تاریخ انتشار: 1404/11/25
رویداد ۲۲ بهمن را میتوان نشانهای از بلوغ یک تجربه تاریخی دانست که در آن، نقش زنان نه حاشیهای و نه تزئینی، بلکه راهبردی و تعیینکننده است. حضور پررنگ و معنادار زنان در این میدان، تصویری عینی از مسیری است که انقلاب اسلامی در نسبت با کنش اجتماعی زن آغاز کرد و اکنون به مرحلهای از رشد و پختگی رسیده است. ابعاد نقش زنان در این دفاع ملی را دکتر زینب تاجیک؛ عضو هیئتعلمی پژوهشکده زن و خانواده در این یادداشت ترسیم کرده اند.
در رخدادهای ملیِ سرنوشتساز، هرچند شمار جمعیت و گستره جغرافیایی حضور اهمیت بنیادین دارد، اما در کنار آن، کیفیت حضور اجتماعی و معنای کنش جمعی نقشی تعیینکننده ایفا میکند. راهپیمایی اخیر، یعنی راهپیمایی ۲۲ بهمن ۱۴۰۴ در دفاع از کشور، که با تأکید و مطالبه رهبر معظم انقلاب برای پاسداشت استقلال و امنیت میهن همراه بود، از این منظر واجد دلالتی فراتر از یک تجمع سیاسی یا واکنش احساسی است. این رویداد را میتوان نشانهای از بلوغ یک تجربه تاریخی دانست که در آن، نقش زنان نه حاشیهای و نه تزئینی، بلکه راهبردی و تعیینکننده است. حضور پررنگ و معنادار زنان در این میدان، تصویری عینی از مسیری است که انقلاب اسلامی در نسبت با کنش اجتماعی زن آغاز کرد و اکنون به مرحلهای از رشد و پختگی رسیده است.از ابتدای انقلاب اسلامی، مسئله زن نه صرفاً یک موضوع اجتماعی، بلکه یک مسئله تمدنی بوده است. انقلاب کوشید الگوی سومی را در برابر دوگانه مسلطِ «زنِ محبوس در حریم خصوصی» و «زنِ ابزاری در عرصه عمومی» عرضه کند؛ الگویی که در آن، زن با حفظ کرامت، هویت دینی و استقلال فکری، بهعنوان کنشگری فعال در عرصه اجتماعی و سیاسی شناخته میشود. این مسیر، مسیری ساده و خطی نبوده و در طول چهار دهه، با چالشها، سوءتعبیرها و حتی واپسرویهایی همراه شده است. با این حال، راهپیمایی ۲۲ بهمن ۱۴۰۴ نشان داد که این پروژه فکری ـ اجتماعی، بهویژه در بزنگاههای تاریخی، به ثمر نشسته و توانسته است سوژهای آگاه، تحلیلگر و مسئولیتپذیر را در قالب «زنِ انقلابی» به صحنه بیاورد.
زنانی که در این راهپیمایی نقشآفرین بودند، صرفاً حامل عاطفهای خام یا واکنشی لحظهای نبودند؛ بلکه با درک شرایط ملی، تهدیدهای پیشرو و ضرورت دفاع از موجودیت و استقلال کشور، کنشی آگاهانه را برگزیدند. این سطح از تحلیل، همان حلقه مفقودهای است که کنش اجتماعی را از هیجانهای زودگذر متمایز میکند و آن را به سرمایهای پایدار برای جامعه بدل میسازد. در این معنا، زنان حاضر در صحنه، نه پیروان منفعل، بلکه راهبران عاطفه اجتماعی بودند؛ عاطفهای که اگر بدون جهتگیری عقلانی رها شود، میتواند به آشوب یا انفعال بینجامد، اما وقتی با فهم و تحلیل همراه میشود، به نیرویی سازنده و ساماندهنده بدل خواهد شد. در تاریخ انقلاب اسلامی، بارها شاهد بودهایم که زنان در لحظات بحرانی، چنین نقشی را ایفا کردهاند؛ از دوران مبارزات پیش از پیروزی انقلاب، تا سالهای دفاع مقدس و سپس در مواجهه با فشارهای سیاسی، اقتصادی و فرهنگی. راهپیمایی ۲۲ بهمن ۱۴۰۴ را باید در امتداد همین سنت تاریخی فهم کرد، با این تفاوت که امروز، این نقشآفرینی به سطحی از خودآگاهی رسیده است که میتوان از «بلوغ اجتماعی» سخن گفت. زن انقلابی امروز، محصول انباشت تجربه تاریخی است؛ تجربهای که او را قادر ساخته است میان احساس مسئولیت ملی، تعهد دینی و مشارکت اجتماعی، نسبتی متوازن برقرار کند.
این وضعیت را میتوان نشانهای از تکمیل «فهم زوجیتی انقلاب» دانست؛ مفهومی که بر همافزایی زن و مرد در ساختن نظم اجتماعی مطلوب تأکید دارد، نه بر تقابل یا حذف یکی به سود دیگری. حضور زنان در کنار مردان، نه بهعنوان همراهان خاموش، بلکه بهمثابه بازیگران اصلی میدان، بیانگر آن است که انقلاب اسلامی درک عمیقتری از ظرفیتهای انسانی جامعه خود پیدا کرده است. جامعهای که نیمی از سرمایه انسانی آن به حاشیه رانده شود، ناگزیر دچار فقر کنشگری و ضعف تابآوری خواهد شد. راهپیمایی ۲۲ بهمن ۱۴۰۴، تصویر معکوسی از این وضعیت را به نمایش گذاشت: جامعهای که زنان آن در متن تحولات ایستادهاند و سهم خود را در دفاع از کشور و آرمانهای جمعی مطالبه و ایفا میکنند. در این چارچوب، باید بر نفی دو تصویر تقلیلگرایانه از زن تأکید کرد. زنِ حاضر در این صحنه، نه در پستوهای خانه محصور شده و از مناسبات اجتماعی حذف شده است و نه به «زینت خیابانها و پاساژها» تقلیل یافته است؛ تعبیری که بهدرستی بر نقد نگاه کالایی و مصرفگرایانه به زن دلالت دارد. در مقابل، با زنانی مواجهیم که با حفظ شأن و هویت خود، در مقام مدافعان انقلاب و میهن ظاهر شدهاند. این دفاع، صرفاً دفاعی فیزیکی یا شعاری نیست، بلکه دفاعی گفتمانی و تمدنی است؛ دفاع از معنایی خاص از استقلال، کرامت و زیست جمعی.
لحن ملیگرایانه این حضور نیز شایان توجه است. ملیگراییِ برخاسته از این راهپیمایی، نه از جنس تعصبهای کور، بلکه مبتنی بر حس تعلق مسئولانه به سرزمین، تاریخ و سرنوشت مشترک است. زنان در این میدان، نشان دادند که میتوان همزمان به ارزشهای اسلامی وفادار بود و از منافع ملی دفاع کرد؛ دوگانهای که گاه بهاشتباه در برابر یکدیگر قرار داده میشود. این همنشینیِ دینداری و ملیگرایی مسئولانه، یکی از دستاوردهای مهم تجربه انقلاب اسلامی است که در بزنگاههایی چون ۲۲ بهمن ۱۴۰۴ خود را آشکار میسازد. در نهایت، راهپیمایی ملی اخیر را میتوان نشانهای از ورود جامعه ایرانی به مرحلهای جدید از کنش جمعی دانست؛ مرحلهای که در آن، زنان بهعنوان سوژههایی بالغ، تحلیلگر و اثرگذار، نقش محوری دارند. این واقعیت، هم فرصتی برای تعمیق سرمایه اجتماعی انقلاب است و هم مسئولیتی مضاعف برای نخبگان، سیاستگذاران و دانشگاهیان. اگر این ظرفیت بهدرستی فهم و تقویت شود، میتواند در آینده نیز در خدمت ثبات، پیشرفت و انسجام ملی قرار گیرد؛ و اگر نادیده گرفته شود، به اتلاف یک امکان راهبردی خواهد انجامید.
دکتر زینب تاجیک
عضو هیئتعلمی پژوهشکده زن و خانواده
نظرات



