تاریخ انتشار: 1405/06/18
نشست علمی «جنسیتمندی نفس و پیامدهای آن» با موضوع «جنسیتمندی نفس و دلالتهای تربیتی آن» و با سخنرانی سرکار خانم دکتر زینب تاجیک در مجمع عالی حکمت اسلامی برگزار شد. در این نشست، دکتر زینب تاجیک به بررسی نسبت میان مباحث انسانشناختی و نظام تربیتی پرداخت و تلاش کرد پیامدهای پذیرش جنسیتمندی نفس را در چهار محور هدف تربیت، مسیر و روشهای تربیتی، کارکردهای تربیت و جامعهپذیری اجتماعی، و عدالت تربیتی و طراحی نهادهای تربیتی تبیین کند.
تربیت بدون تلقی خاص از انسان شکل نمیگیرد
سخنران بحث خود را با یک گزاره اساسی آغاز کرد: «هیچ نظریه و هیچ نظام تربیتی بدون یک تلقی خاصی از انسان شکل نمیگیرد»بر این اساس، مقدمه اساسی هر نظریه تربیتی و هر نظام تربیتی، پاسخ به این پرسش است که متربی و انسان دقیقاً چیست. به گفته وی، نوع تلقی ما از انسان، بر نوع تربیتی که برای او در نظر میگیریم تأثیر مستقیم دارد.
اگر برای انسان ماهیتی کاملاً مادی در نظر گرفته شود، شیوه تربیتی متناسب با چنین نگاهی شکل خواهد گرفت. همچنین اگر انسان صرفاً موجودی اجتماعی تلقی شود که تمام ماهیت و هویت او در اجتماع شکل میگیرد و فطرت الهی و مسائل دیگر در نظر گرفته نشود، مسئله اصلی تربیت میتواند صرفاً آمادهسازی فرد برای ایفای نقشهای اجتماعی باشد.
اما در فضای حکمت اسلامی، انسان موجودی دارای نفس با مراتب وجودی، دارای فطرت، استعدادهای متعالی و غایت الهی در نظر گرفته میشود. در کنار این تلقی، صفاتی همچون حکیم بودن خداوند و غایتمند و حکیمانه بودن فعل الهی نیز مورد توجه قرار میگیرد؛ بنابراین تفاوتهایی که در انسانها وجود دارد، نمیتواند بدون هدف و غایت تلقی شود.
از نگاه سخنران، چنین مجموعهای که برآمده از مبانی اندیشه اسلامی و فلسفه و حکمت اسلامی است، میتواند در مباحث تربیتی نیز امتدادهای خاص خود را داشته باشد.
تربیت اسلامی؛ فراتر از انتقال دانش و ایجاد رفتار مطلوب
دکتر تاجیک در ادامه با تعریف تربیت اسلامی، ارتباط میان جنسیتمندی نفس و تربیت را مورد توجه قرار داد.به گفته وی، تربیت اسلامی صرفاً انتقال دانش نیست و صرفاً به این معنا نیست که بخواهیم رفتار مطلوبی را در متربی ایجاد کنیم؛ بلکه اساساً تربیت اسلامی «فرایند فعلیت یافتن و شکوفایی ظرفیتهای وجودی انسان در مسیر کمال و قرب الهی» است.
بر اساس این تعریف، تفاوتهای زن و مرد در عین وجود اشتراکات، اهمیت بیشتری پیدا میکند. به گفته سخنران، تفاوتهای جنسیتی صرفاً به بدن یا مجموعهای از ویژگیهای فرهنگی و اجتماعی محدود نمیشود، بلکه این تفاوتها ریشه در «حاق وجود زن و مرد» دارد.
از همین نقطه، پرسش اصلی درباره پیامدهای تربیتی جنسیتمندی نفس مطرح میشود: آیا جنسیتمندی نفس میتواند فهم ما از تربیت دختران و پسران را متفاوت کند یا خیر؟
آیا تربیت دختران و پسران باید کاملاً یکسان باشد؟
یکی از پرسشهای اصلی مطرحشده در این نشست آن بود که اگر مبنای انسانشناختی جنسیتمندی نفس را بپذیریم، آیا همچنان میتوان از یک الگوی کاملاً یکسان برای تربیت دختران و پسران دفاع کرد؛ الگویی که هیچ تفاوتی میان تربیت دختران و پسران قائل نباشد و در تمام مسائل، رویکرد یکسانی اتخاذ کند؟سخنران معتقد است جنسیتمندی نفس میتواند در فضای تربیت اسلامی یا فلسفه تعلیم و تربیت اسلامی، در چهار محور بر تربیت اثرگذار باشد:
- هدف تربیت
- مسیر و روشهای تربیت
- کارکردهای تربیت، از جمله نقشها، مسئولیتها و جامعهپذیری اجتماعی
- عدالت تربیتی و طراحی نهادهای تربیتی
مقصد تربیت یکی است؛ مسیر میتواند متفاوت باشد
در محور نخست، یعنی هدف تربیت، سخنران تأکید کرد که نهایت و هدف غایی تربیت اسلامی، عبودیت و قرب الهی است و جنسیت در این هدف نهایی نمیتواند تأثیرگذار باشد.بر این اساس، زن و مرد هر دو هدف نهایی یکسانی دارند و هدف نهایی هر دو، رسیدن به عبودیت و قرب الهی است.
اما پرسش دیگری مطرح میشود: این عبودیت و قرب الهی از چه مسیری قرار است محقق شود؟
به گفته سخنران، هنگامی که اختلافات جنسیتی در «حق وجود زن و مرد» مورد بررسی قرار گیرد، این پرسش موجه میشود که آیا مسیرهای رسیدن به هدف نهایی میتواند با توجه به این تفاوتها متفاوت باشد یا خیر.
وی تصریح کرد که با توجه به اینکه این اختلافات چگونه فهم و تبیین شوند، میتوان درباره تفاوتهایی در مسیر رسیدن به هدف نهایی تأمل کرد.
بر این اساس، یکی از نتایجی که در این بخش مطرح شد، این صورتبندی بود:
«تساوی در مقصد، اما تفاوت در طریق»
یعنی هدف نهایی تربیت برای زن و مرد یکسان است، اما احتمال دارد در مواردی مسیر رسیدن به آن هدف، با توجه به تفاوتهای جنسیتی، متفاوت باشد.
جنسیتمندی نفس و روشهای تربیتی
محور دوم بحث، تأثیر جنسیتمندی نفس بر مسیر و روشهای تربیتی بود.سخنران با اشاره به یکی از تعاریف مهم تربیت، بهویژه تعریفی که در بحث تربیت و شکوفایی استعدادهای متربی مطرح شده است، این پرسش را پیش کشید که آیا تفاوتهای جنسیتی و جنسیتمندی نفس، استعدادهای متفاوتی را برای دختران و پسران به همراه میآورد یا خیر.
اگر پذیرفته شود که به واسطه جنسیتمندی نفس، اختلافاتی میان انسانها وجود دارد، این پرسش مطرح میشود که آیا این اختلافات میتواند در فرآیند تربیت و نحوه شکوفایی استعدادها نیز اثرگذار باشد.
در ادامه، با اشاره به مطالب مطرحشده در کتابها، مقالات و گفتوگوهای علمی، این دیدگاه مطرح شد که اختلافات جنسیتی، اولاً و بالذات در نفس انسان وجود دارد و ثانیاً و بالعرض در بدن انسان خود را نشان میدهد.
بر مبنای پذیرش چنین دیدگاهی، اگر این اختلافات در نفس انسان، یعنی در متربی اصلی، حضور داشته باشد، فرآیند تربیت نیز باید بهگونهای باشد که بتواند این استعدادها را به بهترین شکل شکوفا کند و کارکردهای اجتماعی آن را به ظهور و بروز برساند.
بنابراین، اگر تفاوتهای موجود در نفس انسان فهم و تبیین شود، ممکن است این تفاوتها در روشهای تربیتی نیز دلالتهایی ایجاد کند.
کارکردهای تربیت؛ از جامعهپذیری تا نقشها و مسئولیتها
محور سوم بحث به کارکردهای تربیت اختصاص داشت.سخنران یکی از مهمترین کارکردهای تربیت را «جامعهپذیری» دانست و جامعهپذیری جنسیتی را یکی از مهمترین اهداف تربیت معرفی کرد.
به گفته وی، برخی اساساً آموزش و پرورش یا تعلیم و تربیت را چیزی جز فرآیند جامعهپذیری متربی نمیدانند.
در این بخش، نکتهای که سخنران بر آن تأکید کرد، توجه به «بایدها و نبایدها» به جای تمرکز صرف بر «هستها و نیستها» بود.
وی اظهار کرد که اگر بپذیریم تفاوتهای جنسیتی ریشه در حاق وجود انسانها دارد و این تفاوتها و نقشهای متفاوت، بهویژه در جایی که با مباحث دینی تداخل پیدا میکنند، اهمیت پیدا میکنند، باید بررسی کرد که فرآیند تربیت چگونه میتواند به تحقق این نقشها و مسئولیتها کمک کند.
بر این اساس، تربیت میتواند به ابزاری تبدیل شود که در فضای علوم اجتماعی، با وجود تمام پیچیدگیهای موجود، امکان یک برنامهریزی بلندمدت برای ایجاد پیوند میان مبانی انسانشناختی، مسائل اجتماعی، جامعهپذیری اجتماعی، نقشهای جنسیتی و نقشهای اجتماعی را فراهم کند.
ضرورت طراحی نقشه تربیتی بر اساس مبانی انسانشناختی
سخنران در ادامه، فکر کردن به این موضوع و طراحی نقشهای برای تحقق اهداف مورد نظر را یک پرسش و تأمل موجه دانست.از نگاه وی، اگر جنسیت صرفاً بهعنوان یک امر اجتماعی فهم شود، میتواند سیال تلقی شود و در این زمینه مسائل دیگری نیز مطرح شود.
در مقابل، اگر به مبانی انسانشناختی و هستیشناختی بازگردیم و بر اساس آن بخواهیم یک نقشه طراحی کنیم، این پرسش مطرح میشود که فرآیند تربیت چگونه میتواند برای رسیدن به هدف مورد نظر کمککننده باشد.
دکتر تاجیک با تأکید بر پیچیده بودن این فرآیند، تصریح کرد که این پیچیدگی نباید باعث شود صورت مسئله پاک شود.
نسبت دین، مبانی انسانشناختی و علوم اجتماعی
در ادامه بحث، پرسشی درباره ضرورت عبور از مسیر جنسیتمندی نفس برای رسیدن به هنجارها و بایدها و نبایدهای تربیتی مطرح شد.بر اساس این پرسش، اگر دین خود مجموعهای از مطلوبات را در اختیار ما قرار داده است، چرا باید برای رسیدن به این مطلوبات، از مسیر جنسیتمندی نفس عبور کنیم؟
سخنران در پاسخ، توجه به نگاه دینی و خوانشهای موجود از این نگاه را ضروری دانست و تأکید کرد که اگر بحث به مبنای انسانشناختی برگرفته و برآمده از مبانی حکمت اسلامی بازگردد، احتمالاً میتوان از بسیاری از مشکلات و شبهات جلوگیری کرد.
وی مسئله را موضوعی دانست که در یک رفتوبرگشت و پیوند میان فلسفه، مسائل اجتماعی، مسائل فرهنگی، مسائل اخلاقی و معرفتشناسی قابل بررسی است.
در همین زمینه تأکید شد که علوم اجتماعی میتواند درباره واقعیت موجود و تغییراتی که در جامعه رخ داده است سخن بگوید، اما اینکه «شیوه زیست مطلوب» چیست، موضوعی نیست که جامعهشناسی بتواند درباره آن تعیین تکلیف کند؛ در نهایت باید به بایدها و نبایدهایی بازگشت که دین تعیین کرده است.
کاربردی کردن فلسفه و الهیات در ارتباط با علوم تربیتی
در بخش دیگری از سخنان، کاربردی کردن علومی مانند فلسفه و الهیات مورد توجه قرار گرفت.بر اساس این دیدگاه، زمانی که قرار است علمی مانند فلسفه کاربردی شود، باید یک فرآیند رفتوبرگشتی میان فلسفه، الهیات و کلام از یک سو و علومی مانند علوم تربیتی، روانشناسی و جامعهشناسی از سوی دیگر شکل بگیرد.
سخنران تأکید کرد که این فرآیند به سادگی انجام نمیشود و با مشکلات زیادی مواجه است؛ با این حال، از نظر وی، نقطهای که در آن قرار گرفتهایم، نقطه درستی است.
بر این اساس، بدون اینکه یک مبنای هستیشناختی و انسانشناختی درست برای خودمان فراهم کنیم، نمیتوان بهسادگی به تغییر ساختارها رسید.
جنسیتمندی نفس و مسئله عدالت تربیتی
آخرین محور مورد اشاره سخنران، عدالت تربیتی و طراحی نهادهای تربیتی بود.وی عدالت تربیتی را یکی از مهمترین مباحث مطرح در علوم تربیتی دانست و اظهار کرد که در مواردی که عدالت تربیتی مطرح شده، این بحث بهشدت تحت تأثیر نگاههای فمینیستی بوده است؛ نگاهی که در نهایت میتواند یکسانی و تشابه را برای مباحث تربیتی دختران و پسران به همراه داشته باشد.
در مقابل، از نگاه مطرحشده در این نشست، داشتن فهم درست از جایگاه اختلافات جنسیتی در شئون و ابعاد مختلف وجود انسانها میتواند فهم ما از عدالت تربیتی را عمیقتر و درستتر کند.
بر اساس این دیدگاه، فهم جایگاه تفاوتهای جنسیتی میتواند زمینهای برای نزدیکتر شدن به آنچه از عدالت تربیتی در فضای اندیشه اسلامی مدنظر است، فراهم کند.
جمعبندی
محور اصلی سخنان دکتر زینب تاجیک در این نشست، تبیین پیوند میان یک مبنای انسانشناختی درباره انسان و پیامدهای آن در حوزه تربیت بود.در این چارچوب، تأکید شد که هیچ نظام تربیتی بدون تلقی خاصی از انسان شکل نمیگیرد و در حکمت اسلامی، انسان موجودی دارای نفس، مراتب وجودی، فطرت، استعدادهای متعالی و غایت الهی تلقی میشود.
بر مبنای این نگاه، جنسیتمندی نفس میتواند در فهم تربیت دختران و پسران دلالتهایی داشته باشد. این دلالتها در چهار محور مطرح شد: هدف تربیت، مسیر و روشهای تربیت، کارکردهای تربیت و جامعهپذیری اجتماعی، و عدالت تربیتی و طراحی نهادهای تربیتی.
در بحث هدف، بر یکسان بودن مقصد نهایی زن و مرد، یعنی عبودیت و قرب الهی، تأکید شد؛ در عین حال، احتمال تفاوت در مسیر رسیدن به این مقصد با توجه به تفاوتهای جنسیتی مورد توجه قرار گرفت.
در بحث روشهای تربیتی، این پرسش مطرح شد که آیا جنسیتمندی نفس میتواند با استعدادهای متفاوت دختران و پسران ارتباط داشته باشد و در نتیجه بر شیوه شکوفایی استعدادهای آنان اثر بگذارد.
در بحث کارکردهای تربیت، موضوع جامعهپذیری جنسیتی، نقشها و مسئولیتها و امکان طراحی یک برنامه بلندمدت برای پیوند دادن مبانی انسانشناختی با مسائل اجتماعی و نقشهای جنسیتی مطرح شد.
در نهایت، در بحث عدالت تربیتی نیز تأکید شد که فهم جایگاه تفاوتهای جنسیتی در ابعاد مختلف وجود انسان میتواند فهم عدالت تربیتی را عمیقتر و درستتر کند و آن را به فضای مورد نظر در اندیشه اسلامی نزدیکتر سازد.
سخنرانی با تأکید بر ضرورت توجه همزمان به مبانی انسانشناختی، مباحث تربیتی، مسائل اجتماعی و مبانی دینی به پایان رسید.
نظرات



