تاریخ انتشار: 1405/07/07
سومین جلسه نشست «مواجهه با تحولات پیرامون موضوع عفاف در جامعه ایران» با ارائه حجتالاسلاموالمسلمین زیبایینژاد، رئیس پژوهشکده زن و خانواده، و با میزبانی دکتر محسن عزیزی، عضو هیأتعلمی دانشگاه قم، روز دوشنبه ۳۰ شهریورماه، برگزار شد.
ضرورت شناخت میدانهای اجتماعی و شکلدهی به جماعتهای ایمانی
حجتالاسلاموالمسلمین زیبایینژاد بحث را با این نکته آغاز کرد که حجاب میتواند «میزانالحراره حساسیت اجتماعی» باشد. وی توضیح داد که اگر در جامعه نسبت به بیحجابی واکنش و حساسیت اجتماعی وجود داشته باشد، میتوان گفت جامعه در برابر گناهان علنی حساس است؛ اما اگر جامعه حساسیت خود را نسبت به حجاب از دست بدهد، به گفته وی باید انتظار داشت که در آینده، دیگر تخلفات و گناهان اجتماعی نیز به شکل علنیتر در جامعه بروز پیدا کنند. وی بر این اساس، موضوع حجاب را صرفاً یک مسئله محدود به پوشش ندانست، بلکه آن را در ارتباط با میزان حساسیت جامعه نسبت به هنجارها و ارزشهای اخلاقی مورد توجه قرار داد.
تفاوت مفاهیم روشن و مفاهیم کشدار در بحث عفاف
زیبایینژاد در بخش دیگری از سخنان خود به این دیدگاه پرداخت که به جای حساسیت نسبت به حجاب، باید نسبت به عفاف و حیا حساس بود. وی با اشاره به مباحثی که به پیتر برگر نسبت داده شد، گفت در جامعه مدرن گاهی مفاهیم روشن و مشخصی مانند حجاب به مفاهیم کشدار و تفسیرپذیری مانند عفاف منتقل میشوند. وی توضیح داد که حجاب دارای بروز بیرونی و مشخص است، در حالی که عفاف و حیا بیشتر دارای ابعاد درونی هستند و امکان تفسیرهای متنوع درباره آنها وجود دارد. به گفته وی، ممکن است فردی با پوشش نامناسب بگوید «دل انسان باید پاک باشد» یا اینکه «آدم باید باعفت باشد» و از این طریق، میان عفاف و حجاب فاصله ایجاد کند. زیبایینژاد تأکید کرد که انتقال بحث از مفاهیم مشخص به مفاهیم کشدار، زمینه بازی و تفسیرهای متعدد را در عرصه اجتماعی و فرهنگی فراهم میکند و به همین دلیل نمیتوان صرفاً با جایگزین کردن واژه عفاف، مسئله حجاب را حلشده تلقی کرد.
تعارض میان مطالبه عفاف و میدانهای اجتماعی
رئیس پژوهشکده زن و خانواده در ادامه، یکی از چالشهای مهم را این دانست که هم دولتها و هم جامعه مؤمنان ممکن است در مقام مطالبه حجاب و عفاف باشند، اما در مقام عمل، میدانهای اجتماعیای که ایجاد یا تقویت میکنند، الزاماً با حجاب و عفاف همسو نباشد. وی توضیح داد که ممکن است همزمان با مطالبه حجاب و عفاف، اقتصاد مصرفی تقویت شود، شبکههای اجتماعی گسترش پیدا کنند و زمینه حضور بیشتر مرجعیتهای فکری مدرن و پستمدرن در برابر چشم کودکان و نوجوانان فراهم شود. به گفته ایشان، همین مسئله یکی از چالشهای اصلی است؛ زیرا در سطح شعار، حجاب و عفاف مورد مطالبه قرار میگیرد، اما در سطح ساختار و میدان اجتماعی، عواملی تقویت میشوند که میتوانند در جهت دیگری عمل کنند.
«جهاد تبیین» بدون تغییر میدانهای اجتماعی کافی نیست
زیبایینژاد در ادامه با بازگشت به بحث جلسه گذشته درباره اینکه انسانها بیشتر تحت تأثیر استدلال قرار میگیرند یا تحت تأثیر جاذبه میدانهای اجتماعی، تصریح کرد که نباید تصور کرد صرفاً با «جهاد تبیین» و بدون دست زدن به میدانهای اجتماعی میتوان تغییر اساسی در عملکرد مردم ایجاد کرد. وی گفت اگر میدانهای اجتماعی در جهت مخالف ارزشهای مورد نظر باشند و همزمان قوانین نیز به صورت مستمر سختتر شوند، ممکن است میان نظام ارزشی و کنشی بخشهایی از جامعه با قوانین رسمی فاصله ایجاد شود و مقاومت اجتماعی افزایش پیدا کند. وی در این زمینه مفهوم «مصرف ابداعی» را مطرح کرد و توضیح داد که مصرفکننده صرفاً دریافتکننده منفعل پیامها و نشانههای نظام سرمایهداری یا فرهنگی نیست، بلکه ممکن است نشانهها را دریافت کند و معنای متفاوتی به آنها بدهد.
تغییر معنای نمادها در مواجهه اجتماعی
زیبایینژاد برای توضیح مفهوم مصرف ابداعی به نمونههایی درباره حجاب اشاره کرد و گفت ممکن است حکومت حجاب را الزام کند، اما فردی که با این الزام همراه شده است، معنای اعتراضی خود را بر همان پوشش تحمیلی بار کند. ایشان نمونه روسری سفید را مطرح کرد که در مقطعی میتوانست به عنوان نشانه اعتراض به حجاب مورد استفاده قرار گیرد. در این حالت، پوششی که از سوی حاکمیت به عنوان نشانه حجاب تلقی میشود، از سوی فرد با معنایی متفاوت و حتی معکوس استفاده میشود. وی بر همین اساس تأکید کرد که اگر میدان اجتماعی افراد را به سمت بیحجابی سوق دهد و در مقابل، صرفاً از فشار قانونی برای حجاب استفاده شود، ممکن است فرد حجاب را نه به عنوان یک انتخاب ارزشی، بلکه به عنوان «حجاب اجباری» معنا کند و حتی مخالفت خود را در عرصههای دیگر نشان دهد.
ضرورت ایجاد میدان اجتماعی همسو با حجاب و زیست عفیفانه
زیبایینژاد در ادامه، میان مواجهه کوتاهمدت و بلندمدت تفکیک کرد و گفت در بلندمدت، اگر قرار است مسئله حجاب به صورت اصولی حل شود، باید به ایجاد یک میدان اجتماعی بزرگ اندیشید که با حجاب همسو باشد، زیست عفیفانه را تشویق کند و از طریق مناسبات فرهنگی و نظام تشویق و تنبیه فرهنگی، زیست عفیفانه را تقویت کند. وی برای توضیح این مسئله، مثالی از واکنش مردم در محیطهای عمومی نسبت به یک زن بیحجاب و یک زن باحجاب مطرح کرد و گفت اگر یک فرد بیحجاب در محیط عمومی بازخوردهای مثبت زیادی دریافت کند، ممکن است احساس مطلوبی نسبت به انتخاب خود داشته باشد، در حالی که اگر فرد محجبه با واکنشهای منفی بیشتری مواجه شود، میدان اجتماعی میتواند در جهت عکس عمل کند.
نظریه «میدانهای چندلایه» و ضرورت شکلدهی به جماعتهای ایمانی
زیبایینژاد در ادامه گفت اگر در کوتاهمدت امکان اصلاح میدان بزرگ اجتماعی وجود نداشته باشد، باید در ذیل آن، میدانهای کوچکتر ایجاد کرد. وی با طرح نظریه «میدانهای چندلایه» توضیح داد که اگر جامعه بزرگ در شرایطی قرار داشته باشد که اصلاح همه ساختارهای آن ممکن نباشد، میتوان در مقیاس کوچکتر، «جماعتهای ایمانی» را شکل داد. به گفته وی، این جماعتها باید دارای هویت اجتماعی همسو، هویت ایمانی و قدرت روحی باشند و بتوانند حافظ عفاف و ارزشهای اخلاقی باشند.
تجربه خانوادههای مسلمان در کشورهای اروپایی
رئیس پژوهشکده زن و خانواده در ادامه برای توضیح کارکرد جماعتهای ایمانی، به تجربه خانوادههای مسلمان در کشورهای اروپایی اشاره کرد. وی گفت در برخی گزارشها، مادران تحصیلکردهای که در کشورهای اروپایی زندگی کرده و سپس به ایران بازگشتهاند، توضیح دادهاند که در کشورهای اروپایی، با وجود سکولار بودن فضای عمومی، میدانستند جامعه بزرگ، حافظ ارزشهای آنها نیست؛ بنابراین خانوادههای مسلمان دیگری را پیدا میکردند که ارزشهای اخلاقی و دینی مشترکی داشتند و در قالب یک جماعت کوچک با یکدیگر ارتباط برقرار میکردند. به گفته وی، ارتباطات هفتگی، رفتوآمد خانوادهها و دوستی فرزندان با یکدیگر باعث شکلگیری هویت جمعی در این جماعتها میشد و این میدان کوچکتر میتوانست اثر میدان بزرگ جامعه را بر فرزندان کاهش دهد. وی تأکید کرد که وقتی خانوادهها در جامعهای که آن را اسلامی تلقی میکنند تصور کنند نیازی به شکلدهی چنین جماعتهایی ندارند، ممکن است این ظرفیت را از دست بدهند.
تربیت فرزندان در قالب جماعتهای ایمانی
زیبایینژاد با اشاره به احتمال تغییرات عمیقتر در ارزشهای مربوط به حوزه جنسی در آینده، گفت ممکن است والدین با وضعیتی مواجه شوند که فرزندشان در مدرسه، دانشگاه و فضای عمومی، به تدریج بیشتر تحت تأثیر گرایشهای مغایر با عفاف قرار گیرد. وی با طرح ایده «هیئتی بودن» فرزندان از مهدکودک تا بزرگسالی، توضیح داد که منظور از هیئت صرفاً برگزاری مراسم مذهبی نیست، بلکه شکلدهی به یک محیط اجتماعی و تربیتی است که کودک در آن، متناسب با سن خود، با ارزشهای اخلاقی و دینی رشد کند. ایشان از طراحی هیئتهای متناسب با گروههای سنی مختلف، از کودکان مهدکودکی تا دانشآموزان دبستان و دبیرستان سخن گفت و تأکید کرد که این محیطها باید علاوه بر تربیت، زمینه بازی، ارتباط، دوستی و شکلگیری هویت جمعی را نیز فراهم کنند. به گفته وی، چنین محیطهای هویتبخشی میتوانند کودک و نوجوان را برای حضور در جامعه بزرگ آماده کنند و میزان آسیبپذیری او را کاهش دهند.
مواجهه کوتاهمدت؛ مدیریت صحنه در شرایط جنگی
زیبایینژاد در بخش دیگری از سخنان خود به مواجهه کوتاهمدت پرداخت و گفت اکنون باید درباره اقداماتی که در یک سال آینده میتوان انجام داد نیز اندیشید. وی با اشاره به شرایط جنگی، «انسجام» را بسیار مهم دانست و گفت از نظر او، دشمنان نیز بر اهمیت این مسئله واقفاند و یکی از طرحهای آنان میتواند ایجاد تنش باشد. رئیس پژوهشکده زن و خانواده احتمال شکلگیری پویشها و حرکتهایی در محیطهای دانشگاهی را مطرح کرد و گفت ممکن است یک جریان با عنوان «نه به جنگ» یا مطالبه صلح شکل بگیرد و در صورت برخورد نامناسب، مسئله از محیط دانشگاه به خیابان منتقل شود. از سوی دیگر، وی احتمال ایجاد فضایی برای عادیسازی برخی رفتارهای مغایر با عفاف در دانشگاهها را نیز مطرح کرد که میتواند به تحریک نیروهای مذهبی و شکلگیری تنش منجر شود. وی بر همین اساس، مسئله اصلی را چگونگی مدیریت صحنه به گونهای دانست که نه به تنش منجر شود و نه به معنای پذیرش و توسعه فساد باشد.
ضرورت تخمین واقعی قدرت اجتماعی
زیبایینژاد یکی از مسائل مهم در کنشگری اجتماعی را «توهم قدرت» دانست و تأکید کرد که هر جریان اجتماعی باید بداند واقعاً چه میزان قدرت و چه تعداد نیروی همراه دارد. وی گفت اینکه تصور کنیم «مردم» با یک موضوع موافقاند، برای طراحی یک عملیات اجتماعی کافی نیست؛ بلکه باید تخمین زده شود که در صورت فراخوان یک اقدام، چه تعداد افراد واقعاً در صحنه حاضر میشوند. وی با اشاره به نمونههایی از فراخوانهای خیابانی که با حضور تعداد محدودی از افراد مواجه شدهاند، هشدار داد که چنین اقداماتی ممکن است به جای افزایش قدرت، محدود بودن قدرت اجتماعی یک جریان را آشکار کند. از نگاه وی، اگر یک جریان یک درصد جامعه است، باید متناسب با همان میزان برنامهریزی کند و اگر قدرت آن محدود است، باید از همان قدرت محدود، بیشترین استفاده را ببرد.
تشکلیابی؛ تبدیل افراد منفرد به قدرت اجتماعی
زیبایینژاد در ادامه بر ضرورت تشکلیابی تأکید کرد و گفت حتی اگر هزار نفر دارای دغدغه مشترک باشند، اما نتوانند به یک جماعت تبدیل شوند، قدرت اجتماعی آنها محدود خواهد بود. وی با اشاره به فعالیتهای مرحوم سید نورالدین حسینی در شیراز در دهههای ۱۳۲۰ و ۱۳۳۰ و شکلگیری «حزب برادران شیراز»، بر اهمیت تشکلیافتن نیروهای اجتماعی تأکید کرد. به گفته وی، اگر از میان هزار نفر تنها صد نفر بتوانند واقعاً دور هم جمع شوند و سازمان پیدا کنند، همان صد نفر میتوانند به عنوان یک قدرت واقعی مبنای برنامهریزی قرار گیرند.
مطالبهگری متناسب با قدرت موجود
زیبایینژاد یکی از اقدامات ممکن برای جماعتهای شکلگرفته را مطالبهگری دانست، اما تأکید کرد که مطالبه باید متناسب با قدرت واقعی گروه باشد. وی گفت اگر مطالبهای بسیار بزرگ مطرح شود، باید دید آیا گروه قدرت لازم برای پیگیری آن را دارد یا خیر. به اعتقاد وی، گاهی بهتر است به جای طرح مطالبات بسیار بزرگ، موضوعات مشخصتر و دستیافتنیتر انتخاب شوند. او پیشنهاد کرد گروههایی از اساتید دانشگاه، بسیج اساتید، ورزشکاران و دیگر گروههای اجتماعی، با مسئولان مربوط جلسه داشته باشند و ضمن حفظ احترام، دغدغههای فرهنگی خود را مطرح کنند. ایشان بر موضوع «رهاشدگی فرهنگی» تأکید کرد و گفت میتوان به جای تمرکز فوری بر حل یک معضل بسیار بزرگ، بر مصادیق مشخصتر و آشکارتر تخلف و بیتوجهی فرهنگی تمرکز کرد و از طریق شبکههای اطلاعرسانی، موارد را به نهادهای مربوط منتقل و نتیجه اقدامات را نیز پیگیری کرد.
شکلدهی جماعتهای کوچک در مدرسه و محیطهای اجتماعی
زیبایینژاد در ادامه به مدرسهای با ۳۰۰ دانشآموز اشاره کرد و گفت اگر تنها ۲۰ نفر از والدین دارای دغدغه مشترک، خارج از مدرسه با یکدیگر ارتباط برقرار کنند و درباره مسائل اخلاقی و تربیتی فرزندان خود گفتوگو کنند، میتوانند به صورت یک گروه اجتماعی با مدیر مدرسه وارد تعامل شوند. وی تأکید کرد که تفاوت میان ۲۰ فرد منفرد و یک جماعت ۲۰ نفره قابل توجه است؛ زیرا مدیر مدرسه در حالت دوم با یک گروه دارای هویت و مطالبه مشخص مواجه است. به گفته وی، این جماعت نباید صرفاً با هدف تقابل یا برخورد شکل بگیرد، بلکه میتواند در تعامل با مدیر مدرسه برای ارتقای سلامت اخلاقی و تربیتی دانشآموزان و حل مسائل اجتماعی منطقه نقش ایفا کند.
استفاده از قدرت در محیطهای در اختیار
زیبایینژاد در ادامه گفت افراد باید از ظرفیتهایی که در اختیار خود دارند استفاده کنند. به عنوان مثال، استاد دانشگاه مالک کل خیابان یا جامعه نیست، اما در محیط کاری خود دارای اختیار است. وی بر این اساس، محیطهایی مانند اتاق کار، مطب، محل کسب و محیطهای شغلی را عرصههایی دانست که افراد میتوانند در چارچوب اختیار خود نسبت به آنها اقدام کنند.
ضرورت مدیریت رفتارهای فردی در تشکلها
رئیس پژوهشکده زن و خانواده همچنین هشدار داد که یک رفتار نابخردانه از سوی یک فرد میتواند تلاشهای یک جماعت را زیر سؤال ببرد. زیبایینژاد تأکید کرد افرادی که برای فعالیت اجتماعی دور هم جمع میشوند باید برای مدیریت رفتار اعضا و جلوگیری از اقدامات هیجانی و نابخردانه برنامه داشته باشند و راهبری جماعت را به افراد مدبر و عاقل بسپارند. وی همچنین گفت مخالفان یک جریان ممکن است رفتار یک فرد را به کل گروه تعمیم دهند و از آن برای ایجاد تصویر منفی از مجموعه استفاده کنند؛ بنابراین مدیریت رفتار اعضای جماعت اهمیت زیادی دارد.
اهمیت «بازنمایی» در کنش اجتماعی
یکی دیگر از محورهای سخنان زیبایینژاد، توجه به نحوه بازنمایی اقدامات اجتماعی بود. وی گفت ممکن است یک اقدام از نظر انجامدهندگان آن مثبت باشد، اما میانجیهای رسانهای، بازنمایی منفی از آن به مخاطبان ارائه کنند و در نتیجه، به جای جذب مخاطب، زمینه فاصله گرفتن او از آن جریان فراهم شود. وی بر این اساس تأکید کرد اقدامات اجتماعی باید به گونهای طراحی شوند که از یک سو مؤمنان را امیدوار و خوشحال کنند و از سوی دیگر، انگیزه تقابل را در دیگران افزایش ندهند. او به نحوه بازنمایی برخی مواد قانونی مربوط به حجاب اشاره کرد و گفت ممکن است در بازنمایی رسانهای، یک بخش منفی از یک قانون برجسته شود و سایر بخشها نادیده گرفته شوند و در نتیجه، تصویر کلی قانون برای مخاطب منفی شود.
ضرورت توجه به ویژگیهای منطقهای
زیبایینژاد در ادامه بر تفاوت شرایط مناطق مختلف تأکید کرد و گفت اقداماتی که ممکن است در شمال شهر تهران نتیجهای نداشته باشند، ممکن است در یک منطقه مذهبی مانند قم یا برخی شهرهای دیگر با واکنش متفاوتی مواجه شوند. وی تصریح کرد که میزان قدرت روحی و اجتماعی هر منطقه متفاوت است و کنشگران باید بر اساس شرایط همان منطقه اقدام کنند.
مطالبهگری از جامعه و نه فقط از حاکمیت
رئیس پژوهشکده زن و خانواده با نقد تمرکز صرف مطالبهگری بر حاکمیت گفت تصور اینکه دولت به تنهایی میتواند همه مسائل را حل کند، نادرست است. وی پرسید چرا مطالبهگری از گروههای تخصصی، متدینین، حوزههای علمیه، گروههای واسطه مردمی، هیئتهای مذهبی و انجمنها کمتر مورد توجه قرار میگیرد. وی پیشنهاد کرد گروههای مذهبی و اجتماعی، ظرفیتهای خود را وارد میدان کنند و با برنامهریزی مشترک، بخشی از مسئولیت اجتماعی را بر عهده بگیرند.
مداخله حاکمیت و احتمال تضعیف نیروهای اجتماعی
زیبایینژاد در ادامه به این نکته پرداخت که در برخی موارد، مداخله حاکمیت میتواند نتیجه معکوس داشته باشد و نیروهای اجتماعی را از مسئولیت خود کنار بکشد. وی با اشاره به نمونه خانواده سنتی و نقش آن در حمایت از اعضای خانواده، توضیح داد که برخی ظرفیتهای حمایتی خانواده با گسترش ساختارهای رسمی دولتی ممکن است تضعیف شود. به گفته وی، در حوزه فرهنگی نیز اگر مداخله حاکمیت حداکثری شود، ممکن است نیروهای فرهنگی جامعه مسئولیت خود را کنار بگذارند. از این رو، مسئولیت اجتماعی باید در محله، مسجد، خانواده، کسبه، بدنه اجتماعی و تشکلهای مردمی نیز توزیع شود.
چهار عرصه برای کنشگری اجتماعی
زیبایینژاد در جمعبندی بخش اصلی سخنان خود، چهار عرصه را برای فعالیت مورد توجه قرار داد:
نخست؛ تبیینگری:
وی بر ضرورت تبیین حجاب، عفاف و حیا با زبان نسل جدید تأکید کرد و گفت نسل جدید را نمیتوان با ادبیات و استعارههای مورد استفاده برای نسلهای گذشته مخاطب قرار داد. او برای توضیح این تفاوت، به استعاره «مروارید در صدف» اشاره کرد و گفت ممکن است این استعاره برای نسلهای گذشته قابل فهم و جذاب بوده باشد، اما نسل جدید ممکن است آن را به معنای محبوس بودن زن تلقی کند. وی همچنین به تعبیر «از دامن زن مرد به معراج میرود» اشاره کرد و توضیح داد که ممکن است نسلهای جدید این تعبیر را به گونهای متفاوت تفسیر کنند و زن را وسیلهای برای رشد مرد تلقی کنند. به گفته وی، در مقابل، برای بخشی از نسل جدید تصویری از زن بیحجاب به عنوان فردی کنشگر، خلاق، سوژه و کسی که خود را لحظه به لحظه میسازد و رویاهای خود را دنبال میکند، شکل گرفته است. وی تأکید کرد که تبیینگری درباره حجاب باید روزآمد باشد و آنچه ممکن است ۱۰، ۲۰ یا ۳۰ سال پیش تبیینکننده بوده باشد، امروز حتی ممکن است برای نسل جدید آزاردهنده یا مشکلساز شود.
دوم؛ مطالبهگری غمخوارانه:
وی بر مطالبهگری در تعامل با نهادهای اجتماعی و حاکمیتی تأکید کرد و آن را مطالبهگری همراه با دغدغه و تعامل دانست.
سوم؛ ساخت قدرت جماعت:
وی بر شکلدهی جماعتهای ایمانی در مدرسه، اداره، محیطهای اجتماعی و سایر عرصهها تأکید کرد و گفت حتی در یک اداره با ۵۰۰ کارمند، اگر ۲۰ نفر دارای دغدغه مشترک یک گروه تشکیل دهند، میتوانند قدرت اجتماعی پیدا کنند.
چهارم؛ بازنمایی مناسب اقدامات:
وی گفت لازم است اقدامات مثبت انجامشده به شکل مناسبی به مخاطبان منتقل شود تا تصویر صحیحی از فعالیتها در ذهن جامعه شکل بگیرد.
محدودیت اثر اقدامات ضربتی
زیبایینژاد در ادامه گفت اقدامات ضربتی در حوزه حجاب معمولاً اثر ثابت و ماندگار ندارند. وی به تجربه فعالیتهایی در مدارس اشاره کرد که در آنها پس از سخنرانی، تعدادی از دانشآموزان به حجاب گرایش پیدا میکردند، اما پس از مدتی به وضعیت قبلی بازمیگشتند. به گفته وی، سخنرانی احساسی و اثرگذار ممکن است فرد را برای مدتی تحت تأثیر قرار دهد، اما اگر او دوباره به میدان اجتماعی قبلی بازگردد، جاذبه آن میدان میتواند اثر اقدام اولیه را خنثی کند. ایشان در مقابل، بر ایجاد محیطهای ثابت، هویتبخش و تربیتی تأکید کرد؛ محیطهایی که فرد به صورت مستمر با آنها ارتباط داشته باشد، از حضور در آنها احساس خوشایندی کند و بخشی از هویت خود را در آن محیط تعریف کند.
او در پایان این بخش، خانواده ایمانی را مهمترین خانواده منسجم ایمانی و یکی از مهمترین عوامل انتقال ایمان به نسل بعد دانست.
اهمیت مفاهیم کلیدی
زیبایینژاد گفت شفافیت مفاهیم برای او اهمیت زیادی دارد و در جلسه نخست نیز بر کلیدواژههایی مانند عفت بطن و عفت فرج تأکید کرده بود. وی گفت تمدن مورد نظر او باید بر پاکی اقتصادی و پاکی جنسی استوار باشد، اما تجربه مباحث دهههای ۱۳۸۰ و ۱۳۹۰ نشان داده است که استفاده از کلیدواژههای مشترک میتواند زمینه برداشتهای متفاوت را فراهم کند. وی برای توضیح این مسئله، به کاربرد اصطلاح «عدالت جنسیتی» در برنامههای توسعه اشاره کرد و گفت در مقاطعی این اصطلاح وارد اسناد توسعه شد و درباره معنای آن اختلاف نظر وجود داشت. زیبایینژاد توضیح داد که در ادبیات بینالمللی، میان «برابری جنسیتی» و «عدالت جنسیتی» تمایز مفهومی وجود دارد و در برخی ادبیات، عدالت جنسیتی به عنوان راهبردی برای تسریع دستیابی به برابری جنسیتی مطرح میشود. وی گفت تجربه این کلیدواژه نشان میدهد که اگر مفهومی دارای معانی متعدد باشد، ممکن است در عرصه اجتماعی و سیاستگذاری، تفاسیر مختلفی از آن صورت گیرد. وی سپس همین نگرانی را درباره مفهوم «عفاف» مطرح کرد و گفت اگر تعریف مورد نظر از عفاف، تنها یکی از چند معنای موجود در فضای عمومی باشد، ممکن است دیگران معانی متفاوت خود را بر آن بار کنند. زیبایینژاد تأکید کرد که در متون دینی، بر مفاهیمی مانند عفت، حیا و پاکی تأکید میشود، اما باید توجه داشت که این واژهها ممکن است در ذهن افراد معانی متفاوتی پیدا کنند.
نظرات



