ذلالت است؛ در واقع از آثار مهم برای تاوان خونهای پاک، رسیدن جامعه به رشد و بلوغی و آگاهی است و جز این، خون بهایی برای شهید نیست. علاسوند افزود: ما نیز رسالتهایی برای پساجنگ و آگاهی جامعه داریم؛ در این خصوص موضوع این ارائه، آگاهیهای زنان در ایران و جهان بعد از جنگ است، این آگاهیها، در پساجنگ برای ما مسئولیتهایی را مشخص میکند، یکی از مسئولیتها توجه به وجوه قربانی شدن است.
وی با بیان اینکه باید ابعاد حقوق بشری قربانیان جنگ را در مجامع بینالمللی برجسته کنیم خاطرنشان کرد: در بخش حقوقی جامعه و بین الملل ضرورت دارد که یکی از نقاط تمرکز در پساجنگ، بحث زنان باشد؛ چون اساسا مساله زنان به عنوان قربانی یکی از مسائل روتین حقوق بشری است و یک اصل مهم، بحث زنان در مناقشات و جنگهاست.
عضو هیئت علمی پژوهشکده زن و خانواده اظهار داشت: وجه زنانه جنگ، در همه دورهها بوده است؛ حتی یکی از اقدامات فمینیستها توجه به ابعاد زنانه در موضوعات است؛ در یکی از جنگهایی که در زمان پیامبر(ص) اتفاق افتاد،به دلیل حمله دشمن، زنان و کودکان هراسیدند و پیامبر(ص) و امام علی برای آنان غرامتی را تعیین کردند که نشاندهنده اهمیت بحث زنان و کودکان در مناقشات از نظر اسلام است و این مساله، پایه دینی دارد.
وی گفت: پیامبر(ص) در جنگ، اصحاب را از آزار رساندن به کسانی که مخاطب و طرف جنگ نیستند، برحذر میداشتند، امروز برخی از این مسائل به دغدغههای حقوق بشری تبدیل شده و بخش تراژیک جنگ، فقط خرابی و ویرانی نیست، بلکه کشته شدن زنان و کودکان نیز از جمله آن به شمار میرود. علاسوند بیان کرد: به فرموده رهبر انقلاب، آیتالله مجتبی خامنهای هر یک از موضوعات برای ما یک پرونده برای پیگیری است، پس زنان و کودکان به عنوان قربانیان باید مورد توجه باشند، همانطور که بسیاری از کشورها به کشتار زنان و کودکان در جنگ آمریکا و رژیم صهیونیستی به کشور ما واکنش نشان دادند. وی ادامه داد: ما میتوانیم به بسیاری از این مسائل از جمله حمله به مدارس و بیمارستانها در پساجنگ ضریب بدهیم و به خصوص موضوع کودکان مظلوم میناب و ابعاد حقوق بشری آن را در جهان برجسته کنیم. عضو هیئت علمی پژوهشکده زن و خانواده عنوان کرد: یکی از بحثهای قابل توجه این است که زنان گاهی در شنیعترین حالت مخاطب جنگ قرار میگیرد و ممکن است مورد تجاوز به عنف صورت گیرد که در این زمینه توجه به ابعاد حقوقی بسیار اهمیت دارد.
وی تصریح کرد: یکی از ابعاد مهم حضور ملت ایران در حماسهسازیها، روحیه سلحشوری است؛ بسیاری از زنان، قهرمانانی را میپرورانند که از این روحیه برخوردارند که خود برگرفته از آیات و روایات است. علاسوند گفت: در میدانداری ملت ایران در خیابانها، زیباییهای زیادی همچون امنیت و کرامت انسانی و سلوک مؤمنانه و نجیبانه را شاهد هستیم، در این باره یکی از رسالتهای ما بیان کردن سلوک مؤمنانه در پساجنگ است. وی افزود: جریان غرب درصدد است زنان و دختران ما، مادرانگی و زنانگی خود را از دست بدهند و اساسا، هویت خانواده را از میان ببرند؛ اگر دشمن موفق شود به این اهداف دست یابد، در آینده روحیه سلحشوری نخواهیم داشت لذا باید زنان، مادران انسانهای شجاع باشند. عضو هیئت علمی پژوهشکده زن و خانواده عنوان کرد: برملاشدگی صبر پرمعنای زنانه یکی از وجوه مهم در جنگ و پساجنگ است و روایت این حضور بسیار مهم است؛ به لطف اشارات رهبر، مادران و همسران شهدا زندگی خود را در طول این سالها روایت کردند، هرچند روایتها به مرور گداخته تر و پختهتر شده و دارای ایدئولوژی و چارچوب است.
وی گفت: یکی از بخشهای مهم در پساجنگ، بحث زنان مدیر است، امروز در اقصی نقاط ایران بخش زیادی از این مدیران، زنان موکب دار هستند که به طور خودجوش فعالیت دارند و از نخستین روزهای جنگ، مدیریت صحنه را برعهده گرفتند، این مدل از مدیریت میدان به فعالیت کودکان نیز جهت میدهد و تربیتساز است. علاسوند متذکر شد: همانطور که گفتیم خون بهای شهید، آگاهی است و امروز، دنیا آگاه شده است و جهان این روی سکه ایران را میبیند و این فرصت ارزشمندی است که باید روایت شود، به خصوص در حوزه زنان با روحیه حماسی باید ظرفیتها را شناخت و برای نمونه با دعوت از خانواده شهدا و بزرگداشت شهدای میناب تا مدتها می توان از این ظرفیت فرهنگی و تبلیغی و تربیتی استفاده کرد.
در جبهه مقاومت، زنان و خانوادهها میدان دار نظام اخلاقی هستند
در ادامه این رویداد خانم دکتر زهرا شریف عضو هیئت علمی پژوهشکده زن و خانواده به ارائه موضوع اخلاق نامتقارن استکبار با تاکید بر مسائل جنسیتی پرداخت و بیان کرد: ما به این مساله از زاویه نگاه دانش اخلاق نگاه میکنیم؛ در مکتب اخلاق رویکردهای اخلاقی دو قسم واقع گرا و ناواقع گراست. وی افزود: واقع گراها معتقد هستند موضوعات اخلاقی یک واقعیت قابل انطباقی است و ناواقع گراها معقتدند قضایای اخلاقی، واقعیت عینی نیستند و براساس تفاهم به معیاری اخلاقی میرسند؛ واقعیت در طرفیت جنگ این است که وقتی در مکتب واقع گرایانه قرار میگیریم طرف دیگر ما ناواقع گرای اخلاقی و عدم تقارن و عدم توازن قرار میگیرد. شریف عنوان کرد: برای مثال وقتی مسالهای چون عدالت امریکایی را میبینیم که توازن جهانی را به هم میریزد و در هیچ منظومهای قابل فهم نیست و اخلاق نامتقارن استکبار را شاهد هستیم؛ استکبار همه چیز را به نفع خودش میخواهد و عدالت امریکایی هیچ مفهومی ندارد و همه چیز را به نفع جامعه خودش میداند.
وی ادامه داد: در این نوع ناواقع گرای اخلاقی، نظام براساس دروغ شکل میگیرد و هیچ نقطه امنی با استکبار وجود ندارد و قابل اعتماد نیستند؛ زیرا اساسا دنبال حذف انسانیت هستند و میخواهند انسانیت را به قهقرا ببرند. عضو هیئت علمی پژوهشکده زن و خانواده خاطرنشان کرد: یکی از شاخصههای اخلاقی این نظام، تحمیل پیرامون است و سرسپرده میخواهد و چرخه دروغ و تحقیر و منفعت دارد، همانند تحمیلی که آمریکا بر حکام عربی خلیج فارس دارند، این نظام اخلاقی یک تاجر است و ارزش انسانی قائل نیست. وی اظهار داشت: همچنین رفتاری که با ربع پهلوی در سفیدشویی ساواک دارد از این نوع نظام اخلاقی است؛ در حالی که ما مرزهایمان را براساس شرافت چیدیم.
شریف گفت: اینکه ایران بعد از شهادت رهبر ادامه یافت، به این دلیل است که رهبر شهید، با شرافت زیست و ما را با شرافت پرورش داد و مرزهای ما فقط جغرافیایی نیست. ما مرز اخلاقی داریم و در فکر کشورهای مظلوم دیگری هستیم؛ امروز ایران برای همه بشریت دارد میجنگد پس این مرزبندی به صورت واقع گرایانه در محاسبه جنگ وجود دارد و اخلاق را در جنگ میبینیم.
وی افزود: ما در این جنگ، بیمارستان و مدرسه را نزدیم، زیرا قائل به نظام اخلاقی هستیم و نظام اخلاقی ما واقع گرایانه است و سلوک تربیتی ما جان فرد را رشد داده، از این رو در صحنه بحران، اخلاقی رفتار میکنیم. عضو هیئت علمی پژوهشکده زن و خانواده بیان کرد: مقاومت حیث وجودی در درون ماست که لازمه آن تربیت درست است و هویت انقلابی ما این تربیت را داشت، اما همچنان نگران روایتهای سکولار در پساجنگ هستیم و اینکه این مقاومت را فقط به جنبه ملی گرایانه ما بخواهند تقلیل دهند. وی افزود: این اتفاقاتی که افتاد ریشههای الاهیاتی و انقلابی و اخلاقی دارد و باید برای آن فکری کنیم و از صدمات عبور کرده و ایرانی با اقتدارتر داشته باشیم. شریف در زمینه زنان و خانواده نیز اذعان داشت: استکبار دنبال دو گانه سازی است تا هویت فردی جامعه ایرانی را از بین ببرد لذا خانواده را از بین میبرد و اساسا به دنبال نسل کشی است؛ از این رو در لبنان و ایران مراکزی چون زایشگاه و مدرسه را میزنند که این پاردایم اخلاق نامتقارن استکبار است و میخواهد هویت انقلابی را حذف کند. وی اظهار داشت: در جبهه مقاومت، زنان و خانوادهها میدان دار نظام اخلاقی هستند؛ در واقع ما جنگ وجودی داریم و ما به همراه وجدانهایمان جنگیدیم. ایده جبهه مقاومت با ایده وجودی جنگیدن و ایستادن رشد میکند و ایده امام غائب ولایت فقیه در امتداد همیت ایده وجودی است.
انسجام خانواده ایران در لحظه فقدان رهبری، به دلیل هنر تربیت و پرورش رهبر شهید در حفظ سرمایههای اجتماعی است
در این رویداد دکتر محمد مهدی یوسفی عضو علمی پژوهشکده زن و خانواده نیز با اشاره به انسجام خانواده ایران در لحظه فقدان عنوان کرد: خانواده دارای کارکردهایی در طول عمر خود است که باعث انسجام میشود، انسجام در خانواده از زمان شکل گیری بارها تهدید میشود و ممکن است متلاشی شود. وی تصریح کرد: یک سری رویدادهای هنجاری چون تولد فرزندان و ازدواج آنان و بازنشستگی والدین اتفاق میافتد و هر یک ممکن است تنشی را برای خانواده به وجود بیاورد؛ یکی از مهمترین مواقعی که ممکن است خانواده در معرض تهدید قرار بگیرد حالت فقدان چه طبیعی و غیر طبیعی است. یوسفی اظهار داشت: وقتی فرد مهمی که نقش کلیدی در خانواده دارد از دست میرود خانواده باید بتواند انسجام خود را حفظ کند، آن چه در جنگ 12 روزه و رمضان اتفاق افتاد ذیل یک استراتژیک شیطانی قرار گرفت که بی سرسازی بود و برآن شدند فرماندهان کشوری را ترور کنند تا ادامه حیات برای آن دشوار شود، به این دلیل در جنگ رمضان نیز به سراغ رهبر شهید رفتند.
وی خاطرنشان کرد: آنها نتیجه گرفتند تا رهبر را شهید کنند اما جامعه فرونپاشید و انسجام و کارکردهای دیگر خود را حفظ کرد و ما از نظر بعد نظامی و اقتصادی و اجتماعی دچار فروپاشی نشدیم. عضو علمی پژوهشکده زن و خانواده بیان کرد: اینکه چرا استراتژی بیسر سازی در ایران جواب نداد باید از نظر روانشناسی و سیاسی و اجتماعی مورد بررسی قرار بگیرد، در این باره به برخی از ویژگیهای رهبر و رئیس گروه اشاره می کنیم. وی در ادامه گفت: ریشه مباحث به نقش رهبری مقتدرانه میپردازد که کارکرد آن در جوامع رهبری وجود دارد؛ ما در این جا رهبر داریم که وارث ردای پدر نخستین است و اعضای قبیله و خانواده با این پدر خانواده رابطه عاطفی برقرار میکنند و آنچنان شیفته این رهبر میشوند که منطق و قوه عاقله خود را از دست بدهند. یوسفی افزود: وجدان در این گروه ممکن است تعلیق شود و در این جوامع چون رهبر تصمیم میگیرد نیاز به آرمان و وجدان ندارند؛ نمونه ان را در رهبری گروههایی چون داعش میبینیم وقتی رهبرشان میگوید کاری کنند گویی ارادهای ندارند.
وی تصریح کرد: در این گروهها و جوامع رهبر به معنای عام خود، پذیرای همه نیازها و تمایلات است؛ چنین رهبری خودرأی است و برای ناتوان سازی اعضای گروه مدام در حال تأیید کردن خودش است؛ همه اینها در ساختاری معیوب اتفاق میافتد. عضو علمی پژوهشکده زن و خانواده خاطرنشان کرد: اما وقتی در جامعه ایرانی اسلامی که چنین ساختار معیوبی وجود ندارد سر جامعه و رهبر را ترور میکنند، ارگانیزم جامعه از هم نمیپاشد و مسیر خود را دنبال میکند وی اظهار داشت: رهبر انقلاب زمانی که در قید حیات بودند از ملت شریف قدردان بودند؛ ما ملت ایران فشارهای مختلفی را تحمل کردیم و جنگ و از دست دادنها و تنشها و فشارهای مختلف از جمله فشار رسانهای را متحمل شدیم اما میبینیم عملکردمان بهتر شد. یوسفی بیان کرد: رهبر ایران در خصوص رهبر شهیدمان فرمودند که یکی از هنرهای ایشان هنر پرورش است؛ از مولفههای رهبر شهید مشورت و مشارکت بود و با طیفهای مختلفی دیدار و گفتگو داشتند و همواره از کلیدواژه مردم در سخنانشان استفاده میکرد و جایگاه مردم را باور داشت و حتی مردم را مبعوث میدانست. وی عنوان کرد: ایشان، حوصله و صبر زیادی در برابر مردم و مسئولان داشت و بر این باور بود مردم به بلوغ سیاسی رسیدهاند؛ ملتی که باید تجربیات مختلفی را پشت سر میگذاشت تا وقتی جنگ رمضان اتفاق میافتد این چنین در خیابانها حاضر شوند؛ امروز طیفهای مختلف مردمی به مذاکرات بدبین هستند و این ثمره سالها تلاش رهبر است تا جامعه به این مقطع برسد.
عضو علمی پژوهشکده زن و خانواده تصریح کرد: ما تفاوتها و اختلافات را باور داریم و در این تکثر دیدگاه، جذب حداکثری را در رهبری میدیدیم و ایشان تصمیم گیریهای مشارکتی داشتند و مردم را به آرامش دعوت میکردند و نسبت به فعالسازی تواناییهای مردمی اهتمام داشتند، حال نقطه مقابل ایشان را در رهبرانی چون ترامپ میبینیم.
وی خاطرنشان کرد: امروز اقشار مختلف در صحنه حضور دارند؛ فقدان ایشان ما را از پیامهایشان در ابتدای جنگ محروم کرد و مردم برای آرامش به خیابانها رفتند؛ ما امروز شخصیت رهبر شهید را در جامعه منتشر میبینیم و روح حاکم بر تجمعات خیاباتی به هیچ فرد خاصی قابل تقلیل نیست. یوسفی بیان کرد: حضور ملت ایران در صحنه، ثمره آن چیزی است که سالها رهبر انقلاب برای آن مجاهدت کرد و هنر تربیت و پرورش اجتماع و از طریق ساخت افکار و روحیات و عواطف تودهها و سرمایه های اجتماعی است؛ آن چه باعث شد بعد از فقدان انسجام خود را حفظ کنیم این است که شخصیت رهبر انقلاب آن چه مطلوب ایشان بود امروز در جامعه و در سطوح سیاسی و نظامی حاضر و ناظر می بینیم.
نظرات



