تاریخ انتشار: 1405/04/01
جمعی از اساتید در رویدادی علمی در حوزه زن و خانواده، به بررسی مقاومت زنان، ابعاد حقوقی جنایات امریکایی صهیونی علیه زنان در جنگ رمضان، بعثت زنان تجلی الگوی سوم زن انقلاب اسلامی، جنگ اخیر و زنان و مفهوم مراقبت پرداختند.
زنان آموختهاند که مقاومت ادامه دادن زندگی و انتقال ارزشها و حفظ نسل و امید استبه گزارش پژوهشکده زن و خانواده، دکتر ناهید سلیمی عضو هیئت علمی پژوهشکده زن و خانواده در ابتدای این رویداد، با تبیین زنان و بازچارچوببندی مقاومت اظهار داشت: اینکه در لحظات تهدید، چه چیزی تعیین میکند جامعهای فرو بریزد و یا منسجمتر و فعالتر شود و مقاومت کند، خود ویژگیهایی دارد. وی بیان کرد: این تهدیدها شامل فشارهای سیاسی و حملات نظامی است که میتواند انسجام به وجود بیاورد؛ از همان ابتدای حملات ددمنشانه آمریکایی و رژیم صهیونیستی و دفاع جانانه، جامعه از مجموعه نمادها و روایتها و سازوکارها آکنده میشود و میتواند این احساس انسجام را بازسازی کند.
سلیمی عنوان کرد: در فضای علوم سیاسی یکی از شناختهترین صورتبندیهای این پدیده، اثر همبستگی حول دفع تهدید است؛ در این هنگام افزایش همبستگی ناگهانی اما کم دوام در حمایت از دولت در شرایط تهدید به خصوص تهدید خارجی ایجاد میشود که اگر با گزارههای اخلاقی همگام گردد، ماندگارتر خواهد شد. وی تصریح کرد: در ایران کنونی این پدیده افزایش کوتاه مدت حمایت سیاسی نیست، بلکه ابعاد گستردهتری را میتوان دید؛ آنچه از معنای مقاومت در ایران میبینیم در کنار ابعاد سیاسی از بُعد فرهنگی و اخلاقی و عاطفی نیز نشات میگیرد و ماندگارتر است.
عضو هیئت علمی پژوهشکده زن و خانواده خاطرنشان کرد: یکی از بنیادیترین نیروهای پایدارکننده در شرایط تهدید، اثر کنش زنانه است؛ کنش زنانه فقط سوژههای نمادین از مادران داغدیده و زنان آسیبدیده از جنگ نیست، بلکه چارچوببندی معنایی از مقاومت در آن تفسیر میشود.
وی اظهار داشت: قاببندی و چارچوببندی به ما میگوید انسانها تنها با واقعیتهای بیرون مواجه نیستند، یعنی یک اتفاق را همه به صورت واحد درک نمیکنند بلکه معنا دادن به آن واقعیتهاست که براساس آن قضاوت میکنند. سلیمی گفت: نحوه قاببندیها برای اتفاقی واحد، مسائلی با درجه اهمیتها و عللها و راه حلهای متفاوتی بر عملکرد جامعه دارد؛ در واقعه کنونی حضور زنان در مرکز چارچوببندیِ انسجام زودگذر سیاسی، تبدیل به هنجار وحدت ملی که عملا اثری پایدارتر است میشود.
وی افزود: وقتی میگوییم باید به حضور زنان توجه داشته باشیم، چارچوبها فقط در عاملیتها ساخته نمیشوند، بلکه در دل روابط اجتماعی شکل میگیرد، وقتی در مورد حضور زنان صحبت میکنیم منظورمان فقط یک کنش در میدان نیست بخشی از این اثر ظرفیت زنان در جامعه است و حضور زنان برای اجتماع هم حامل دستاوردهای بزرگی برای ماست. عضو هیئت علمی پژوهشکده زن و خانواده بیان کرد: زنها موقعیت ویژهای در دادههای اخلاقی و عاطفی و ارتباط با خانواده و در لایههای نمادین جامعه دارند؛ وقتی از مسالهای چون بعثت و چهره زنانه آن یاد میکنیم یکی از سازوکارها برای تحلیل سیاسی، تغییر تهدید علیه جامعه و خانواده است.
وی عنوان کرد: زنان با مراقبت و خانواده و حس عاطفی پیوندی نمادین دارند و در روایت سازی، وقتی تهدید بیرونی شکل میگیرد تهدیدی علیه خانواده و بقا معنا میشود؛ نقش زنان در شرایط تهدید نقش تقلیلی نیست، بلکه نقش آنها معرفتی در بازسازی در صورت بندی تهدید است و باعث می شود افکار، احساس مسئولیت مشترک پیدا کرده و همبستگی اجتماعی افزایش پیدا کند. سلیمی تصریح کرد: این همان لحظهای است که با چارچوببندی تهدید به فعال سازی کنشگری اجتماعی منجر میشود و کنشگران اجتماعی اعم از مردانی که در میدان نبرد هستند به همه افراد در جامعه توسعه مییابد، در نتیجه این اتفاق زنان نقش مهمی در اجتماعی سازی تهدید دارند که مقاومت ایجاد میشود.
وی اظهار داشت: قاب بندی انگیزشی در این جا باعث میشود زنان واکنش سیاسی را تبدیل به بُعد خانوادگی و اخلاقی کنند؛ همچنین کنشگران میدان مقابله با تهدید را از یک مدل سنتی که فقط مردها در صحنه هستند و به کنشگران اجتماعی متعدد و متکثر و فعالیتهای مدنی که اتفاق میافتد توسعه میدهد. عضو هیئت علمی پژوهشکده زن و خانواده در مورد قاب بندی مقاومت در شرایط استقرار تهدید خاطرنشان کرد: اساسا مقابله و مقاومت در جنگهای مدرن و نامتقارن علاوه بر میدان نبرد با افکار عمومی و تابآوری اجتماعی سر و کار دارد؛ در این فضا ما صرفا با مبارزه مردان در میدان مواجه نیستیم در این فضا حیات اجتماعی و فرهنگی و اقتصادی و عاطفی و سیاسی مورد خدشه قرار میگیرد؛ پس برای بقا نیازمند توسعه و معنا و کنش مقاومت به همه این ساحتها هستیم.
وی گفت: به طور کلی نقش زنان در این جا بارز میشود و آن توسعه ساحت مقاومت از یک رفتار استثنایی و بزرگ در میدان نبرد و شیوه زندگی روزمره و تاب آوری اجتماعی به شمار میرود. سلیمی افزود: زنان به طور تاریخی در دل خانوادهها و شبکههای اجتماعی این را آموختهاند که مقاومت تنها ایستادگی در برابر تهدید نیست و ادامه دادن زندگی و مراقبت کردن و انتقال ارزشها و حفظ نسل و امید و ایجاد امنیت روانی و اقتصادی در نگهداشتن جریان طبیعی زندگی است. وی بیان کرد: حتی در میدانهای کلاسیک نبرد نیز زنان این نوع از مقاومت را تجربه کردند در واقع زنان ابتدا تهدید را بازآفرینی میکنند و جامعه را وارد کنشگری مینمایند و در قدم بعدی مقاومت را باز معنا میکنند و آن را به یک جریان اجتماعی روزمره ارتقا میدهند؛ در نتیجه کنشگری اجتماعی گسترده میشود و مقاومت در حوزههای متنوعی که اساس تاب آوری در جبهههای نبرد است شکل میگیرد.
عضو هیئت علمی پژوهشکده زن و خانواده عنوان کرد: نقش زنان در شرایط تهدید نقش تقلیلی نیست؛ بلکه نقش آنها در بازسازی امید و توان جنگی است و زنان نه تنها در برابر تهدید میایستند بلکه به جامعه میآموزند چگونه باید ایستاد. وی ادامه داد: هر آنچه که ما به عنوان تابآوری اجتماعی و عناصر و مختصات آن مطرح میکنیم جزئی از تجربه زیستی زنان بوده و به این دلیل زیرساختهای زنانه تابآوری برای حفظ برنامه اجتماعی مقاومت نیز نقش تعیین کنندهای دارد؛ به صورت تاریخی در موقعیت بحران، این شبکههای غیر رسمی زنانه به طور معمول و در شرایط آرامش و بحران تبدیل به زیرساختهای تاب آوری میشود. سلیمی تصریح کرد: دادههای اجتماعی مانند جنگ در مشروعیت نهادهای رسمی جامعه را با تابآوری اجتماعی و فرهنگی و اقتصادی سرپا نگه میدارند؛ بنابراین زنان در سطح ساختاری به پایداری اجتماعی و انسجام کمک میکنند و این بدین معناست که همبستگی ملی، لزوما بر بستری از قاب بندی و معنادهی زنانه شکل میگیرد و در ادامه در شبکه های اجتماعی زنانه است که این مقاومت استقرار پیدا میکند.
همه ابعاد حقوقی جنایات آمریکایی صهیونی علیه زنان در مجامع بینالمللی قابل پیگیری است
در ادامه نشست خانم دکتر زینب طلابکی عضو هیئت علمی پژوهشکده زن و خانواده با بررسی حقوقی جنایات آمریکایی صهیونی علیه زنان در جنگ رمضان گفت: در حقوق بینالملل، قوانینی تحت عنوان حمایت از حقوق بشردوستانه یا حقوق درگیریهای مسلحانه وجود دارد؛ این نشان میدهد که جنگها نیز دارای قانون و حد و مرزی هستند. وی بیان کرد: در قرنهای گذشته در جهان، جنگها قاعدهای نداشتند و هر کس هر اقدامی را میتوانست انجام میداد، اما بعد از جنگهای جهانی، جوامع به این نتیجه رسیدند که برای بقای انسانها باید خطوط قرمزی در جنگها مشخص شود، بر اساس این قوانین افراد در زمان جنگ به دو دسته نظامی و غیر نظامی تقسیم میشوند و افراد غیر نظامی کسانی هستند که عضو نیروهای مسلح در کشورشان نیستند و شامل زنان و کودکان و سالمندان و اقشار مردماند.
طلابکی عنوان کرد: منطق حقوق بینالملل این است که جنگ و نبردی میان نیروهای مسلح باشد نه در میان مردم عادی؛ چرا که غیر نظامیان هیچ تهدیدی برای نیروهای مسلح طرف مقابل محسوب نمیشوند و نباید به آنها حمله کرد که به این مساله، اصل تفکیک میگویند، یعنی ارتشها موظف هستند بین افرد و اماکن غیر نظامی با موارد نظامی تفکیک قائل شوند و پایگاههای غیر نظامی و مسکونی را هدف قرار ندهند. وی تصریح کرد: وقتی امریکا و اسرائیل اهداف غیر نظامی را هدف قرار میدهد مشخص میشود که حقوق بشر را زیر پا میگذارند و از نظر جوامع بینالمللی چنین حملاتی جنایت جنگی محسوب میشود.
عضو هیئت علمی پژوهشکده زن و خانواده افزود: در مورد زنان وضعیت خاصتر است؛ زیرا جنگ آسیبهای متفاوتی برای زنان به همراه دارد، از این رو حمایت ویژهای از زنان به دلیل خاصیت جسمانی صورت گرفته است، از سوی دیگر زنان نقشهای اجتماعی و حیاتی در خانواده بر عهده دارند و ستون اصلی خانواده در حمایت از کودکان و اعضای خانواده به شمار میروند و باید از آنها حمایت ویژهای صورت بگیرد. وی خاطرنشان کرد: بعد از جنگ جهانی دوم رهبران جهان در کنوانسیون ژنو درخصوص حفاظت از اشخاص غیرنظامی در زمان جنگ در قالب کنوانسیونهای چهارگانه، معاهدهای بشردوستانه تصویب کردند که در اوت ۱۹۴۹ تصویب و در اکتبر ۱۹۵۰ لازمالاجرا شد، در کنوانسیون چهارم موضوع حفاظت بشردوستانه از غیرنظامیان در مناطق جنگی و حمایت از زنان و توجه به کرامت و شرافت آنها مورد توجه قرار گرفت.
طلابکی اظهار داشت: در جنگ اخیر، برخی از این قوانین توسط آمریکا و اسرائیل نقض شد و بار شدید روانی را برای زنان و مادران به وجود آورد؛ ما در حقوق بشردوستانه 4 اصل بنیادی داریم که مربوط به در امان ماندن مکانهای غیرنظامی است، در حالی که در جنگ اخیر مدرسه و بیمارستان و بازار مورد حمله قرار گرفت و دشمن اصل تفکیک را نقض کرد.
وی خاطرنشان کرد: 4 هزار احد مسکونی در این جنگ آسیب دیده و این گوشهای از نقض حقوق بشردوستانه است و آثار این حملات کور برای زنان بیشتر بود، اصل بنیادی دیگر اصل تناسخ است که اگر خطر کشتار غیرنظامیان وجود داشته باشد نباید به اهداف نظامی نیز شلیک کرد که دیدیم دشمن کانون خانواده را نیز مورد هدف قرار داد. عضو هیئت علمی پژوهشکده زن و خانواده ادامه داد: دشمن در جنگ اخیر، جنایات زیادی مرتکب شد و به زیرساختهای حیاتی و اماکن آموزشی و فرهنگی و مذهبی، حملات گسترده و سیستماتیکی داشت؛ در این راستا همه ابعاد حقوقی و نقض قوانین بینالمللی در جنایات آمریکایی صهیونی به ویژه علیه زنان در مجامع بینالمللی قابل پیگیری است.
بعثت زنان در جنگ اخیر تجلی الگوی سوم زن انقلاب اسلامی در جنگ و بحران است
همچنین در این رویداد خانم دکتر زینب تاجیک، عضو هیئت علمی پژوهشکده زن و خانواده نیز با اشاره به موضوع بعثت زنان تجلی الگوی سوم زن انقلاب اسلامی در جنگ و بحران اظهار داشت: بنا داریم از زاویه زنانه مساله جنگ را تحلیل و بررسی کنیم؛ نظریه جنسیت انقلاب اسلامی که با الگوی سوم زن در بیانات رهبر خودش را نشان داده بود با عبارت تاریخی رهبر شهید که در مورد بعثت مردم سخن گفتند تلاقی دارد و فهم جدیدی از قابلیت ملت بزرگ را نشان دادند. وی بیان کرد: ارتباط با مساله جایگاه نظریه جنسیت انقلاب اسلامی زنان و الگوی سوم زن در بهترین شکل خود را در بعثت مردمی و حضور زنان در عرصه نشان داد و به ظهور و بروز رساند.
عضو هیئت علمی پژوهشکده زن و خانواده عنوان کرد: الگوی سوم زن در حماسههای بزرگ ملت ایران در حال رقم خوردن است؛ به این فهم الاهیاتی و کلامی در مورد بعثت و نقش زنان صرفا یک نگاه تاریخی نمیتوان داشت. وی تصریح کرد: عبارت بعثت مردم، ریشه قرآنی و الاهیاتی دارد و یک منطق بیداریسازی برای مردم و عمیق در ادبیات دینی است و به معنای برانگیخته شدن برای ماموریتی بزرگ است؛ در واقع قرار است مردمی که قبل از این هر کدام زندگی عادی خودشان را داشتند برانگیخته و از حالت منفعلانه به جمعیت فعال تبدیل شوند تا ماموریت بزرگی الهی انجام دهند.
تاجیک اظهار داشت: در واقع واژه بعثت، در لحظههای حساس تاریخی به کار برده میشود و به نوعی بیداری و حرکت اجتماعی شکل میگیرد و بعثت در ارتباط با اراده مردم همسو با اراده الهی است و وسیلهای برای تحقق اراده الهی به شمار میرود و مردم، در این میدان، محل بعثت الهی میشوند. وی خاطرنشان کرد: تعبیر رهبر در ارتباط با ملت ایران، نشان دهنده بلوغ و رشد یافتگی است؛ رشدی که توسط خمینی کبیر و رهبر شهید ریلگذاری شده بود؛ این بلوغ و رشدیافتگی مردم براساس اراده الهی، حکومتهای الهی را از حکومتهای مادی تفکیک میکند.
عضو هیئت علمی پژوهشکده زن و خانواده گفت: از آن جایی که در جریان انقلاب نگاه مردم نگاه الاهیاتی بوده است، شاهد بلوغ و رشد یافتگی در مردم بودهایم و تا جایی پیش رفت که شاهد بعثت مردم و همسو شدن اراده مردم با اراده الهی هستیم؛ در این بین، زنان در طول انقلاب اسلامی نقش مهمی در فرآیند بلوغ و رشدیافتگی داشتند.
وی افزود: خداوند برای اهدافی والا، اختلاف میان زن و مرد قائل شده و انقلاب اسلامی نیز به این قابلیتها در رشد و توسعه یافتگی توجه داشته است و الگوی سوم زن اسلامی حکایت از این نظم جنسیتی دارد که انقلاب اسلامی برای زنان در حال طراحی و پیشبرد آن بوده است؛ در این بزنگاه تاریخی این بلوغ فردی و اجتماعی اتفاق میافتد و زنان در بطن بلوغ و مهم ترین سطوح بعثت هستند. تاجیک عنوان کرد: در بسیاری از ادبیاتها که ضعیف بودن را به زنان نسبت میدهند در انقلاب اسلامی، زنان شجاعانه ایستادند و نقش تاریخی خود را ایفا کردند، گویی زنان جامعه ما به خوداگاهی و هویت جنسیتی رسیدند و زنان انقلاب در سایه تربیت توسط خمینی کبیر و رهبر شهید جایگاه خود را در نظام عالم فهمیدند.
وی تصریح کرد: زنان در صحنه مستحکم ایستادند و خودآگاهی در زنان و هویت جنسی شکل گرفته است و زن در انقلاب اسلامی نقش تاریخی دارد و وظیفه خود میداند که در صحنه باشد؛ رهبر روی مساله الگوی سوم زن تاکید داشتند و فرآیند هویت بخشی زنان را تبیین کردند و امروز میبینیم در این بعثت، حضور زنان بیشتر از مردان است. عضو هیئت علمی پژوهشکده زن و خانواده اظهار داشت: حضور زنان فقط عدد و کمیت نیست و بخش مهمی از این بعثت به کیفیت حضور زنان برمیگردد، زنان با حاضر شدن در تجمعات و میدان و خط مقدم خیابان، یکی از مهم ترین کارهایشان مدیریت عواطف جامعه است.
وی خاطرنشان کرد: در بحرانها به دو بال عقلانیت و عاطفه نیاز داریم و بال عقلانیت جامعه کار خود را انجام میدهد و بعد عاطفی جامعه به معنای جهتدهی به تمایلات و گرایشهای اصلی جامعه جریان دارد و زنان بهترین نقش را در این باره برعهده دارند. تاجیک گفت: مهمترین کار زنان در جنگ مدیریت عاطفی است؛ در این جنگ زنان جامعه در موقعیت زینبی قرار گرفتند؛ همانطور که مدیریت عاطفی حضرت زینب(س) در لحظه حساس تاریخی صورت میگیرد. وی بیان کرد: زنان در خط مقدم جنگ هستند و یکی از رسالتهای مهم زنان، گره زدن مقاومت با جریان زندگی و فرآیند تربیت نسل است و زنان در فرآیندی عینی، ایثار و از خود گذشتن را به فرزندان یاد میدهند.
زنان باید روایتهای ماندگاری از جنگ برای آیندگان ثبت کنند
در این رویداد، دکتر محمدسعید عبداللهی، عضو هیئت علمی پژوهشکده زن و خانواده با اشاره به نقش تاریخی زنان در جنگ بیان کرد: مفهوم زنان در جنگ به لحاظ تاریخی یکی از موضوعات مهم است که باید ببینیم نخستین بار چه زمانی زنان وارد کارزارهای نظامی و ارتش شدند و دیگری مراقبت زنان از دیگران در روند جنگ است. وی عنوان کرد: کتاب جنگ، چهره ی زنانه ندارد، اعتراف، سند و یادداشتی است بر خاطرات و تجارب افرادی زخم دیده در جنگ و اینکه چگونه دختران جوان در آرزوی عروس شدن، به جبهه ی جنگ رفته و به سربازان خط مقدم در سال 1941 تبدیل شدند.
عبداللهی تصریح کرد:نویسنده روس این اثر، سوتلانا الکساندرونا الکسیویچ، چهار سال را صرف کار بر روی کتاب کرده است؛ این نویسنده بر آن است تا بگوید ما از جنگ، همواره صدای مردانهای شنیدیم و زنان از حضور خود در جنگ دفاع نکردهاند. وی خاطرنشان کرد: زنان، کنشگران واقعی میدان بودند و در حفظ انسجام و روحیه خانواده نقش تعیینکنندهای ایفا کردند؛ در حقیقت، زنان در جنگ رمضان با یک وظیفه دوگانه مواجه بودند؛ از یک سو باید بر ترسها، نگرانیها و اضطرابهای خود غلبه میکردند. وی در مورد نقش زنان و مادران در جنگ ۱۲ روزه، در جنگ رمضان و اساساً در تمام بزنگاههای تاریخی کشور اظهار داشت: اگر به گذشته نگاه کنیم، چه در دوران دفاع مقدس هشتساله و چه در روایتهایی که سینهبهسینه از پدران و مادران خود، در عشایر و مناطق مختلف کشور شنیدهایم، همواره با جلوههایی از رشادت و دلاوری زنان مواجه میشویم.
عضو هیئت علمی پژوهشکده زن و خانواده گفت: اساساً تاریخ نشان میدهد که جنگ، همواره چهرهای زنانه نیز داشته است. اگر به تاریخ جهان رجوع کنیم، میبینیم که حتی در قرن چهارم پیش از میلاد، در یونان باستان، در آتن و اسپارت، زنان در صفوف لشکر و میدانهای نبرد حضور داشتند. وی افزود: در روایتهای تاریخی آمده است که در لشکرکشیهای اسکندر مقدونی نیز زنان حضور داشتند و مورخان از زنان اسلاو نام بردهاند که همراه پدران و همسران خود به جنگ میرفتند و حتی در آثار کشفشده مربوط به محاصره قسطنطنیه، در میان کشتهشدگان، تعداد زیادی زن دیده شده است.
عبداللهی تصریح کرد: در جنگ جهانی اول و دوم نیز، حضور زنان به اوج خود میرسد و نقشآفرینی آنها آشکارتر از همیشه در تاریخ ثبت میشود. در واقع، ما همواره نقش زن را در روزهای جنگ، روزهای صلح مسلح و حتی در دوران بازگشت به زندگی عادی مشاهده میکنیم؛ زنانی که نشان میدهند چگونه «زور زندگی» بر جنگ غلبه میکند. عضو هیئت علمی پژوهشکده زن و خانواده بیان کرد: من پیش از جنگ ۱۲ روزه، از هفتم اکتبر به بعد، همواره با نگاهی تحسینآمیز به زنان و دختران غزه نگاه میکردم. زنانی که در میانه بمبارانهای رژیم اشغالگر، همچنان زندگی را ادامه میدادند، وظایف مادری و زنانه خود را انجام میدادند و اجازه نمیدادند جنگ، حیات اجتماعی را متوقف کند و در جنگ ۱۲ روزه و جنگ رمضان نیز، زنان سرزمین ما دقیقاً همین نقش را ایفا کردند.
وی عنوان کرد: آنها نهفقط نقش پشتیبانی یا نقشی منفعل، بلکه نقشی کاملاً فعال و اثرگذار داشتند. زنان، کنشگران واقعی میدان بودند و در حفظ انسجام و روحیه خانواده نقش تعیینکنندهای ایفا کردند. عضو هیئت علمی پژوهشکده زن و خانواده تصریح کرد: در بخشی دیگر، زنانی را میبینیم که به کودکان غذا میدهند، یا پرستارانی که خدمات اجتماعی و درمانی ارائه میکنند؛ در واقع، حضور میدانی و اجتماعی زنان در خیابان، تأثیری شگفتآور بر فضای عمومی جامعه گذاشته است. وی افزود: از سوی دیگر، زنان در این روزها نشان دادند که تا چه اندازه در مواجهه با بحرانها توانمند هستند و در این مسیر نمونههای فراوانی از صبر، استقامت و تابآوری زنان دیده شد؛ یکی از جنبههای مهم نیز دگرپروایی و کمک به دیگران است و اگر چه این دگرپروایی برای افراد برای امور غیر مادی هم به کار برده میشود، اما برای آرمان اجتماعی و اندیشه قابل تعمیم است و کسی که دغدغه مراقبت داشته باشد از آرمانی دفاع میکند.
عبداللهی اظهار کرد: همچنین زنان، مادران و خواهران ما، در این شبها در حال انتقال آرمانخواهی به نسل نوجوان و کودک هستند؛ آنها از آرمان، وطن و مقاومت مراقبت میکنند و مفهوم وطندوستی را با دینداری پیوند زدهاند و این مفاهیم را به نسل جدید منتقل میکنند؛ امروز میبینیم که زنی محجبه، دختر جوانی را که شاید پوشش متفاوتی دارد در آغوش میگیرد و بر پیشانی او بوسه میزند؛ این صحنهها نشان میدهد که وطن و پرچم، به محور وحدت و همدلی تبدیل شدهاند.
وی گفت: زنان نباید روایت جنگ رمضان را فراموش کنند؛ این مسئله آنقدر اهمیت دارد که آیتالله مجتبی خامنهای نیز در پیامهای خود، بارها به این حضور مردمی و شبانه اشاره کردند و فرمودند که در روزهایی که کشور بدون رهبر و فرمانده کل قوا بود، این مردم بودند که اقتدار کشور را حفظ کردند. بدون تردید، بخش مهمی از این مردم را زنان تشکیل میدادند و همین مسئله، اهمیت حضور زنانه در خیابان را نشان میدهد.
نظرات



