تاریخ انتشار: 1405/04/23
عضو هیئتعلمی پژوهشکده زن و خانواده گفت: حضرت زینب(س)در خطابه خود فاجعه خونین کربلا را در پرتو اراده الهی و شهادت و حق طلبی و رسالت تاریخی معنا میکند.
دکتر زهره باقریان در نشست علمی -ترویجی حضرت زینب (س) و جهاد تبیین در تداوم نهضت عاشورا؛ خوانشی گفتمانی از خطبههای کوفه و شام و دلالتهای آن برای کنش زنان مسلمان که از سوی مدرسه علمیه تخصصی الزهراء استان اذربایجان شرقی با همکاری پژوهشکده زن و خانواده برگزار شد، اظهار داشت: نقش خطبههای حضرت زینب(س) در تبیین واقعه عاشورا بسیار بیبدیل است و پیام نهضت عاشورا را به گوش تاریخ رساند.عضو هیئتعلمی پژوهشکده زن و خانواده بیان کرد: حادثه عاشورا از جمله مهمترین رخدادهای تاریخ اسلام است که نه تنها آن را به عنوان واقعه تاریخی میشناسیم، بلکه به مثابه نقطه عطف در تاریخ اندیشه و سیاست و اخلاق و هویت دینی مسلمانان فهم میشود.وی تصریح کرد: اگر چه محور اصلی رخداد عاشورا، شهادت امام حسین(ع) و یاران ایشان است، اما تداوم تاریخی و اجتماعی و معنوی این نهضت به طور کامل در لحظه شهادت به پایان نمیرسد و در همین نقطه مرحله تازهای آغاز میشود که آن را تبیین و افشاگری و روایت گری و حفظ پیام نهضت میدانیم؛ در این مرحله حضرت زینب(س) نقش اساسی و بنیادین و تعیین کنندهای ایفا میکند. باقریان عنوان کرد: ایشان صرفا شاهد واقعه عاشورا نیست، بلکه راهبر و تاریخساز محسوب میشود که با خطابهها و مواضع خودشان عاشورا را از سطح یک حادثه تاریخی به یک گفتمان پایدار و الهام بخش ارتقا میدهند, حضرت زینب(س)، پس از شهادت امام حسین(ع)، نهضت عاشورا را تداوم بخشید و پیام عاشورا را فراتر از حادثه تاریخی تثبیت کرد.
وی ادامه داد:خطبههای حضرت زینب(س)، صرفا نمیتواند سخنانی عاطفی و واکنشی باشد، بلکه دارای کارکردهای چند لایهای است و کارکردهای سیاسی و معنوی و اجتماعی و فرهنگی دارد؛ کارکرد سیاسی آن فشار مشروعیتزدایی از حاکمیت اموی و کارکرد معرفتی، تبیین حقیقت عاشورا و کارکرد اجتماعی آن نیز برانگیختن وجدان عمومی جامعه است. عضو هیئتعلمی پژوهشکده زن و خانواده اظهار داشت: همچنین کارکرد فرهنگی خطبههای حضرت زینب(س) همان تثبیت الگوی جدیدی است که از کنش زن مسلمان ارائه میدهد؛ بنابراین تداوم نهضت عاشورا، پس از شهادت امام حسین(ع) بدون نقش راهبری حضرت زینب(س) قابل فهم نخواهد بود.
وی افزود: اگر عاشورا را فقط یک نهضت بدانیم نه صرفا یک واقعه؛ باید بپذیریم هر نهضتی برای بقا و تاثیر تاریخی خودش نیازمند یک مرحلهای از تبیین و بازنمایی حقیقت است؛ در این جا حضرت زینب(س) نقش سخنگو و مفسر و پاسدار از معنای نهضت را برعهده میگیرد و خطابههای ایشان در کوفه و شام، افشاگری در راستای جلوگیری از تحریف نظام اموی در مورد واقعه کربلاست. باقریان خاطرنشان کرد: زمانی که دستگاه قدرت تلاش میکند شهادت امام حسین(ع) را در چارچوب تبلیغات، شورش جلوه دهد، ایشان با استدلالهای روشن و خطابه تکان دهنده این روایت را واژگون میکند و حقیقت را در برابر افکار عمومی آشکار میسازد، در واقع ما حضرت زینب(س) را به عنوان راوی واقعه نمینگریم، بلکه نقش ایشان در حادثه عاشورا، بازسازنده معنای واقعه است.
وی گفت: زینب(س) در شرایطی سخن میگوید که از هر جهت در موقعیت ضعف ظاهری از جمله اسارت و فقدان عزیزان و فشار روانی و فضای تهدیدآمیز حکومت و حضور جمعی از مخاطبین همراه با تبلیغات رسمی قرار دارد، اما با این حال در این وضعیت به ظاهر ناتوان کننده، حضرت از یک قدرت کلان بهره میگیرد و میدان را از دست گفتمان غالب خارج میکند. عضو هیئتعلمی پژوهشکده زن و خانواده افزود: حضرت نشان میدهد زن مسلمان میتواند در اوج بحران تاریخی نه در حاشیه، بلکه در متن تحولات قرار بگیرد و نه به عنوان سوگوار، بلکه یک پیام رسان و مفسر، حامل مسئولیت اجتماعی باشد، ایشان به جایگاه زن در تمدن اسلامی پاسخ میدهد و زنی در سطوح عالی از آگاهی و سخنوری و مقاومت و تبیین در این کسوت ظاهر میشود.
وی بیان کرد: حضرت زینب(س) از موضع تصویر ظاهرا بی قدرت به رهبر تبیین نهضت عاشورا تبدیل میشود و خطبههای ایشان در کوفه و شام توانست تداوم تاریخی و معرفتی عاشورا را تضمین کند؛ در واقع خطبههای ایشان، خود متن عاشوراست. باقریان درخصوص چارچوب فکری و نظری در مورد نقش حضرت زینب(س) عنوان کرد: خطبههای ایشان چند لایه است و نمیتوانیم آن را یک واکنش عاطفی و روایت تاریخی و گفتار اخلاقی بدانیم؛ این خطبهها در بستری شکل گرفته که در آن مساله قدرت و مشروعیت و روایت و جنسیت و مقاومت و تولید معنا به طور همزمان همه با هم وجود دارند.
وی تصریح کرد: ما به لحاظ فکری در بررسی خطبههای حضرت زینب(س) بر سه محور اصلی میتوانیم استوار باشیم؛ نخستین محور این است که خطبهها میدان تقابل دو گفتمان علوی و اموی است و عاشورا تنها به عنوان رخداد تاریخی و نبرد نظامی میان امام حسین(ع) و سپاه یزید فهم نمیشود بلکه به مثابه میدان تقابل دو گفتمان رغیب تحلیل میشود. عضو هیئتعلمی پژوهشکده زن و خانواده اظهار داشت: این گفتمان مجموعهای از مبانی و مفاهیم و روایتها و نظامهای تفسیری است که به کنش اجتماعی و سیاسی معنا میدهد؛ از این منظر عاشورا، رویارویی دو قرائت از اسلام و قدرت و دو قرائت از عدالت و انسان و جامعه است.
وی خاطرنشان کرد: در گفتمان علوی، قدرت سیاسی زمانی مشروع است که در خدمت حق و عدالت و هدایت جامعه و امانت الهی باشد و حکومت ابزاری برای سلطه نیست؛ اما در گفتمان اموی، مشورعیت سیاسی نه از حقیقت و عدالت بلکه از غلبه و تبلیغات و تهدید و کنترل افکار عمومی به دست میآید، از این رو دستگاه اموی بعد از واقعه کربلا تلاش میکند شهادت امام حسین(ع) را نه به عنوان مظلومیت جبهه حق بلکه خروج از نظم سیاسی معرفی کند؛ پس عاشورا صحنهای است که نزاع اصلی بین دو نظام معنایی اتفاق میافتد؛ حضرت زینب(س) پس از عاشورا وارد میدان دوم نبرد شده و از نبرد نظامی وارد میدانی میشود که میدان زبان و روایت و تبیین و هدایت افکار عمومی است.
وی گفت: دومین محور این است که خطابههای حضرت پس از عاشورا به عنوان ابزاری برای بازتعریف مشروعیت سیاسی قلمداد میشود؛ یعنی فهم خطابههای حضرت زینب(س) به عنوان نوعی کنش سیاسی و معرفتی، این خطابهها را از سطح احساسی و بیان اندوه خارج و ابزاری برای مداخله در نظام معنایی و سیاسی جامعه تعریف میکند؛ یعنی خطابههای کوفه و شام زبان مقاومت در برابر نظام و گفتمانی میشود که تلاش دارد حقیقت را تحریف کند و قدرت خود را جلوه دهد. باقریان افزود: سومین محور اینکه جنسیت را به عنوان مولفهای فعال در تولید معنا و کنش اجتماعی طرحریزی میکند که در این جا نقش راهبری حضرت زینب(س) در تداوم عاشورا قابل بحث است و باید در این مسیر دو مرحله را در نظر بگیریم؛ مرحله نخست شهادت و ایثار در کربلاست که با قیام امام حسین(ع) معنا پیدا میکند و مرحله دوم نیز تبیین و روایتگری و استمرار پیام است که پس از شهادت امام حسین(ع) آغاز میشود و زینب(س) در مرکز آن قرار میگیرد.
تداوم نهضت عاشورا به طور مستقیم با کنش راهبری حضرت زینب(س) پیوند مستقیمی دارد
وی بیان کرد: نقش راهبری حضرت زینب(س) از این جهت اهمیت دارد که پس از شهادت امام حسین(ع) با خطر بزرگتری مواجهیم و آن، تحریف معنا و مصادره روایت عاشورا به نفع قدرت اموی است، در چنین شرایطی پیام عاشورا به گونه دیگری تعریف میشد و خروج بر نظم سیاسی و شورش و شکست یک گروه محدود بازنمایی میگردید و روایتی که حکومت از امام حسین(ع) داشت ممکن بود این طور بازنمایی شود که آنها را خوارج در شام خطاب کنند؛ از این منظر تداوم نهضت عاشورا به طور مستقیم با کنش راهبری حضرت زینب(س) پیوند مستقیمی دارد. عضو هیئتعلمی پژوهشکده زن و خانواده عنوان کرد: نخستین کار حضرت زینب(س) این بود که شکست ظاهری را به استمرار تاریخی پیام تبدیل میکند؛ حضرت زینب(س) با خطابههای خود پس از عاشورا معنای پیروزی و شکست را دگرگون میکند و نشان می دهد پیروزی صرفا در غلبه نظامی نیست؛ بلکه در حفظ کرامت و ایمان و رسوایی باطل است، پس نقش حضرت زینب(س) کاملا راهبردی است و اجازه نمیدهد شهادت امام حسین(ع) با عنوان پایان یک حرکت فهم شود، بلکه به عنوان اغاز یک جریان تاریخی، ترسیم میشود.
حضرت زینب(س)در خطابه خود فاجعه خونین کربلا را در پرتو اراده الهی و شهادت و حق طلبی و رسالت تاریخی معنا میکند
وی اظهار داشت: یعنی حضرت زینب(س) واقعه کربلا را از محدوده زمان و مکان بیرون میآورد و به حافظه تاریخی امت اسلامی منتقل میکند؛ عبارت ما رأیت الا جمیلا در این چارچوب قابل فهم است و در خطابه خود فاجعه خونین کربلا را در پرتو اراده الهی و شهادت و حق طلبی و رسالت تاریخی معنا میکند و به مخاطب این را میآموزد که عاشورا نباید با معیارهای ظاهری قدرت فهم شود بلکه با افق حقیقت و جاودانگی فهم میگردد. باقریان در خصوص مدیریت بحران حضرت زینب(س) پس از شهادت امام حسین(ع) ادامه داد: پس از عاشورا، کاروان اهل بیت(ع) با بحران چند لایه روبرو میشود و سه بحران پس از واقعه قابل شناسایی است که شامل بحران عاطفی پس از شهادت و بحران روانی ناشی از اسارت و بحران معرفتی در احتمال تحریف پیام عاشوراست.
وی خاطرنشان کرد: حضرت زینب(س) این سه بحران را مدیریت میکند و چون فقط بحران عاطفی مطرح نیست؛ نقش حضرت را فراتر از این ابعاد میبینیم؛ ایشان مدیر بحران پس از عاشوراست و مدیریت بحران ایشان در مقام نخست حفظ آرامش نسبی کاروان و مراقبت از زنان و کودکان و حفظ جان امام سجاد(ع)است؛ در حالی که ساختار طبیعی خانواده و حمایت اجتماعی در عاشورا از هم پاشیده و یک باره میبینیم حضرت نقش محور عاطفه و محور اخلاقی و معنوی کاروان را بر عهده میگیرد.عضو هیئتعلمی پژوهشکده زن و خانواده گفت: این مدیریت بحران، نشان دهنده توان روحی و ایمانی حضرت است و از سوی دیگر نوعی رهبری عملی در دشوارترین شرایط تاریخی را بر عهده دارد، اما مدیریت بحران در شخصیت حضرت زینب(س) تنها جنبه عاطفی ندارد، بلکه مراقبت از معنای نهضتی تاریخی است و باید از حقیقت عاشورا نیز پاسداری کند و در حفظ انسانها و حفظ معنا تلاش نماید و در واقع ایشان، حفظ انسانها و معنا را در کنش خودشان، به هم پیوند میزند.
وی افزود: یکی از مهمترین ابعاد مدیریت بحران توسط ایشان، کنترل صحنههای مواجهه با دشمن و افکار عمومی در برابر ابن زیاد و یزید است و ایشان از موضع انفعال وارد نمیشود، بلکه از موضع عزت و اقتدار سخن میگوید و این سخن فضای روانی قدرت را تغییر میدهد، در این کارزار، دشمن تلاش میکند اسارت را نشانه ضعف معرفی کند اما حضرت زینب(س)، اسارت را به فرصتی برای افشاگری تبدیل میکند و در این جا در مدیریت بحران تنها با حفظ جان انسانها مواجه نیستیم بلکه با حفظ معنا مواجهایم.
حضرت زینب(س) از دل سوگ، پیام میآفریند و از دل اسارت ، مبنر میسازد و از دل فشار سیاسی، حقیقت را آشکار میکند
باقریان بیان کرد: مدیریت بحرانها حفظ معناست، پس مدیریت بحران در سیره حضرت زینب(س) به معنای خاموش کردن بحران نیست، بلکه معنای تبدیل بحران به یک فرصت تاریخی است و ایشان، از دل سوگ، پیام میآفریند و از دل اسارت ، مبنر میسازد و از دل فشار سیاسی، حقیقت را آشکار میکند. وی عنوان کرد: حضرت زینب(س) در واقع با حضور مقتدرانه خودش، به این کاروان انسجام می بخشد تا معنا را انتقال دهد و پیام نهضت عاشورا را حفظ کند؛ در شرایطی که شهادت در خطر تحریف قرار گرفته و حضرت زینب(س) با جمع کردن میان این دو مسئولیت، مدیریت بحران عاطفی و مدیریت معنا، نهضت عاشورا را از خطر خاموشی نجات می بخشد.
حضرت زینب(س)، در خطابههای خود بازسازی افق معنایی عاشورا را برای جامعه مخاطب بازسازی کرد
عضو هیئتعلمی پژوهشکده زن و خانواده تصریح کرد: حضرت زینب(س)، در خطابههای خود بازسازی افق معنایی عاشورا را برای جامعه مخاطب بازسازی کرد؛ یکی از عمیقترین ابعاد راهبری حضرت زینب بازسازی افق معنایی عاشورا برای جامعه مخاطب است؛ مقصود از افق معنایی، چارچوبی است که مخاطب براساس آن یک رخداد را میفهمد و تفسیر میکند. وی افزود: پس از عاشورا دستگاه اموی تلاش میکند افق فهم مردم را کنترل کند و حرکت امام حسین(ع) را نافرمانی سیاسی و شکست گروه معارض و خارجی تلقی کند، اما حضرت زینب(ُ)با خطبههای خود این افق معنایی را دگرگون میکند؛ ایشان با روشنگری در مورد مساله حق و عدالت و امامت و کرامت انسانی و مساله مقابله با تحریف دین، به بازمعناسازی اجتماعی میپردازد؛ یعنی جامعه را وادار میکند واقعه را از زاویه تازه و حقیقی ببیند.
باقریان اظهار داشت: این بازسازی معنا در کوفه از طریق سرنوشت اخلاقی و بیدار کردن وجدان عمومی صورت میگیرد و حضرت، مردم کوفه را با تناقض رفتارشان مواجه میکند و میگوید از طرفی مدعی محبت اهل بیت(ع) هستید و از طرفی در لحظهای که باید اهل بیت(ع) را یاری میرساندید، سکوت یا خیانت کردید؛ پس خطبه کوفه جامعه را از وضعیت تماشاگر بودن بیرون میآورد و آن را در برابر مسئولیت تاریخی خودش قرار میدهد. وی خاطرنشان کرد: اما در خطبه شام بازسازی معنا، در منش اخلاقی نیست؛ این بار افشای مشروعیت کاذب قدرت است؛ در دورانی که دربار یزید تلاش میکند با نمایش گذاشتن اسرا، پیروزی سیاسی خودش را تثبیت کند اما زینب(س) همان صحنه نمایش اسرا را به دادگاه اخلاقی و تاریخی برای حکومت تبدیل میکند و با سخنان خودش نشان میدهد قدرتی که بر خون فرزند پیامبر(ص) بنا شده اصلا مشروعیت دینی و اخلاقی ندارد و صحنه را وارونه سازی میکند و این یکی از مهمترین کارکردهای خطبه شام است.
عضو هیئتعلمی پژوهشکده زن و خانواده گفت: حضرت نه تنها پیام عاشورا را حفظ میکند، بلکه شیوه فهم آن را برای جامعه بازسازی مینماید، و این شیوه یکی از مهمترین بخشهای نقش زینب(س) است؛ ایشان به مخاطب میآموزد عاشورا نباید با معیار نظامی و پیروزی نظامی سنجش شود بلکه باید با معیار حقیقت و عدالت و ماندگاری معنوی تحلیل گردد و همین بازسازی معنا در کوفه و شام باعث میشود عاشورا فقط به یک حادثه تاریخی تبدیل نشود، بلکه به عنوان یک الگوی مقاومت و الگوی عدالتخواهی و بیداری دینی تبدیل شود. وی افزود: پس حضرت زینب در 4سطح نهضت عاشورا را تداوم بخشید؛ از لحاظ ظاهری که شکست ظاهری را به پیروزی معنوی و استمرار تاریخی تبدیل کرد؛ از منظر بحران پس از شهادت که از فروپاشی روحی و معنوی کاروان جلوگیری می کند؛ از منظر انسجام کاروان اسرا به عنوان رسانه زنده برای انتقال پیام عاشورا استفاده می کند و در سطح چهارم نیز افق معنایی جامعه را نسبت به عاشورا بازسازی می کند.
باقریان در تحلیل خطبه کوفه عنوان کرد: برای فهم خطبه کوفه ما باید به بستر تاریخی و اجتماعی آن توجه کنیم، زیرا کوفه شهری است که در تاریخ صدر اسلام سابقه نزدیکی با امیرالمومنین(ع) دارد و همیشه گرفتار تردید و انفعال و ناپایداری سیاسی است و مردم کوفه حسین(ع) را دعوت و زمینه حرکت را فراهم کردند، اما در لحظه یاری دادن، سکوت کرده و به جبهه دشمن پیوستند. وی ادامه داد: از این رو کوفه تنها یک مکان جغرافیایی نیست بلکه کوفه نماد جامعهای است که میان حق شناسی و مسئولیت گریزی گرفتار شده و حق را نمیشناسد و از مسئولیت شانه خالی میکند، در چنین جامعهای زینب میخواهد معنای عاشورا را منتقل کند و روایت بنیامیه را نقض نماید؛ مخاطب کوفه به لحاظ تاریخی و اخلاقی خود در وقوع فاجعه عاشورا نقش دارد.
عضو هیئتعلمی پژوهشکده زن و خانواده بیان کرد: کوفه، مخاطب بیگانه محض نیست و صرفا دشمن رسمی نیز نیست؛ حضرت زینب(س) در کوفه با جامعهای مواجه است که نسبت به اهل بیت(ع) ادعای محبت دارد و در عمل گرفتار بی ثباتی و خیانت است از این جهت خطبه کوفه از حیث لحن و مضمون خطبهای افشاگر و تنبیهی و بیدارگر است؛ این جا حضرت بی وفایی آنها را به رخ میکشد و خیانت را افشا میکند؛ پس خطبه کوفه از جنس محاکمه وجدان عمومی است، جامعهای که حقیقت را شناخته اما هزینه ایستادن پای آن را نمیپردازد. وی افزود: ایشان در خطبه کوفه از جایگاه خطیب معترضی سخن میگوید که میخواهد وجدان خفته و به مرگ رفته مردم کوفه را بیدار کند و مناسبات قدرت را بر هم زند؛ ایشان در کوفه به سخنگوی حقیقت تبدیل میشود و جامعه را خطاب قرار میدهد، خطبه کوفه یکی از برجستهترین نمونههای اعتراضی و اخلاقی و تاریخی محسوب میشود؛ مولفه های زبانی و گفتمانی خطبه کوفه نشان میدهد که ساختار زبانی و گفتمانی و شیوه بیان و انتخاب واژگان و کاربرد ضمایر و بار ارزشی زبان همه براساس همین اهداف یعنی بیداری جامعه چینش می شود.
باقریان خاطرنشان کرد: ضمایری که در خطبه کوفه وجود دارد ضمایر ما و شماست ضمایری که گروه خودی را به عنوان ما و غیر خودی را طرد میکند، این ضمایر در خطبه کوفه، تنها تمایز دستوری نیست یک نشانه ای از ترسیم مرزهای هویتی و اخلاقی است ما در این خطبه نماینده جبهه حق و حقیقت و مظلومیت است و شما به جامعه ای اشاره دارد که خیانت و تردید کرده و انفعال را برگزیده و از مسئولیت تاریخی خودش فاصله گرفته است و این ضمیرشناسی نوعی مرزبندی در خطبه کوفه ایجاد می کند که از خلال آن موقعیت اخلاقی هر دو سوی ماجرا آشکار میشود. وی اظهار داشت: یکی از ویژگیهای خطبه کوفه زبان سرزنش است که از نوع احساسی نیست بلکه مخاطب را با تناقضات وجودی و اخلاقی خودش مواجه میکند یعنی از سطح ملامت عبور میکند و به بازخواست تاریخی میرسد و جامعه کوفه از مقام ناظر عبور میکند و به مقام مسئول میرسد و بار ارزشی واژگان خطبه کوفه این را نشان می دهد که واژگان میان حق و باطل و وفاداری و خیانت و ثبات و نفاق و روشنی و تاریکی تمایز ایجاد میکند و دو گفتمان اموی و علوی را قائل میشویم؛ این بار ارزشی، کارکردی دوگانه دارد و حقیقت را اخلاقی می کند و مانع از عادی سازی حادثه می شود.
عضو هیئتعلمی پژوهشکده زن و خانواده بیان کرد: یک چیزی که در خطبه کوفه جود دارد و آن برجسته سازی مسئولیت جمعی است و افراد خاصی را مخاطب قرار نمیدهد و عاشورا را محصول ساختار اجتماعی الوده به سکوت و ترس و انفعال می داند؛ بسیاری فکر میکنند خطبه کوفه احساسی است، در حالی که کارکرد سیاسی دارد و منظور از سیاسی، فقط نزاع بر سر حکومت نیست نزاغ بر سر مشروعیت و روایت و افکار عمومی است. وی افزود: خطبه کوفه جلوگیری از تحریف روایت عاشوراست؛ حکومت اموی می خواهد روایت خاص خودش را تثبیت کند و خطبه کوفه این روند را مختل می کند و حقیقتی را درصدد بنی امیه در حافظه عمومی وارد کند و حضرت آن را مصادره میکند؛ در خطبه شام اما شرایط تاریخی متفاوت است و شام فضای قدرت محسوب میشود، خطبه شام ورود به فضای قدرت و رویارویی مستقیم با فضای مرکز قدرت و رسانه ای بنی امیه است.
باقریان عنوان کرد: شام، مرکز قدرت و تبلیغات و نمایش پیروزی بازتولید مشروعیت سیاسی است؛ در چنین فضایی حضرت زینب(س) وارد میدان سخن میشود و به قلب قدرت و مرکز اقتدار سیاسی بنی امیه ورود میکند، مخاطبان در شام در معرض تبلیغات رسمی قرار دارند و شناخت مستقیمی از اهل بیت(ع) ندارند پس در خطبه شام با وضعیتی از جامعه مواجه است که در آن دروغ رسمی از حمایت ساختار قدرت نیز برخوردار است و زینب در موقعیت اسارت، اقتدار کلامی را انتخاب میکند و از جایگاه فرودست سخن نمیگوید بلکه با زبانی آمرانه و افشاگر و استوار سخن میگوید. وی تصریح کرد: ایشان در حطبه شام، جملات سوالی از مقام قدرت میپرسد و این وضعیت معکوس را ایجاد میکند که من ظاهرا اسیر هستم اما سخنگوی قدرتمند و عزتمند و حقیقت هستم و در موضع دفاع و رسوایی جبهه مقابل برمیآید؛ در واقع شکستن هیمنه تبلیغاتی بنی امیه یکی از کاردکردهای این خطبه است.
عضو هیئتعلمی پژوهشکده زن و خانواده اظهار داشت: جهاد تبیین در خطبه شام صرفا بیان واقعه نیست بلکه روایتی از واقعه تحریف شده است و بازخواست تبلیغی می کند و به خنثی سازی تبلیغات رسمی می پردازد و حقیقت عاشورا را از پس تبلیغات رسمی دستگاه بنی امیه بیرون می کشد و می فهماند جنایت علیه خاندان پیامبر(ص) و علیه حقیقت است. وی ادامه داد:بنی امیه در شام اهل بیت(ع) را افرادی شکست خورده و خوارشده از نظام مشروع معرفی کرده بودند ولی حضرت زینب(س) این تصویر را در هم می شکند و جایگاه معنوی و تاریخی و دینی اهل بیت(ع) رایادآوری میکند؛و نشان می دهد ابزار قدرت همیشه نمی تواند حاکم باشد گاهی حقیقت حتی در جایگاه اصالت می آید و قدرت معنا و آگاهی می آفریند و حضرت در خطبه شام مظلومیت امام حسین(ع) و جایگاه نهضت را تبیین می کند و حضرت نه به عنوان یک معارض سیاسی بلکه به عنوان استمرار نبوت و عامل حق و قربانی ظلم معرفی می کند این بازتعریف بنیان تبلیغاتی بنی امیه را فرو می ریزد.
باقریان گفت: عبارت ما رأیتُ الّا جمیلاً اوج تبیین حضرت زینب از ماجرای عاشورا و یکی از عمیق ترین و بلندترین گزاره های معانی در عاشوراست چون چون واکنش عاطفی و شگفت انگیز به شمار نمی آید یک اوج تبیین توحیدی و اوج زیبایی شناسی مقاومت است؛ چرا که حضرت از رنج، یک خوانش توحیدی ایجاد کرد، یعنی رنج در افق اراده الهی و معنایی قدسی آن بازخوانی شده است این خوانش به معنای انکار مصیبت نیست به معنای اینکه شما حقیقت ماورای مصیبت ببینید و در واقع شکست ظاهری را به پیروزی معنوی بازتعریف می کند. وی عنوان کرد: در منطق ظاهری سیاست، کربلا صحنه شکست است اما در منطق حضرت زینب آن چه رخ داده تحقق وفاداری و شهادت و رسوایی باطل است این بازتعریف مهم ترین کارکرد گفتمانی حضرت زینب است و فاجعه تلخ را در میان یک رویداد به تمدن تبدیل و تمدن سازی کرده؛ در نتیجه مخاطب میآموزد حوادث تاریخی با ظواهر قدرت و غلبه نباید سنجیده شود و از همه مهم تر حضرت زینب اوج عقلانیت و اوج ایمان و مقاومت است؛ و عقلانیت را در فهم حادثه، ایمان در تفسیر الاهیات و مقاومت در برابر سلطه روانی دشمن تعریف کرده است.
عضو هیئتعلمی پژوهشکده زن و خانواده خاطرنشان کرد: با همه این خطبه ها، باید یک بازخوانی کنش اجتماعی و فرهنگی برای زنان مسلمان احصا کنیم و ببینیم خطابههای حضرت زینب و کنش های ایشان چگونه می تواند بازخوانی و تبدیل به کنش اجتماعی و فرهنگی برای زنان مسلمان باشد. وی گفت: یکی از نتایج مهم بررسی های خطبه حضرت زینب این است که جایگاه زن مسلمان را در پرتو شخصیت حضرت زینب بازخوانی کنیم و زینب الگویی از زن ارائه می دهد که در آن زن، عاطفه و عقل و ایمان و مسئولیت اجتماعی و حیا و حضور تاریخی هم زمان با هم جمع شده است پس در حضرت زینب ابتدا به عنوان یک زن مسئولیت اجتماعی و حیا و حضور تاریخی همزمان با یکدیگر جمع شده است و نشان می دهد زن مسلمان در حساس ترین لحظه های تاریخی در متن تحولات حضور داشته باشد و نقش راهبری ایفا کند.
باقریان بیان کرد: خطبه های حضرت زینب و گنشگری ایشان نشان می دهد زن در مقام روایت گر معترض و حامل حقیقت می تواند باشد نه موجود حاشیه ای و زن میتواند حامل تولید معنا و روایت و آگاهی باشد و می تواند در برابر ظلم بایستد و حقیقت را بگوید و وجدان جمعی را بیدار کند؛ کنش دیگر حضرت زینب که می تواند برای زن مسلمان بازخوانی می شود عبوز از تصویر منفعل و حاشیه ای زن در تاریخ اسلام است؛ این الگو، خوانش تقلیل گرایانه از زن را به چالش می کشاند. وی گفت: زینب الگویی است که همه خوانش های تقلیل گرایانه که از زن تصویر شده را به چالش کشیده و اثبات می کند زن مسلمان می تواند پاسدار خانواده و هم کنشگر اجتماعی و فرهنگی باشد پس تحلیل شخصیت و حضرت زینب فقط ارزش تاریخی ندارد بلکه برای امروز من می تواند الهام بخش باشد و نقش زنان را در جهاد تبیین مشخص کند و در روزگار ما که نبرد روایت ها و جنگ شناختی اهمیت دارد زن مسلمان می تواند در عرصه تبیین و آموزش و رسانه و فرهنگ و آگاهی بخشی نقش آفرین باشد و نشان میدهد این خطبه حضرت زینب الگویی حضور زن در عرصه عمومی است.
باقریان اظهار داشت: اگر الگوی زن بر پایه اگاهی و اخلاق و مسئولیت باشد می تواند حضوری اصیل و موثر و تمدن ساز باشد و از همه مهم تر الگوی زینب ، الگویی برای مسئولیت پذیری اجتماعی است و به زن می آموزد برای زن مسلمان در شرایط بحران، سکوت جایز نیست بلکه باید متناسب با موقعیت حقیقت را تبیین و از ارزشها پاسداری کرد و مسئولیت اجتماعی خود را بپذریم.
نظرات



